ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٣ دين مدار، دين دار و دين يار
حنفى» در هنگام نماز اباعبدالله، جانش را سپر تيرها كرد. هر تيرى كه به قصد عضوى از اعضاى امام از كمان رها مىشد، سعيد، همان عضو خويش را روياروى تير قرار مىداد و در پايان نماز امام، با بدنى كه تيرها آن را پوشانيده بود، مقابل حضرت افتاد و امام، گرماى محبت خويش را به پيشانىاش بخشيد و بهشت و ديدار پيامبرش را مژده داد.
كربلا، صحنه عشقبازى با نام حسين (ع) است. ياران حسين (ع) كه به «راه» و «سيرت» حسين (ع) آگاهند، با نام، ياد و همراهىاش سرخوش بودند و از عشق او سرشار. ياران عاشورا با ديدار امام، توانى تازه مىيافتند. همچون خود امام، بىهراس مىجنگيدند و در آخرين زمزمه نيز نسيم ياد حسين لبهايشان را متبرك و متبسم مىساخت.
ياران حضرت امام مهدى (ع) نيز چنين سيرت و صفاتى دارند، به امام عشق مىورزند و شيفتگى خويش را به هر بهانه و هر جا نشان مىدهند. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«ياران حضرت امام مهدى (ع) مردان پولادند و همه وجودشان يقين به خدا. مردانى سختتر از صخرهها. اگر به كوهها روى آورند، آنها را از جاى برمىكنند. درفش پيروزگر آنان به شهر و پايختى روى نمىنهد، مگر اينكه آن جا را به سقوط وا دارد. گويى آن مردان، عقابهاى تيز چنگالند كه بر مركبها سوار شدهاند. اينان براى تبرّك و فرخندگى، دست خويش را به زين اسب امام مىشكند و بدين سان تبرّك مىجويند. او را در ميان مىگيرند و جان خويش را- در جنگها- پناه او مىسازند، و هر چه را اشاره كند، با جان و دل انجام مىدهند. اين شيرمردان، شب هنگام نخوابند و چون صداى زنبوران عسل، زمزمه قرآن و مناجات خويش، در هم اندازند و تا بامداد، به عبادت خدا بايستند و بامدادان، سوار بر مركبها باشند. آنان راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش دارند و چون مشعلهاى فروزانند؛ دلهاى منور آنان، بسان قنديلهاى نور در سينههايشان آويخته است.»[١]
اين مردان، تنها از خدا مىترسند و فرياد «لا اله إلّا الله» و «الله اكبر» آنان بلند است و همواره در آرزوى شهادت و كشته شدن در راه خدايند. شعارشان «يالثارات الحسين؛ بياييد به طلب خون حسين» است. به هر سوى روى آورند ترس از آنان پيشاپيش در دل مردمان افتد و تاب مقاومت از همه بگيرد. [اينان] دسته دسته، به سوى خداوند [با امام] خويش روى مىآورند و خدا به دست آنان، امام حق را يارى مىكند.
٣. دينمدار، ديندار و دينيار
نهضت و حركت اباعبدالله (ع) و يارانش براى اصلاح دين، زدودن غبارها و زنگارهاى تحريف و بدعتها بود. امام (ع) در وصيتنامه خويش كه آن را به دست برادرش «محمد حنفيه» مىسپارد، به اين ويژگى و هدف اشاره مىكند:
من در خيزش و قيام خويش، قصد اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهى از منكر را دارم ....[٢]
در عرصه نبرد، ياران امام حسين (ع)، بر دفاع از حريم دين تأكيد مىكردند. از همين رو، امام (ع) را سزاوار دفاع مىدانستند.
در انقلاب نهايى جهان نيز ياران موعود، دينمدار و دينيارند. مگر قيام حضرت امام مهدى (ع) جز براى برپايى دين پيامبر (ص) است:
زمانى كه حضرت امام مهدى (ع) قيام كند، امرى تازه مىآورد؛ چنانكه پيامبر خدا (ص) در صدر اسلام امرى تازه آورد.[٣]
امام زينالعابدين (ع) خطاب به «ابوخالد كابلى»، در وصف ياران حضرت امام مهدى (ع) مىفرمايد:
اى ابوخالد! مردمانى كه در روزگار غيبت به سر مىبرند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمانها برترند، زيرا خداوند متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده كه غيبت امام زمان (ع) براى آنان مانند حضور است. خدا اين مردم را مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانند كسانى كه در ركاب پيامبر (ص) شمشير مىزدند و پيكار مىكردند. آنانند اخلاصپيشگان حقيقى و شيعيان واقعى، آنانند- كه در نهان و عيان- مردم را به دين خدا دعوت مىكنند.[٤]