ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - آفرينش اهل بيت (ع) در عالم نور
روز قيامت [يكى پس از ديگرى] انتقال مىيابد.»[١]
همچنين انس از آن حضرت (ص) نقل كرده است كه فرمودند:
«همانا خداوند مرا آفريد و على، فاطمه، حسن و حسين را آفريد، قبل از آن كه آدم (ع) را بيافريند، آن هنگام كه نه آسمانى برافراشته و نه زمينى گسترش يافته، نه تاريكى و نه نورى، نه خورشيد و نه ماه، و نه بهشت و نه آتشى، (هيچ يك) وجود نداشت.»
عباس عرضه داشت: خداوند چگونه خلقت شما را آغاز نمود، اى رسول خدا؟
فرمودند: «اى عمو، هنگامى كه خداوند اراده نمود كه ما را بيافريند، به كلمهاى تكلم فرمود و از آن نورى را آفريد، بعد از آن به كلمه ديگرى تكلم نمود و از آن روحى را آفريد. سپس آن نور را با روح در هم آميخت، پس مرا آفريد و على، فاطمه، حسن و حسين را آفريد. ما او تسبيح مىكرديم، هنگاميكه تسبيحى نبود، و تقديس مىكرديم، هنگامى كه تقديسى نبود. وقتى خداوند متعال اراده فرمود كه مخلوقات خود را بيافريند، از نور من برگرفت و از آن عرش را آفريد، و عرش از نور من است و نور من از نور خدا، و نور من برتر از عرش است. سپس از نور برادرم- على- برگرفت و ملائكه را از آن آفريد، و ملائكه از نور على هستند، و نور على از نور خداست و على برتر از ملائكه است. سپس از نور دخترم- فاطمه- برگرفت و آسمانها و زمين را از آن آفريد، و آسمانها و زمين از نور دخترم- فاطمه-، و نور دخترم- فاطمه- از نور خداست، و دخترم- فاطمه- از آسمانها و زمين برتر است. سپس از نور فرزندم- حسن- برگرفت و خورشيد و ماه را از آن آفريد، و خورشيد و ماه از نور فرزندم- حسن-، و نور فرزندم- حسن-
از نور خداست و حسن برتر از خورشيد و ماه است. سپس از نور فرزندم- حسين- برگرفت و از آن بهشت و حورالعين را آفريد، و بهشت و حورالعين از نور فرزندم- حسين-، و نور فرزندم
- حسين- از نور خداست، و فرزندم- حسين- برتر از بهشت و حورالعين است.»[٢]
امام صادق (ع) فرمود: «همانا خداوند متعال چهارده نور را آفريد، چهارده هزار سال قبل از آن كه مخلوقات را بيافريند، و آن (انوار) روحهاى ما (اهل بيت) است.»
از آن حضرت (ع) سؤال شد: يابن رسولالله، آن چهارده نور چيست؟
فرمودند: «محمد، على، فاطمه، حسن، حسين و امامان از فرزندان حسين؛ آخرين ايشان قائم ماست كه بعد از غيبت قيام مىنمايد، دجّال را مىكشد و زمين را از هر گونه جور و ظلم پاك مىگرداند.» ٣٢
پىنوشتها:
[١]. سوره ابراهيم (١٤)، آيه ١.
[٢]. همان، آيه ٥.
[٣]. زيرا نور از واحد، در واحد، و براى هدف واحد بوده در حالى كه تكثر، موضوعى فرضى و اعتبارى- غير حقيقى- است و حول استكمال دائمى مطلق دور مىزند. البته خود اين حقيقت نور- داراى مراتب فراوانى از شدت و ضعف، جوهرى و عرضى، و كمال و نقضى مىباشد. مواهب الرحمان، ج ٤، ص ٢٩٤.
[٤]. سوره يونس (١٠)، آيه ٥.
[٥]. الأمثال، ج ١١، ص ٩٠؛ احمد موعود الانجيل، ص ١٠٦.
[٦]. سوره حديد (٥٧)، آيه ٢٨.
[٧]. ميزان الحكمة، ماده «النور».
[٨]. سوره تحريم (٦٦)، آيه ٨.
[٩]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٦٩.
[١٠]. مواهب الرحمان، ج ١١، ص ١٣٦.
[١١]. سوره انعام (٦)، آيه ١٢٢.
[١٢]. طهرانى، سيد محمد حسين، ولاية الفقيه، ج ٢، ص ١٥٧.
[١٣]. سوره نور (٢٤)، آيه ٣٥.
[١٤]. سوره شورى (٤٢)، آيه ١١.
[١٥]. مطهرى، تفسير سوره نور، ص ٧٦.
[١٦]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٦.
[١٧]. سوره انعام (٦)، آيه ١.
[١٨]. مواهب الرحمان، ج ١١، ص ١٣٨.
[١٩]. علوى، الانوار القدسيه، ص ٣٦.
[٢٠]. سوره تغابن (٦٤)، آيه ٨.
[٢١]. سوره نساء (٤)، آيه ١٧٤.
[٢٢]. ميزان الحكمة، ماده «النور»
[٢٣]. نهجالبلاغه، خطبه ١١٠.
[٢٤]. سوره شورى (٤٢)، آيه ٥٢.
[٢٥]. طهرانى، سيد محمد حسين، همان، ج ١، ص ١٧٦.
[٢٦]. همان، ص ١٧٤.
[٢٧]. همان، ص ١٦٩.
[٢٨]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٢.
[٢٩]. برگرفته از «زيارت جامعه كبيره».
[٣٠]. الانوار اقدسيه، ص ٣١.
[٣١]. همان، ص ٢٦.