ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - شكوفه
اشتباه
رضوانه عرفانى
براى او كه وقتى بيايد ديگر بالهاى هيچ پروانهاى سنگينى گامهاى ناعادلان گزافه گوى را- كه فرياد دادخواهى سر دادهاند- تجربه نخواهد كرد ...
بىمقدمه خود را جلو انداختم: «آنها كه مىگويند قرار است براى سرشمارى بيايند شماييد»؟
بىآنكه نگاه از كاغذها بردارد سرش را به آرامى تكان داد و راهش را ادامه. جلوتر رفتم: «آقا كى مىرسيد محل ما؟»
گذرا نگاهم كرد: «نمىدانم»
سماجت بيشترى نشان دادم: «خواهش مىكنم، من خيلى وقت است كه منتظرم ...»
با شنيدن اين جمله سرش را بلند كرد، سراپايم را براندازى كرد و قاطع جواب داد: «طرف شما نمىآييم، مسيرها مشخص است ...»
همان جا خشكم زد. بهت زده نگاهش كردم.
راهش را گرفت و رفت ...
ولى باز هم انگار كسى هلم داد كه دنبالش بروم. مطمئن بودم اين بار ديگر عصبانى مىشود:
... از كجا مطمئنيد؟ اصلًا مگر سرشمارى عمومى نيست؟ ... شما بايد من را هم بشماريد!
سرش را برگرداند: «اولًا بايدى در كار نيست ... دوماً همه كه حساب نمىشوند دخترجان! پس عمومى هم نيست. فقط بعضىها را مىشمارند.»
- بعضىها؟؟!
پاك گيج شده بودم. گفتم: اصلًا غير قانونى بودن كار شما از همين جا كه روز جمعه آمدهايد، معلوم است ... من حتماً شما را اشتباه گرفتهام ...»
لبخندى زد و گفت: ما هر جمعه مىآييم. سالهاست كه قانون كارمان اين است. در ضمن اسم كار ما سرشمارى نيست ما دلها را مىشماريم .... تعداد محدود است، شرايط محدودتر! ما فقط منتظران را مىشماريم ... شما هم ... پيداست منتظر كسى ديگريد ... حتماً اشتباهى شده!!!
شكوفه
شاهين شبخيز
قيام متّصل به ظهور در نمازهاى واجب بسيارى از مردم فراموش شده است.
آخر پاييز جوجههاى زيادى از فقر، گرسنگى و سرما مىميرند و از فهرست سرشمارى خط مىخورند.
دلهاى بزرگ هيچ وقت عكسشان در قابهاى كوچك چوبى جا نمىگيرد.
وقتى يك خورشيد درون قلبت طلوع كرده باشد، همه چيز به دور تو مىگردد.
ماهيگيرى كه بلد نباشى، نمىتوانى ماهى بگيرى؛ نه تازه، نه كهنه و گنديده!
خواب زمستانى فرصتى است براى آنهايى كه بيدارى را در زندگى تجربه نكردهاند.
كسى كه راه آسمان را مىشناسد، چاله چولههاى زمين را نمىبيند.