ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - درجات نور
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.[١]
آيا كسى كه مرده [دل] بود و زندهاش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود، چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكىهاست و از آن بيرون آمدنى نيست؟ اين گونه براى كافران آنچه انجام مىدادند زينت داده شده است.
به عنوان مثال، براى اين موضوع مىتوان اتاقى را در نظر گرفت كه درون آن سه لامپ، يكى به توان يك وات، دومى صد وات و سومى هزار وات، روشن است. نور لامپ اول مخلوط با ظلمت است و به همين دليل، براى روشن نمودن همه اتاق به تنهايى كافى نيست، در حالى كه لامپ سوم تماماً نور است و ظلمت ندارد و براى روشن نمودن اتاق با وجود آن احتياجى به لامپ ديگر نيست.[٢]
بنابر آنچه گفته شد، اكنون مىتوانيم مصاديق نور و درجات متفاوت آن را درك كنيم.
انوار هستى
١. خداوند متعال: خداوند متعال، خود را در كتاب خويش به عنوان نور معرفى نموده و فرموده است:
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.[٣]
خدا، نور آسمانها و زمين است. مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشهاى است. آن شيشه، گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى، افروخته مىشود. نزديك است كه روغنش- هر چندان بدان آتشى نرسيده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند، و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند، و خدا به هر چيزى داناست.
چنين لفظ نور در موارد ديگرى از كلمات معصومين (ع)، به عنوان نامى از نامهاى نيكوى خداوند ذكر شده است، از جلمه توسط حضرت امام على (ع) در «دعاى كميل» اين عبارت آمده است: «يا نور يا قدّوس؛ اى روشنايى و اى بسيار تقديس شده»، در «دعاى نور» از حضرت فاطمه زهرا (س): «بسم الله النور؛ به نام خداوندى كه نور است». و در «دعاى جوشن كبير»: «يا نور النّور يا منوّر النّور يا خالق النور ...؛ اى روشنايى نور، اى روشنايى بخش نور، اى آفريننده نور ...» پوشيده نيست كه اطلاق عنوان نور بر خداى متعال، به معناى نور حسى نيست، زيرا او:
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ.[٤]
چيزى مانند او نيست و اوست شنواى بينا.
نور حسى از مقوله اجسام، اعراض و مخلوقات است همانطور كه خداوند تعالى مىفرمايد:
وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ.[٥]
و تاريكىها و روشنايى را پديد آورد.
در حالى كه خداوند از اين اوصاف منزه است. مقصود از نور درباره خداوند آن است كه او به خودى خود نمايان، و نمايان كننده غيرخود است. امام حسين (ع) در «دعاى عرفه» مىفرمايد: «آيا موجودى غير از تو ظهور و پيدايى دارد كه تو نداشته باشى، تا آن كه او نمايانگر تو باشد. تو چه وقت پنهان بودهاى كه نيازمند دليلى براى نماياندنت باشى؟ [يعنى هيچگاه چنين نبوده است].»
از نگاه استاد شهيد مطهرى، «وقتى كه لفظ نور را به معنى حقيقت آشكار و آشكاركننده بشناسيم، و براى آشكار بودن آن حدّى قائل نشويم- اين كه آشكار بودن آن مربوط به چشم، قلب، و يا عقل مىباشد- همچنين كيفيت آشكارى آن را مشخص نكنيم، صحيح خواهد بود كه خداوند را مصداق اين معنى قرار دهيم، يعنى حقيقت آشكارى كه خود بر ذاتش دلالت دارد.»[٦]
٢. رسول خدا، حضرت محمد (ص): خداوند متعال از رسول خود، با وصف «چراغ درخشان» در قرآن ياد نموده است:
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً.
دعوت كننده به سوى خدا، به فرمان او، و چراغى تابناك.[٧]
پس آن حضرت (ص) چراغ تابناك و خود، گواه بر خويش است، كه به وسيله گفتار، تعاليم، راهنمايىها و رفتارش تاريكىها را محو و نور و روشنايى را در ميان انسانها منتشر مىسازد.
همچنان كه نور خورشيد لازمه محو تاريكى و تداوم حيات در كائنات مىباشد، رسول خدا (ص) نيز فروغ زندگانى بشريت است، چه آنكه اگر آن حضرت (ع) نمىبود، خداوند هستى را نمىآفريد و روشنايى ماه و خورشيد وجود نداشت. پس بايد گفت، وجود آن حضرت، به اذن خداى متعال، نور مادى و معنوى وجود است.
در روايات شريف آمده است كه نخستين مخلوقى كه خداوند، آفريد پيامبر اكرم، حضرت محمّد (ص) بود، و آن حضرت (ص) خود فرموده است: «نخستين چيزى كه خدا