ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - ٣ سوگند به حسين (ع)
و به ولايت ايشان راضى بودى و اكنون به ثواب الهى «مرضى» خواهى شد، داخل بندگان من شو.»
امام صادق (ع) فرمودند: «منظور خداوند از «عبادى»، محمّد و أهلّبيت او است و مىفرمايد: اكنون داخل بهشت من شو.»
سپس فرمودند: «در اين حال، براى شخص محتضر، هيچ چيز محبوبتر از اين نيست كه روحش قبض شده و به آن نداكننده، ملحق مىگردد.»
تمام سخن، كلام خداى بزرگ به آن شخص است كه «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ الى محمّد و اهلبيته (ع)»؛ يعنى متعلَّق اطمينان به نفس را، انسانهاى كامل و معصوم قرار داده است؛ يعنى اى كسى كه نفسات به محمّد و اهلبيت او، آرام و مطمئن شده است ...
نكته معرفتى مهم در اينجا، همان شأن توحيدى انسان كامل است و در واقع دريچهاى به روى فرزانگان معرفتآموز، مىگشايد كه در مسير توحيدى خويش، از اين شأن سترگ، غفلت نورزند. بر مبناى اين نگاه معرفتى، انسان كامل، سر تا پا، نماياننده خداست، به طورى كه اساساً از او، با اضافه «به خدا» تعبير مىشود؛ يعنى گفته مىشود او يدالله است و عينالله، وجهالله و ... و اين يعنى از خود هيچگونه تعين و خوديتى ندارد و همچون آيينه كه هرگز خود را نشان نمىدهد، فقط صاحب خود را كه در مقابل اوست، مىنماياند و اگر كسى به آيينه بنگرد، فقط تصوير درون آن را مشاهده مىكند. البتّه اين تمثيلات نيز، بيانگر همه حقيقت نيستند.
بر اساس اين نگاه، انسان كامل، جز توحيد و جز خدا را نشان نمىدهد و شئون او، همه، توحيدى و خدايى است.
بنابراين اطمينان به او، دقيقاً اطمينان به خداست و كسى كه در اثر معرفت، محبّت، اطاعت و پيوند روحى و معنوى با او، در مراتب خود، كار كند و ارتقا يابد، در يكى از عالىترين آنها، به نفس مطمئنّه مىرسد، نفس مطمئن به ولايت و صاحب ولايت كه امام اوست.
سوره فجر و سلوك ولايى
براساس آنچه تا كنون گفته شد، بزرگترين ارمغانى كه از اين سوره و روايات مربوطه، نصيب انسانهاى ژرفانديش و مشتاق وادى توحيد مىشود، سلوك ولايى است.
بنابراين كسانى كه طالب و تشنه سلوك حسينى و عاشورايى بوده، در ايام عزادارى سالار شهيدان بهسر مىبرند و خواهان طى مراتب معرفت نظرى و عملى در اين مسير هستند، بسيار شايسته است كه اين درس بزرگ را از سوره فجر گرفته و در پى اسوه و الگوى خود؛ يعنى حضرت اباعبداللهالحسين (ع) براى رسيدن به نفس مطمئنّه خويش، تلاش و مجاهدت نمايند. امروزه صاحب نفس مطمئنّه كامل در عالم، امام عصر (ع) هستند و اگر كسى طالب مسير توحيد و سلوك ولايى براى نيل به مقام اطمينان نفس است، لاجرم بايد در كوى ولايت آن حضرت، گام نهد.
آرى، عبور از مراتب نازله نفس و رسيدن به مدارج عاليه آن، تنها و تنها توسّل و در پى آن، توصّل به امام عصر، ارواحنا له الفداء را مىطلبد. او نفس كل است و شعاعى در هر نفس جزئى دارد و اصلاح و تهذيب نفس و گذر از مراحل نفس امّاره و نفس لوّامه، به راضيه و مرضيه و مطمئنّه و والاتر از آن، فقط به وسيله امام، امكانپذير است. اين ساختار و طرّاحى حكيمانه خداوند در عالم است. برمبناى معرفت والا و گرانقدر «انفسكم فى النفوس» كه در زيارت جامعه آمده، همه نفوس از شعاع امام آفريده شده و بنابراين، فعليت و شكوفايى هر نفس جزئى؛ يعنى تعالى و تكامل هر انسان، تكويناً و تشريعاً هيچ راهى جز پيوند با آن نفس كل، ندارد.
اينكه فرمودهاند:
«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه ...؛[١]
خداوند به واسطه ما عبادت مىشود، شناخته مىگردد و به يگانگى پرستش مىشود»، بيانگر همين حقيت است. عبادت، معرفت و توحيد، به بعد تشريعى اشاره دارد و «بنا» به بعد تكوينى. اين، يك نظام راهبردى براى انسانهاست؛ سخن ذوقى نيست. خداوند بناى خود در خلقت انسان را بر محوريت وجود حجّت و امام قرار داده و بر اين اساس، هر فرعى بايد به دنبال اصل و هر جزئى در پى كلّ خود، حركت كند و در پرتو نور او، به ساحت «اللّهُ نورُ السَّماواتِ و الأرض» نزديك گردد. بنابراين، اگر از ما خواستهاند به رتبه نفس مطمئنّه برسيم، برمبناى اين ساختار و بناى الهى، لزوماً بايد به صاحب نفس مطمئنّه كل؛ يعنى امام، بپيونديم. اين، درس بزرگ عاشوراى حسينى است كه حماسه سرخ كربلاى او نيز، شعاعى از اين خورشيد تابناك و شاخهاى از اين شجره طيبه است.
آنكه امام ندارد و در سايه انسان كامل سير نمىكند، بىترديد نفس مطمئن و آرام نيز نخواهد داشت و بى استثنا آنان كه در مسير تهذيب و اصلاح خود به مراتبى از تجرّد و اعتلاى نفس و نيل به درجات عالى توحيد و بندگى رسيدهاند، خداوند با دست خود؛ يعنى امام آنان را سير داده، بلكه در حقيقت، امام صاحب تمامى درجات كمال است و هركس به قدر استعداد و ظرفيت خويش به يكى از اين درجات نايل مىشود و در سايه بلندپايه امام كه همه درجات را پوشش داده، جاى مىگيرد. هرگز كسى پاى از اين منظومه بيرون نمىتواند گذارد و هرچه به دست آورد، جز نمى از يم كمالات و مراتب وجودى امام نخواهد بود.
\*\*\*
ليال عشر و فجر حضرت در مكّه، وليكن قربانگاه حضرت به همراه عزيزانش در كربلاست و اين تنها، ليال عشر و فجرى است كه به عروج حيرتانگير حاجيانش ختم مىشود و حجكننده و قربانى يكى است.
در طول تاريخ، ليال عشر، از آدم (ع) تا خاتم (ص) تا زمان ما، هرگز در منابع دينى مصداقى براى ليال عشر و فجر سوره فجر، با ويژگى عروج نفس مطمئنّه و در هم شكسته شدن صولت جبّاران، غير از جريان سيدالشّهداء (ع) وجود ندارد ...[٢]
به هر حال، ليال عشر را چه دهه اوّل ذىحجّه بگيريم يا دهه اوّل ماه محرّم، ارتباط آن با سالار شهيدان، حسينبن على (ع) محقّق است.
٣. سوگند به حسين (ع)
در بعضى از رواياتى كه اشاره به بطون قرآن مىكند، فجر به وجود