ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - تشيع و شرق شناسان
حال آن كه ما بايد از فعاليتهاى آنها هم مطلع باشيم و موسسات و مراكز اسلامشناسى غرب بايد تعامل بيشترى با دانشگاههاى ما داشته باشند.
\* براى نقد و اصلاح ديدگاه و برداشت آنها از شيعيان چه مىتوان كرد؟
ما مىتوانيم از روشهاى آنها در تحقيقاتمان استفاده كنيم آنها هم بايد سعى كنند به جاده انصاف بروند. ما بايد ابزارهاى كافى را به دست بياوريم. براى نمونه اگر مجموعه شما قابليت ترجمه مقالاتش را به زبان انگليسى داشت چقدر بر حجم مخاطبهاى شما افزوده مىشد؟ ما هر چقدر به زبانهاى بيشترى مسلط باشيم طبيعى است تعداد مخاطبان ما بيشتر مىشود.
تعريف و تدوينISI اسلامى هم كه وزارت علوم به دنبال تحقق آن است اقدام شايستهاى به شمار مىآيد. نوشتن يك مقالهISI در حوزه علوم انسانى و اسلامى به مراتب سختتر از علوم فنى است. ما بايد هم آن را تعريف كنيم و هم از محققانى كه توانايى ورود به اين حوزه را دارند به طور جدى حمايت بكنيم. چنين آثارى هم براى خود مولف و محقق ماندگارتر است و هم در جهان تأثير بسزايى خواهدداشت.
\* ما بايد درشت نمايىهايى را كه غربىها انجام دادهاند مخدوش كنيم. مگر شخصيتى مثل صدام را ما سر كار آورده بوديم كه اعمال پليد و ناشايست او را به حساب جهان اسلام مىگذارند؟
يكى ديگر از كارهايى كه در اين راستا مؤثر است حضور محققان دو طرف در كنار هم و ايجاد ارتباط ميان آنهاست. شما نگاه كنيد گفت و گوهاى ميانهانرى كربن و علامه طباطبايى (ره) چقدر در تبليغ تشيع در جهان تأثير داشته است.
ارتباطات علمى، چاپ مقاله، تبادل استاد و دانشجو، راه اندازى اردوها و سفرهاى علمى آگاهانه و هوشمندانه و نه براى ديدن در و ديوارها در اين راستا خيلى مؤثر خواهد بود.
\* شيعهپژوهان چه فعاليتهايى در حوزه مهدويت داشتهاند؟
اولًا همانطور كه خدمتتان عرض كردم كارهايى كه در حوزه اماميه انجام شده بسيار كم است و طبيعتاً مهدويت به عنوان جزئى از آن وضعيت بهترى ندارد.
ثانياً نگاه آنها به مهدويت يك نگاه عام و كاملًا متفاوت با ماست. هم در تمام اديان موضوع منجىگرايى وجود دارد و هم در اسلام مدعيان مهدويت زياد بودهاند. حتى منصور عباسى نام فرزندش را مهدى گذاشت و به نام او سكه ضرب كرد تا به همگان او را به عنوان مهدى موعود بنماياند.
ثالثاً آنها به جريان غيبت مثل يك واقعه تاريخى نگاه نمىكنند و همانند ماجراى غدير خم به كل، منكر وقوع آن هستند. به اين دست مسائل با همان نگاه مكانيكى مادى و خاكى نگاه مىكنند. مىگويند مگر مىشود كسى ١٢٠٠ سال عمر كند.
بيشتر كسانى كه درباره شيعه و اماميه كار مىكنند به نحوى به امام دوازدهم (ع) و غيبت هم مىپردازند يكى از اولين كارهايى كه از اين دست انجام شده كتاب مذهب تشيع دوايت دونالدسون است كه غربىها خيلى روى آن مانور مىدهند و با گذشت سالها از تأليف آن همچنان به آن ارجاع مىدهند. اين اثر را كه آنها اولين كار جدى در زمينه شيعهشناسى تلقى مىكنند به يك سرى از عقايد و حوادث تاريخى تشيع از ابتدا تا شانزده سال اول دوره پهلوىها پرداخته است.
نيومن در كتاب دوره شكلگيرى فقه شيعه(The formative period of shii law) بحثى درباره امام دوازدهم (ع) دارد. موجان مومن هم در كتاب درآمدى بر تشيع(An introduction of shia lslam) بحثى در اين رابطه دارد. مقاله كولبرگ صهيونيست با عنوان «از اماميه تا اثنى عشريه» بخشى را به آن اختصاص داده است.
برخى كارها هم به طور اختصاصى به موضوع مهدويت پرداختهاند. مدخلهاى «مهدى» و «غيبت» درEI ٢ به طور مختصر به آن پرداختهاند. همچنين كتاب سعيد امير ارجمند كه پيش از اين نام برديم. عبدالعزيز ساشادينا هم اثرى اختصاصى درباره غيبت امام دوازدهم (ع) دارد.
\* در شرايط فعلى وظيفه ما در داخل كشور چيست؟
اولين مطلب اين است كه ما امنيت كرسىهاى شيعهشناسى را در كشور افزايش بدهيم تا يك مؤسسه بعد از دو، سه سال كار كردن به واسطه نبود يا كمبود اين حمايتها تعطيل نشود. بعد در جاهايى كه رشته تاريخ تمدن اسلامى دارند مىتوان يك گرايش شيعهشناسى يا مطالعات شيعى راهانداخت. ما بايد مرتب زمينههاى تحصيل افراد را فراهم كنيم و با تربيت مناسب زمينههاى رشد آنها را به وجود بياوريم. پاياننامههايى كه در زمينههاى مختلف تاريخ تشيع انجام مىشود، تصحيح رسالههاى شيعى در علوم مختلف مثل رياضى و ... همه نيازمند حمايت و جهتدهى است. بايد در اولين فرصت آثار انجام شده منتشر شوند و آنها را به زبانهاى مختلف به دنيا عرضه كنيم.
بايد محققانى را كه در حوزه شيعهشناسى و تاريخ تشيع كار مىكنند و حتى گاه كل عمر خود را بر سر اين تحقيقات گذاشتهاند از انزوا در بياوريم و به آنها امكانات بدهيم. ما الآن محققان توانمندى در حوزه و دانشگاه داريم. اينها اگر