ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - درجات نور
بپرسيم: آن نور چيست؟ چگونه مىتوان به آن رسيد، و آثار و فوايد آن، چه مىباشد؟
معناى نور
از آن جا كه اولًا نور، جزء آن دسته از حقايق غيبى پوشيده از ما نيست، و ثانياً تمام آنچه درباره تعريف آن ذكر شده، از باب شرح لغوى و پرده برداشتن از بعضى فوايد آن است، ما از بيان اقوال مختلف در اين باره صرف نظر كرده، تنها به تعريف مشهور اكتفا مىكنيم كه «الظاهر فى نفسه و المظهر لغيره؛ نور چيزى است كه خودش [بىواسطه] نمايان و پيدا بوده و نمايان كننده غير خود نيز مىباشد.» به عنوان مثال، خورشيد نور است، زيرا به خودى خود نمايان بوده و به واسطه پرتوها و اشعههايش نمايان كننده اشياى ديگر نيز هست. انسان نيازمند نور خورشيد است تا اطراف خود را ببيند در غير اين صورت، حتى اگر اجسامى حجيم و بزرگ نيز در كنار او قرار داشته باشد، آنها را به دليل فقدان نور نخواهد ديد. نكته ديگر قابل توجه در اين مجال آن كه حقيقت نور، واحد است و هيچ تكثرى در آن وجود ندارد.[١]
مقابل نور، ظلمت است كه به تعداد منشأهاى آن، متكثر و متعدد است، همچون: ظلمت كفر، جهل، گمراهى و معصيت.
گونههاى نور
نور به دو گونه تقسيم مىشود:
گونه اول، نور حسى: آن نورى است كه با چشم سر ديده مىشود، مانند نور خورشيد و ماه. خداوند متعال فرموده است:
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً.[٢]
اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد.
از ويژگىهاى نور، آن كه زيباترين، لطيفترين، و وسيعترين چيزهاست. به وسيله آن مىتوان هفت بار دور زمين را در يك چشمبر هم زدن (كمتر از ثانيه) پيمود، و به همين دليل است كه مسافت بين ستارهها و سيارهها با سرعت نور سنجيده مىشود. همچنين نور، اساس زنده بودن موجودات زنده و منشأ بسيارى از انواع توانايىها و حركتها است.[٣]
گونه دوم، نور معنوى: آن نورى است كه با چشم بصيرت ادراك مىشود، و به اين دليل درباره آن، لفظ نور به كار رفته است كه در تأثير و فايده، با نور مادى، مشترك است. همانطور كه نور مادى روشنايى مىبخشد، نور معنوى نيز راه كمال، سعادت و راه مستقيم را روشن مىنمايد. اين نور خود داراى دو گونه است:
١. نور معنوى در دنيا؛ مانند نور علم و ايمان. خداوند متعال فرموده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.[٤]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به [بركت] آن راه سپريد و بر شما ببخشايد، و خدا آمرزنده مهربان است.
از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند: « [دارا شدن] علم، [منوط] به آموختن نيست همانا آن- صرفاً- نورى است كه در قلب هر كه خداى تبارك و تعالى بخواهد او را هدايت فرمايد، قرار مىگيرد.»[٥]
٢. نور معنوى در آخرت؛ خداوند متعال فرموده است:
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.[٦]
نورشان از پيشاپيش آنان و سمت راستشان روان است. مىگويند: «پروردگارا، نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى، كه تو بر هر چيز توانايى».
و مى فرمايد:
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ.[٧]
و زمين به نور پروردگارش روشن گردد، و كارنامه [اعمال در ميان] نهاده شود، و پيامبران و شاهدان را بياورند، و ميانشان به حق داورى گردد، و مورد ستم قرار نگيرند.
به عبارت ديگر زمين در آن روز- حساب- به واسطه وجود انبيا، اوليا و مؤمنان، روشن مىشود.[٨]
درجات نور
درجات نور بر حسب عواملى، مانند تفاوت در وسعت انتشار يا محدوديت، تفاوت در اسباب و آثار، و شدت يا ضعف آن با يكديگر متفاوت است. چنانچه نور خالى از ظلمت باشد، ميزان انتشار و تأثير آن بسيار شدت مىيابد. و در آن حالت نورانيت مطلق مىشود. به عنوان مثال، روشنايى لامپ هزار وات با لامپ صدوات تفاوت مىكند. اولى داراى نورى كامل و قوى است در حالى كه دومى نورى ضعيف و آميخته با تاريكى دارد. پس نور شديد، خالى از ظلمت است.
به همين ترتيب، درجات مشاهده و شناخت نزد انسانها، به نسبت اختلاف درجات نور نزد آنها متفاوت است. انسانى كه به درجات عالى علم راه نيافته، و جهلش بيش از علمش مىباشد، با انسان عالمى كه هيچ جهلى در او نيست، متفاوت است. شخص اول نيازمند دومى است اما شخص دوم به هيچكس نيازى ندارد. خداوند متعال فرموده است: