ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - تشيع و شرق شناسان
كه مسلمانان هنگام نماز ظهر نمىجنگند از اين فرصت براى حمله و يا هر تاكتيك ديگرى استفاده مىكند.
اگر بخواهم مثال ديگرى بزنم، بحث لباسها را بايد مطرح كنم. آنها نمىآيند يك شلوار جين را يك شبه به بازار ايران و تهران عرضه كنند بلكه اول ساكنان منطقه و شهر را مىشناسند و بعد مطابق ميل و خواستههاى آنها فرهنگ مورد نظر خود را به آنها قالب مىكنند.
يكى از انتقادهاى جدى كه به شرقشناسى مىشود همين است كه فعاليتهاى آنها در جهت مطامع استعمار و دولتهاى استعمارى قرا گرفته است. البته ما همه مستشرقان را متهم نمىكنيم كه آنها در انجام تحقيقات و پژوهشهايشان چنين سمت و سويى داشتهاند ولى به هر حال از تمام آثار آنان چنين استفادهاى شده است. به خصوص كه بعضى از اين افراد كارمندان وزارت خارجه و نهادهاى جاسوسى دول استعمارى بودهاند و بعضى ديگر هم از بودجههاى دولتى استفاده مىكردهاند.
\* مستشرقان چه وابسته بودهاند چه مستقل و با هر قصد و نيتى كه كار پژوهشى مىكردهاند آثار آنها به جاهايى مىرفته كه از اين آثار استفادههاى خاصى مىشده است. شما وقتى نگاه كنيد مىبينيد كه همه مدخلهاى جغرافيايى دايرةالمعارف اسلام كه بعد از جنگ جهانى دوم نوشته شده در جنگها و ديگر اقدامات سياستمداران غربى مورد استفاده قرار گرفته است.
نكته ديگر هم اينكه محقق، موضوع تحقيقاتش را از جامعه مىگيرد. وقتى دولت متبوعش با عراق و افغانستان وارد جنگ مىشود طبيعى است كه او هم تحقيقاتش به اين سمت سوق پيدا كند. آنها وقتى به حرم مطهر اباعبدالله (ع) حمله مىكنند و مىبينند همان مردمى كه اگر خود آنها را مىكشتى چندان برايشان مهم نبود اگر به اين مكان حمله شود تاب نمىآورند و مىخروشند. مسلماً تلاش مىكنند اين مكان و شخصيت درون آن را بشناسد تا از علت اين ماجرا مطلع شوند.
\* روش و متدولوژى شرقشناسان در معرفى و برخورد با شرق و منابع شرقى چه بوده است؟
اين علم يا ديسيپلين مثل بقيه علوم و جريانات متأثر از مسائل جارى دوره خود بوده است. يعنى وقتى «مارتين لوتر» نهضت تقدّسزدايى از دين را راه انداخت يا انقلاب صنعتى در غرب رخ داد و يا وقتى رويكردهاى پديدارشناسانه ظاهر شدند همه اينها در شرق شناسى هم متبلور گشت.
در اروپا هيچ امر مقدسى وجود ندارد، آنها هيچ تقدّسى نه براى كتاب مقدس خودشان و نه حضرت مسيح (ع) قائل نيستند و با يك نگاه خشك مكانيكى پديدارشناسانه سراغ همه مسائل مىروند. تا چند وقت قبل فكر مىكردم آنها نظرشان بر اين است كه در موضوعهاى تحقيق، بايد تفهمى[١] برخورد كنيم مسائل را هرمنوتيكى ببينيم تا اين كه با يكى از استادان آمريكايى مكاتبه داشتم و در جايى از نامهام براى او نوشته بودم:Prophet of Allah (رسولالله) و او در جوابم نوشته بود ما در سنت آموزشى و پژوهشى خودمان در غرب بيش از محمّد نداريم.
\* در حال حاضر مهمترين مراكز شرقشناسى كدامند؟
تعداد مؤسساتى كه الان در حوزه شرقشناسى كار مىكنند خيلى زياد است. شما در هر دانشگاهى كه بگرديد يك گروه و دپارتمان دين پيدا مىكنيد كه در آن حداقل دو واحد درباره اسلام ارائه مىشود. در خيلى از جاها پا را فراتر از اين گذاشته و دپارتمان اسلامشناسى برپا كردهاند و در موارد متعددى هم ما دانشكدههاى اسلامشناسى را مىتوانيم مشاهده كنيم. دانشكدههاى شرقشناسى هم كه از قرن سيزدهم با دانشكده رمنلول شهر كلرمون به راه افتاد.
در خيلى از اين مجموعهها زبانهاى فارسى، عربى، تركى و ... تدريس مىشود كه به طور طبيعى ضمن تدريس آنها به دين و آيين مردمانى كه به اين زبانها صحبتمىكنند اشاره مىشود. شما تاريخ ادبيات ادوارد براون را نگاه كنيد. اين مجموعه يك تاريخ ادبيات صرف نيست. وقتى صحبت از علامه مجلسى (ره) به ميان مىآيد آرا و عقايد و آثارش هم معرفى مىشود.
ما اگر بخواهيم تمام اين مجموعهها و فعاليتهايشان را فهرست كنيم چند جلد كتاب مىشود. جالب است بدانيم بسيارى از اين مجموعههاى شرقشناسى در شرق هستند. دانشگاههاى آمريكايى قاهره، بيروت، شارجه و دبى، آذربايجان و اردن و همچنين دانشگاههاى انگليسى، فرانسوى، ايتاليايى و آلمانى بسيار چشمگيرند حتى بعضى از اينها در ايران هم مشغول به فعاليت هستند.
الآن در دنيا مراكز متعدد ايرانشناسى، مؤسسات اسلامى و مجموعههاى رو به ازديادى را شاهديم كه همگى بر اساس روش حل مسئله، همايش و بورس و جايزههاى متنوعى به راه مىاندازند. وضعيت مطالعات درباره عراق با شش سال پيش تفاوت خيلى جدى دارد الآن آنها با عراق درگيرند و در آنجا قدم گذاشتهاند.
\* ورود شرقشناسان به حوزه فرهنگى شيعه از چه زمانى بوده است؟
از همان قرون وسطى به شيعيان توجه بوده منتها كارهاى علمى منظم مربوط به همين دورههاى اخير است. در قرون وسطى در آثار افرادى مثل ژاك دوويترى، ويليام سورى و ماركوپولو اطلاعات پراكندهاى درباره عقايد و آرا و آيينهاى تشيع و عزادارىها و ... يافته مىشود كه در بسيارى موارد اشكالات جدى به اطلاعات ارائه شده وارد است و حتى در موارد متعدد مسائل را با هم خلط كردهاند. منابع اطلاعاتى آنها هم درست نبوده گاهى از غُلات مطالبشان را مىگرفتهاند و گاهى هم از اسماعيليان. علتهاى كمتوجهى آنها به تشيع در آغاز اين بوده كه ما دولتهاى كاملًا شيعى در طول تاريخ كم داشتهايم و شرقشناسان با شيعيان كمتر ارتباط داشتهاند. يكى از انتقاداتى كه به طور جدى به شرقشناسان وارد مىكنند اين است كه يا به شيعه كمتر