ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - وظيفه عزادار در قبال امام زمان (ع)
دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامى كه «ابجربن كعب» شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين (ع) افتاد تا اين كه «حرمله» او را با تير به شهادت رساند.[١] عزادار حقيقى يا «منتظر حقيقى» در اين مرحله مىداند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايى و غايى وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى.[٢]
اى رسول ما، به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه مىكنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفرى، و يا به تنهايى براى خدا قيام كنيد.
امام خمينى (ره) دربارهاين موعظه خداوند چنين مىفرمايند:
خداى تعالى در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهاى سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظههايى است كه خداى عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براى خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوههاى گوناگون عالم طبيعت رهاند.
خليل آسا در علم اليقين زن
نداى لا احبّ الآفلين زن
قيام لله است كه موساى كليم را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد. و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قيام براى خدا است كه خاتمالنبيين (ص) را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بتها را از خانه خدا بر انداخت و به جاى آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسين او أدنى» رساند. خودخواهى و ترك قيام براى خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده، همه جهانيان را بر ما چيره كرده، و كشورهاى اسلامى را زير نفوذ ديگران در آورده ... موعظت خداى جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحى را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع شخصى كرده، تا به همه سعادتهاى دو جهان نائل شويد و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.[٣]
آرى، خودخواهى ما و ترك قيام براى خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان (ع) و تنهايى و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهاى اسلامى حاكم كرده است. همانطور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و همدل بودند، ظهور ما به تأخير نمىافتاد[٤].
راه چاره همان است كه امام خمينى (ره) فرمود، يعنى موعظه خداى جهان را بخوانيم و يگانه راه اصلاحى را كه پيشنهاد فرموده، بپذيريم و ترك نفعهاى شخصى كنيم و با منتقم اصلى حسين (ع) آشتى كنيم، و با وفادارى نسبت به او، براى رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قيام لله كنيم و از اين حالت دنيازدگى و انفعال خارج شويم و با كنار گذاشتن نفعهاى شخصى و جيفه گنديده دنيا، براى ظهورش عملياتى شويم.[٥]. امام خمينى (ره) در جاى ديگر مىفرمايند: نگوييد تنها هستيم، تنهايى هم بايد قيام بكنيم، اجتماعى هم بايد قيام كنيم، بايد قيام كنيم، با هم بايد قيام كنيم، همه موظفيم به اينكه براى خدا قيام كنيم.[٦]
براى خدا قيام كنيد و از تنهايى و غربت نهراسيد.[٧]
در زيارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنيانگذاران ظلم به اهل بيت (ع) و نيز كسانى كه آنها را از مقامشان كنار زدند و همچنين كسانى كه مقدمات جنايات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پيروان و تابعين و دوستان آنها نيز اعلام برائت مىشود، يعنى از همه كسانى كه در طول تاريخ در مصيبت اعظم، به خصوص در غيبت امام زمان (ع) نقش داشته و كار آنها به نحوى مانعى بر سر راه ظهور منجى بشريت بوده است. براى همين است كه بلافاصله خطاب به سيدالشهدا (ع) چنين عرض مىكنيم:
اى اباعبدالله، من تا قيامت با كسانى كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كسانى كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.[٨]
به اين ترتيب نظام دوستى و دشمنى عزادار حقيقى به طور كامل روشن و مشخص است. او با همه كسانى كه شيعه و محبّ اهل بيت (ع) هستند و با آنها دشمنى ندارند، در صلح و دوستى است و با همه كسانى كه دشمن اهل بيت (ع) و به خصوص امام زمان (ع) هستند، در جنگ است. واين دوستى و دشمنى تا قيامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قيامت هم حضرت مخالفت و دشمنى داشته باشند، عزادار حقيقى هرگز از مبارزه و جهاد عليه آنها خسته و ناتوان نمىشود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آنها، ابتدا بنيانگذاران ظلم بر آنها را مورد لعن قرار مىدهيم و پس از اين كار انتقام حسين (ع) را به همراه امام زمان (ع) آرزو مىكنيم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بيت بدون همراهى با امام زمان (ع)