ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - تشيع و شرق شناسان
توجه كردهاند و يا اگر توجهى داشتهاند از طريق منابع اهل سنت بوده است. متأسفانه با اينكه الآن امثال دكتر نصر فعاليتهاى قابل توجهى در حوزه شيعهشناسى داشتهاند با اين حال حجم كارهاى انجام شده درباره تشيع بسيار كم است.
\* فعاليتهاى شيعهشناسان و سير تحول آنها چه بوده است؟
در ابتدا توجه آن دسته از شرقشناسان به تشيع جلب شد كه در حوزه فرق اسلامى فعاليت مىكردند. افرادى مثل لائوس، اشتروتمان و گلدتسهير (معروف به گلدزيهر) متوجه تشيع شدند و به دنبال علل افتراق آنها از اهل سنت گشتند. به مرور ديدند كه اين فرقهاى كه انفكاك سياسى داشته، فلسفه و تاريخ و علوم مختلف مخصوص به خود دارد كه همگى بكر و جذابند به خصوص مباحث عرفانى شيعى كه جذابيت خاصى براى آنها داشت. هانرى كُربن به طور جدى به فلسفه و عرفان شيعى پرداخت. الان آقاى گليو در انگلستان به طور جدى فقه و اصول شيعى را پيگيرى مىكند.
وجه غالب مطالعات شيعى در حوزه تاريخ و اعتقادات است. بحث غيبت امام زمان (ع) صرفنظر از اينكه چگونه به آن نگاه مىكنند حوزهاى است كه توجه آنها را به خود جلب كرده است. هر چند به هر حال با زبان رد و طعن از آن ياد مىكنند ولى به هر حال براى آنها مهم بوده است. مدخل مهدى درEI ٢ كه ترهار آن را نوشته و يا مدخل غيبت هر دو حجم اندكى دارند و به خوبى گوياى آن است كه به رغم توجهى كه شرقشناسان به تشيع نمودهاند باز شيعهپژوهى در ابتداى راه است و هنوز خيلى جاى كار دارد.
\* چقدر اين حوزه متأثر از برخورد استكبار و امپرياليسم با اسلام، شيعه و انقلاب اسلامى ايران است؟
در قرنهاى ١٨ و ١٩ ميلادى مطالعات نظاممند و سامان يافته اندكى در حوزه شيعهشناسى مشاهده مىشد. در اوايل قرن بيستم اين جريان كمى جدىتر مىشود. كارهايى در هند مثل فعاليتهاى «كنونسل» انجام مىشود و «دونالدسون» پس از جنگ جهانى اول كارهاى قابل توجهى ارائه مىكند. در فاصله بين جنگ جهانى دوم تا پيروزى انقلاب همچنان مطالعات شيعى به طور فردى و موردى پيگيرى مىشود.
انقلاب اسلامى در شرايطى رخ داد كه به زعم آنها دوره انقلابها تمام شده بود. در چنين شرايطى آنها ناگهان با انقلابى مواجه مىشوند كه با تأكيد برآموزههاى شيعى يا همان اسلام سياسى و شيعه مبارز تكيه دارد. به طور طبيعى توجه آنها خيلى جدى به اين سمت معطوف مىشود و چنان كارها رشد مىيابد كه قابل احصا نيست. كتابها، همايشها، دائرةالمعارف تشيع و اخيراً مجله شيعهشناسى همه نتيجه انقلاب اسلامى است. البته اين رشد كمّى اصلًا دليل رشد كيفى نيست.
درباره تأثير استكبار و امپرياليسم بر اين ماجرا لازم است يادآور شوم دولتهاى غربى منافعى در خاورميانه دارند كه با مردم و دولتهاى شيعى منطقه گرهخوردهاست. دركشورهايى مثل فرانسه كه حدود پنج ميليون مسلمان وجود دارد تعداد قابلتوجهى از آنها شيعهاند. علاوه بر اينها اقتضاى شرايطى مثل حضور جدى شيعيان در لبنان، عراق و افغانستان و رويارويى و درگيرى با اين مردم را نبايد فراموش كنيم. آنها در هر شرايطى بر اساس منافع و مصالح مناسب آن حركت مىكنند. شما براى نمونه به كتاب مشهور امير ارجمند كه در غرب آن را منتشر ساخته است، نگاه كنيد. عنوان اين كتابThe shadow of God and hiddem imam ... است نويسنده اين كتاب از امام غايب با تعبير و عنوان سايه خدا ياد كرده و طبيعى است در توضيح اين عنوان بايد غيبت، نواب و ديگر مسائل را تا دوره فعلى بحث كند.
\* آيا مىتوان فهرستى را درباره جريان شيعهشناسى و حوزه فعاليتهاى آن ارائه كرد؟
در برخى موارد جريان از اين قرار بوده كه يك نفر در حوزهاى متخصص مىشد و پاياننامه مىنوشت و بعد بر اساس علايقى كه در اين حوزه براى او به وجود مىآمد صاحب كرسى مىشد و به تربيت شاگردان مىپرداخت. «برنارد لويس» از اين دسته است.
بعضى وقتها هم منافع و مصالح دولتها اقتضائات خاص خود را داشت كه به زعم استقلال نسبى دانشگاههاى غرب، باز اين سياستگذارىها بىتأثير نبوده است.
مطلب بعدى هم اينكه انگلستان و آمريكا از بعد از جنگ جهانى دوم همواره در برخورد با خاورميانه بودهاند و منافعشان با اين منطقه به طور جدى گره خورده است. حتى آلمان كه هيچ مستعمرهاى نداشته و به واسطه فعاليتهاى امثال «كارل بيكر» و «هانگز» و «هالم» آثار قابل توجهى در حوزه تشيع و مصر دوره فاطمى دارند. مستشرقان آلمانى سالها قبل در دانشگاههاى مصر تدريس مىكردند كه اين جريان هنوز هم ادامه دارد. شخصيتى مثل خانم شيمل در دانشگاههاى مختلفى تا همين اواخر تدريس داشت.
\* ميزان كند و كاو و كنجكاوى شرق، اسلام و تشيع درباره غرب در مقايسه با غربيان درباره شرق چقدر بوده است؟
جريان شرقشناسى از قرن سيزدهم ميلادى شروع به كار كرده و تا به امروز در طول اين چند قرن مستشرقان كتابهاى بسيار زيادى را تأليف يا ترجمه كردهاند. همايشهاى متعددى برپا نمودهاند. مراكز و مؤسسات مطالعاتى زيادى را به راه انداختهاند و در مقابل، چند سالى است كه جريان غربشناسى را چند تن از متفكران و انديشمندان دلسوز ما به راه انداختهاند كه هنوز در مراحل مقدماتى به سر مىبرد.
نكته مهمى كه بايد مد نظر داشته باشيم اين است كه