ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - تشيع و شرق شناسان
معتبر جهان تشكيل شده و صدها كتاب و هزاران مقاله در اين زمينه منتشر شده است. اما در مقابل بايد اعتراف كرد كه اطلاعات ما در حوزه مطالعات شرقشناسى بسيار اندك است و كمتر در جريان اقداماتى كه در جهان غرب در زمينه شناخت اسلام و به ويژه قرائت شيعى از اسلام صورت مىگيرد، هستيم با توجه به آنچه گفته شد مجله موعود اقدام به درج سلسله گفتوگوها و مقالههايى در زمينه مطالعات شرقشناسانه نموده است كه اميد داريم بتواند تا حدى خلأ موجود را برطرف كند. در نخستين قدم و براى به دست آوردن اطلاعات اوليه در مورد كم و كيف فعاليت شرقشناسان در زمينه شناخت تشيع به سراغ آقاى عباس احمدوند مدرس دانشگاه در رشته تاريخ و تمدن اسلامى كه در اين زمينه مطالعه و پژوهش داشته است رفتيم و پرسشهايمان را با ايشان در ميان گذاشتيم. آنچه در پى خواهد آمد حاصل اين گفتوگوست كه اميد داريم مورد استفاده شما عزيزان واقع شود.
\* با تشكر از شما كه در اين گفت و گو شركت كرديد لطفاً بفرماييد منظور از شرقشناسى چيست و شرقشناسان به چه افرادى اطلاق مىشود؟
شرقشناسى را كه در فارسى آن را خاورشناسى و درعربى استشراق و در انگليسىOrientalism مىخوانند مىتوانيم مطالعه و پژوهش درباره تاريخ فرهنگ، سياست و اقتصاد و خلاصه همه جنبههاى مربوط به شرق بدانيم.
برخى شرقشناسى را علم مىدانند و بعضى ديگر يك ديسيپلين خاص، بعضى هم آن را نوعى معرفت مىدانند. بعضى هم معتقدند كه ما وقتىمىتوانيم يك دانش را علم بدانيم كه قابل آموزش باشد، و استاد و دانشجو و آموزشگاه و مؤسسات تحقيقاتى و دانشگاه داشته باشد.
\* با اين مقدمه اگر ما شرقشناسى را با همان رويكرد معرفتى مدنظر داشته باشيم سابقه اين جريان به پيش از اسلام باز مىگردد. در آن دوران افرادى بودند كه به خاور زمين مىآمدند و از طرق مختلف اطلاعاتى به دست مىآوردند.
اين جريان از قرن سيزدهم ميلادى به اين طرف بيشتر معطوف به اسلام و حوزه تمدن اسلامى بود كه به مرور زمان گسترش يافت و حوزههاى مختلف و متعددىرا در بر گرفت. از همين رو در قرنهاى بعد به خصوص در نيمه دوم قرن بيستم ميلادى، چينشناسى، مطالعات خاور دور و خاورميانه از هم تفكيك شدند. طبيعتاً شرقشناس كسى است كه دراين حوزه به مطالعه و تحقيق مىپردازد. از آنجا كه اين تحقيقات الزاماً به شناسايى منجر نمىشود برخى بر اين باورند كه اين جمعيت را بايد پژوهشگر بخوانيم. مطلب مهم بعدى كه بايد مد نظر داشته باشيم اين است كه شرقشناسى در طول قرون مختلف به واسطه تحولاتى كه داشته مصداقهايش هم متفاوت بوده است؛ مثلًا در قرنهاى ١٥ تا ١٧ از آنجا كه مسيحيت هيمنه قابل توجهى داشت و اروپا دارالمسيحيت به شمار مىآمد هر فعاليتى كه براى شناخت بقيه انجام مىشد در فضاى مجادلات مذهبى دور مىخورد. اما در سالهاى بعد كه اروپا يك كارخانه بزرگ شد آنها به ديگران به چشم مشترى و بازار مىنگريستند.
\* خاستگاه و سير فعاليتها و دريافتهاى شرقشناسان از شرق چه بوده است؟
يكى از اشكالات اساسى كه به جريان شرقشناسى وارد مىكنند و در رأس منتقدان آقاى «ادوارد سعيد» قرار دارد اين است كه شرقشناسان نگاهشان به شرق يك نگاه بيرونى است. شرقشناسان سعى مىكنند كه شرق را آن طور كه خودشان مىپسندند بازآفرينى كنند. به عنوان مثال يك مسيحى كه در كانادا بزرگ شده، هر چقدر درس بخواند، تحقيق كند و حتى بيايد براى مدتى طولانى در شرق و ايران زندگى كند باز نمىتواند به كنه قضايا وارد شود. آنها هم خودشان اين قضيه را قبول دارند و سعى مىكنند كار را از انحصار خودشان دربياورند و غربيان غير مسيحى و همچنين شرقيان مسلمان را هم در اين امر شريك كنند.
\* شرقشناسى چه خدماتى براى غرب ارائه كرده است؟
شرقشناسى يك اهرم و كانال خوبى بوده براى شناسايى. يكى از خاستگاههاى شرقشناسى آنجا بوده كه وقتى مسيحيان در جنگهاى صليبى شكست خوردند «ريموند رول» مردم را در شهر كرملون فرانسه جمع كرد و گفت ما نمىتوانيم مسلمانان را با شمشير شكست بدهيم. بايد اول آنها را بشناسيم تا بتوانيم بعداً بر آنها مسلط شويم. بعد از آن وقتى كه قرآن را ترجمه كردند در آن مقدمهاش نوشتند الان مىتوان دشمن را شناخت.
در طول قرنهاى متمادى غرب در عرصههاى مختلف نظامى، تجارى و فرهنگى، شرق برخورد داشته است. به طور طبيعى در هر كدام از اين رويارويىها تمايل دارد كه طرف مقابل و دشمنش را بشناسد و بفهمد كه چه اعتقاداتى دارد و حدود و ثغور جغرافياى فكرى او چيست؟ مثلًا وقتى مىفهمد