ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٨ - ١٠ هان اى نفس مطمئنّه
بىترديد، مراتب نازل آن مربوط به مؤمنان است؛ امّا مراتب بالايش با دشمنان ائمّه (ع) ارتباط مىيابد. به همين دليل، برخى از آيات مزبور، از جمله، آيه ١٧ و ١٨، درباره دشمنان وارد شده است. آيه مىفرمايد:
«كَلَّابَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ؛
نه هرگز، شما يتيمان را اكرام نكرديد و بر اطعام مساكين، ترغيب و تشويق ننموديد.»
در ارتباط با آن مراتب بالاى ظلم و گناه، در تفسير وارد شده:
«و هم الذّين غصبوا آل محمد حقهم و أكلوا مال أتباعهم ...؛[١]
منظور از اينان، كسانىاند كه حقّ اهلبيت (ع) را غصب كرده و اموال دوستان و پيروانشان را به ناحق، خوردند.»
از حضرت امام موسىبن جعفر (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«همانا قرآن ظاهرى دارد و باطنى؛ پس تمام آنچه خداوند در قرآن حرام كرده، ظاهر قرآن همان است و باطن آن، پيشوايان ستمگرند و جميع آنچه خداى تعالى در قرآن حلال فرموده، ظاهرش همان است و باطن آن، امامان حقّند.»[٢]
از اين روايت مىتوان دريافت كه تمام مذمّتهاى قرآن، در باطن و در مرتبه بالايش، متوجّه ائمّه جور و دشمنان اهلبيت (ع) است. بنابراين آنچه درباره آيات مورد بحث در سوره فجر گفتيم، متّخذ از فرمايش خود ائمّه (ع) است. روح حاكم بر اين آيات، مذمّت دشمنان اباعبدالله (ع) بوده و به گونهاى با آن حضرت، ارتباط پيدا مىكند.
٩. عذاب دشمنان حسينى، از همه سنگينتر است
در آيات ٢٥ و ٢٦ اين سوره نيز، سخن از سنگينترين عذاب است، عذابى كه طبق روال مورد بحث، متوجّه دشمنان ائمّه (ع) است[٣] و بدين ترتيب، اين آيات نيز به نوعى با سالار شهيدان (ع) پيوند مىيابد. اين دشمنان همانانند كه در زيارت عاشورا، به عنوان «اوّل ظالمٍ ظلم حقّ محمّد و آل محمّد» مطرح شدهاند.
١٠. هان اى نفس مطمئنّه
و بالأخره، آخرين آيه سوره فجر همان است كه مستقيماً در احاديث بر وجود مبارك حسينى تطبيق داده شده است؛ چنانكه امام صادق (ع) فرمودند:
«ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً؛ يعنى الحسينبن على (ع).»[٤]
معناى آيه چنين است:
«اى نفس مطمئنّه و آرام، به سوى پروردگار بازگرد؛ در حالىكه خشنود و پسنديده شده هستى.» فرمودند: «منظور از اين نفس مطمئنّه، حسينبن على (ع) است.»
چنانكه ملاحظه مىشود، تمامى سوره فجر يا عمده آن با سالار شهيدان، حسينبن على (ع) ارتباط دارد و همانگونه كه امام صادق (ع) فرمودند: «اين سوره در شأن حسينبن على است.»
در اين زمينه، نكات زير قابل توجّه است:
١. چنانكه در بسيارى از سورههاى جز سىام قرآن ملاحظه مىشود، بر مبناى تفاسير روايى و با توجّه به معانى باطنى، سوره فجر نيز در واقع، يك سوره ولايى و خصوصاً حسينى است و عمده آيات آن در ارتباط با ائمّه (ع)، بهويژه سالار شهيدان، حسينبن على (ع) معنا شده است.
٢. در اين سوره، خطّ سير تقابل حقّ و باطل، به عنوان مظاهرى از اصل و ريشه آن؛ يعنى عاشوراى حسينى- كه بزرگترين و مهمترين تقابل حقّ و باطل، در طول تاريخ محسوب مىشود، مطرح گرديدهاند.
٣. خداوند متعال براى توجّه دادن بندگانش به اهميت مسئله مزبور، به برخى از زمانهاى مقدّس و حائز اهميت، از جمله به روز عاشورا يا شخصيتى كه حماسه عاشورا را آفريد، سوگند ياد كرده و اين يعنى: اى بندگان من، مكتب عاشورا و قيام حسينى، متن اصلى نظام تشريعى در اين عالم است، پس آن را بشناسيد و روهرو كوى آن باشيد و مانند حسين (ع) در مقابل نظام سلطه بايستيد.
٤. به سردمداران ستمگر جهان نيز اين هشدار داده شده كه خداوند سخت در كمين كسانى است كه در صف دشمنان حسينى ايستادهاند. اين در واقع ساختار نظاممند و سنّت ثابت حضرت حق است. شايد بتوان اينگونه تعبير كرد كه در باطن، رنگ و صبغه اصلى عالم، عاشورايى است؛ زيرا جهان بستر تقابل دائمى حقّ و باطل است و تا زمان ظهور امام عصر (ع)، همواره اهل حق در تقابل با باطل به حسينبن على تأسّى كرده و با شهادت و خون سرخ و مطهّر خويش، عاشورايى عمل كردهاند. از ميان پيامبران، پيامبرى به اسم اسماعيل است كه در آيه ٥٤ سوره مريم، خداوند از او ياد مىكند و امام صادق (ع) مىفرمايند: «او پيامبرى (غير از اسماعيل، فرزند ابراهيم) بود كه قومش او را دستگير كردند و در حال زنده بودن، پوست سرو و صورتش را كندند. در اين حال، فرشتهاى از سوى خدا، نازل شد و گفت: پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد: آنچه را قوم تو بر سرت آوردند ديدم و گفت: خدا مرا براى تو فرستاده، پس امرى دارى، بگو.
حضرت اسماعيل گفت: «يكون لى بالحسينبن على (ع) اسوة؛[٥]
(مرا با تو كارى نيست) من مىخواهم (در راه انجام وظيفه و احياى دين خدا)، به حسينبن على اقتدا كنم، اسوه من در اين راه، حسين است.»
٥. بنابراين، پيام اين سوره براى پيروان راه حق اين است كه در مسير خود، الگو و اسوهاى داريد كه در برابر همه سختىها و شكنجهها و بلاها، بايد مردانه و حسينوار ايستادگى كنيد. در راه خدا و در مبارزه با دشمن مستكبر، از ميدان مبارزه، قدمى بيرون نگذاريد.
٦. پيام ديگر اين سوره حسينى، اين است كه به جريان پيوسته و دائم حقّ و باطل، از جمله در زمان قوم عاد و ثمود و فرعون، با نگاه عاشورايى و كربلايى بنگريد.
٧. پيام ديگر اين سوره عاشورايى، اين است كه كسانى كه در اين مسير گام ننهند و در زمان خود، به دنبال رهبران الهى و ولى زمان خويش در مقابله و مبارزه با ستمگران و مستكبران قرار نگيرند، همه چيز خود را باخته و براى قيامت، اندوختهاى نخواهند داشت.
٨. پيام مهمّ ديگر، پيروزى نهايى اهل حق و نيل رهپويان كوى ولايت و شهادت به مقام بلند بندگى حق و رضايت خداوند از آنان است؛ يعنى