ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٤ تدبير، روشن بينى در برنامه ريزى
٤. تدبير، روشنبينى در برنامهريزى
انقلاب عاشوار، آنچنان دقيق، برنامهريزى شده، سنجيده و نظاممند بود كه هر حركتى از آن، گويى عضوى از يك اندام است كه تفكيك و جدايى آن از كل پيكره ممكن نيست و تنها در درون همان معنا و مفهوم مىيابد. اين انداموارگى را در آغاز حركت، موضعگيرىها، منازل راه، صحنه عاشورا و پس از آن به روشنى مىتوان يافت.
برنامهريزى عاشورا در نحوه رزم، نوع سخن گفتن، رفتن افراد به ميدان، از اجزاى قابل مطالعه و زيبا است. حركت پس از عاشورا و برخوردها، سخنرانىها و شيوههاى تحقير عبيدالله و يزيد- دو عنصر مغرور و مستكبر- نيز از بخشهاى قابل تأمل در برنامه نهضت حسينى است.
مطالعه نهضت و حركت اباعبدالله (ع) نشان مىدهد كه امام در هر منزل برنامهريزى مىكند. با تدبير و ظرافت تمام بر آمادگى روانى و دانش ياران مىافزايد و مراحل بعدى راه را تبيين و روشن مىسازد، تا هر كس بداند در كجاى اين برنامه بزرگ مىتواند قرار بگيرد و اگر نمىتواند سر خود گيرد و از كربلا بيرون آيد.
شيوه برخورد امام (ع) در «منزل شراف» كه جذب شدن «حر بن يزيد رياحى» و زهير بن قين را در پى داشت[١]، تدبير و برنامه اباعبدالله الحسين (ع) را روشن مىسازد. مهلت خواستن در شب عاشورا نيز از برنامههاى جالب كربلا است و در پس برنامهها، تدبير و برنامه است، چه در حركت امام زمان (ع) چه در مظاهر و شعائر، مانند لباس، سلاح، نوع حركت و حتى در شعار آن بزرگوار، برنامه دقيق و تدبير عميق او را مىتوان يافت:
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[٢]
... بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد.
برنامه مهدى موعود (ع) و يارانش، پايان دادن به تباهى و سياهى و گسترش قسط و عدل است:
«حضرت امام مهدى (ع) فريادرسى است كه خداوند او را مىفرستد، تا به فرياد مردم عالم برسد ... ياران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گيرند. همه كس و همه چيز مطيع آنان شوند، حتى درندگان صحرا و مرغان شكارى خشنودى آنان را بطلبند. شادى و شادمانى يافتن به اين پيامآوران دين و صلاح و عدالت، تا بدان جا است كه قطعهاى از زمين بر قطعهاى ديگر مباهات مىكند كه يكى از ياران حضرت امام مهدى (ع) بر آن جا پا نهاده باشد.»[٣]
هدف قيام كربلا، رويارويى با ظلم، بازگرداندن به سيره پيامبر (ص) و امام على (ع)، اصلاح امت و امر به معروف و نهى از منكر بود و برنامه حضرت امام مهدى (ع) نيز چنين است. ياران حضرت امام مهدى (ع) چون صحابه عاشورا، ميثاق پاكبازى و فداكارى در راه آرمانهاى دين، ستيز با سياهكاران و دفاع از حريم قرآن و اهل بيت دارند.
آنان مدير و مدبرند، برنامهريزانى بصير و گردانندگانى خبير كه پاى ارادهشان را هيچ خطرى نمىلرزاند و عزم سترگشان را هيچ طوفانى برنمىآشوبد.
پىنوشت ها:
برگرفته از: گفتمان مهدويت (سخنرانى و مقالههاى گفتمان چهارم).
[١]. يهدم ماكان قبله كما هدم رسول الله (ص) امر الجاهلية و يستأنف الإسلام جديداً؛ محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ٢٣٠، باب ١٣، ح ١٣؛
[٢]. ثم اخرج من صلبه ذكراً أنتصر له به ... يملأ الأرض بالعدل و يطبّقها بالقسط يسير معه الرّعب حتّى يشكّ فيه؛ ابن قولويه، كامل الزاريات، ص ٣٣٢، ح ١١.
[٣]. ألا و انّ الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله و إنّ معى لبصيرتى. نهجالبلاغه، خطبه ١٠.
[٤]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٩٨.
[٥]. حملوا بصائرهم على أسيافهم. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٠.
[٦]. إنّا على نياتنا و بصائرنا سيد بن طاووس، اللهوف، ص ٧٩.
[٧]. سيجىء قوم بعدنا بصائرهم فى دينههم أفضل من إجتهاد اوليهم. احمدبن ابى عبدالله برقى، المحاسن، ج ١، ص ٢٥١، باب ٢٩. ح ٢٦٧.
[٨]. اما بعد فإنّه خبرٌ فظيع قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروة و عبدالله بن يقطرٍ و قد خذلنا شيعتنا فمن أحبّ منكم الإنصراف فلينصرف فى غير حرجٍ ليس عليه ذمام. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٧٤، باب ٣٧.
[٩]. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٠.
[١٠]. لهم دوى كدوى النّحل. سيد بن طاووس، همان، ص ٩٤.
[١١]. تجلى بالتّنزيل أبصارهم و يرمى بالتّفسير فى مسامعهم. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٠.
[١٢]. علامه مجلسى، همان، ج ٤٥، ص ٢٥.
[١٣]. همان، ج ٥٢، ص ٣٠٧، باب ٢٦، ح ٨٢.
[١٤]. همان، ج ٤٤، ص ٣٢٩، باب ٣٧.
[١٥]. شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٤٨.
[١٦]. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، ج ١، ص ٣٢٠، باب ٣١، ح ٢.
[١٧]. ر. ك: همو، الإرشاد، ج ٢، ص ٧٦.
[١٨]. سوره أنبيا (٢١)، آيه ١٠٥.
[١٩]. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٦٧٣، باب ٥٨، ح ٢٦: از جابربن يزيد از امام صادق (ع).