ماهنامه موعود
(١)
شماره دويست- دويست و يكم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
سوزن بان
٤ ص
(٤)
اخبار
٦ ص
(٥)
حوادث طبيعى تير و مرداد و شهريور
٦ ص
(٦)
سيل
٦ ص
(٧)
سيل
٦ ص
(٨)
طوفان
٦ ص
(٩)
گرما
٦ ص
(١٠)
زلزله
٦ ص
(١١)
آتش سوزى
٧ ص
(١٢)
آتش سوزى
٧ ص
(١٣)
سيل
٧ ص
(١٤)
سيل
٧ ص
(١٥)
حوادث انسانى
٧ ص
(١٦)
بيمارى
٧ ص
(١٧)
تيراندازى
٨ ص
(١٨)
حمله انتحارى
٨ ص
(١٩)
كشتار
٨ ص
(٢٠)
مردم دنيا چه اندازه بازگشت منجى را نزديك مى دانند؟
٩ ص
(٢١)
بررسى چند نظرسنجى معتبر
٩ ص
(٢٢)
مقدّمه
١٠ ص
(٢٣)
مردم آمريكا به چه ميزان بازگشت عيسى مسيح را نزديك مى دانند؟
١٠ ص
(٢٤)
نظر مسلمانان و مسيحيان قارّه آفريقا در مورد بازگشت منجى چيست؟
١١ ص
(٢٥)
يك نظرسنجى بزرگ آخرالزّمانى بين مسلمانان و مسيحيان آسيا
١٢ ص
(٢٦)
نتيجه گيرى
١٢ ص
(٢٧)
امين اسرار خداوند و امانت دار ايشان
١٤ ص
(٢٨)
حسابگر خلق
١٥ ص
(٢٩)
منم امانت دار خداوند
١٥ ص
(٣٠)
تنها در، به حصار رازهاى خداوند
١٥ ص
(٣١)
اسرار خداوند نزد ماست
١٥ ص
(٣٢)
منم مؤتمن سرّ
١٥ ص
(٣٣)
واسطه فيض خداوند منّان
١٥ ص
(٣٤)
ايرانِ مهدى باور، براى ما بسيار خطرناك تر از داعش است!
١٩ ص
(٣٥)
مقاله موشه يعلون در سايت لس آنجلس تايمز
١٩ ص
(٣٦)
نكته
١٩ ص
(٣٧)
ضرورت وجود امام در زمين
٢٠ ص
(٣٨)
دسته بندى گروهى از روايات در باب مسئله امام
٢٠ ص
(٣٩)
1 وجود امام در هر عصر
٢٠ ص
(٤٠)
2 معرفت نسبت به امام
٢٠ ص
(٤١)
دسته بندى نظرات سه علم در باب امام
٢٠ ص
(٤٢)
1 فلاسفه
٢١ ص
(٤٣)
2 عرفان
٢١ ص
(٤٤)
3 اخلاق
٢١ ص
(٤٥)
تطبيق نظرات با روايات شريفه
٢١ ص
(٤٦)
چگونگى بهره مندى از امام غائب
٢١ ص
(٤٧)
اركان اربعه فرهنگ انتظار (2)
٢٣ ص
(٤٨)
آيا امام مرا مى شناسى؟
٢٩ ص
(٤٩)
كنكاشى پيام واره در احاديث مهدوى
٢٩ ص
(٥٠)
برخى نكات اين حديث
٢٩ ص
(٥١)
صاحب زمان و زمين
٣١ ص
(٥٢)
اى دل با تو مى گويم
٣٢ ص
(٥٣)
پرسش و پاسخ
٣٣ ص
(٥٤)
30 آيا تك قطبى كردن جهان مى تواند نجات بخش بشر باشد؟
٣٣ ص
(٥٥)
اشكال
٣٤ ص
(٥٦)
31 ماركسيست ها تكامل تاريخ را با چه شيوه اى توجيه مى كنند؟
٣٤ ص
(٥٧)
32 بينش انسانى، فطرى در تكامل تاريخ چيست؟
٣٤ ص
(٥٨)
33 رهبرى در حكومت عدل جهانى چه اهمّيتى دارد؟
٣٥ ص
(٥٩)
34 برپاكننده عدل جهانى چه شرايطى بايد داشته باشد؟
٣٥ ص
(٦٠)
35 تكامل تاريخ از نظر قرآن چگونه است؟
٣٥ ص
(٦١)
پرونده خانواده
٣٦ ص
(٦٢)
جنايت جنسى عليه كودكان
٣٧ ص
(٦٣)
\* آقاى دكتر براى اوّلين سؤال، لطفاً تعريفى از خشونت عليه كودكان و به طور خاص، خشونت جنسى عليه كودكان بفرماييد؟
٣٧ ص
(٦٤)
\* وضعيت خشونت جنسى عليه كودكان در دنيا چگونه است؟
٣٨ ص
(٦٥)
\* خشونت جنسى درايران چه وضعيتى دارد؟
٣٨ ص
(٦٦)
\* زمينه هاى ايجاد و تشديد آن در جهان و ايران چيست؟ چه عواملى را مؤثّر در تشديد اين واقعه مى توان بر شمرد؟
٣٩ ص
(٦٧)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در جهان چگونه است؟
٤٠ ص
(٦٨)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در كشور ما چگونه است؟ تا كنون چه اقداماتى صورت گرفته است و خلاء هاى قانونى اين حوزه چيست؟
٤٠ ص
(٦٩)
\* در خاتمه، پيشنهادات شما براى رفع معضل خشونت هاى جنسى عليه كودكان چيست؟
٤٠ ص
(٧٠)
خانواده در جامعه معاصر ايران (4)
٤١ ص
(٧١)
فصل دوم راهكارها و بايسته ها
٤١ ص
(٧٢)
1 فراهم آوردن امكان تشكيل خانواده براى همه
٤١ ص
(٧٣)
2 توانمندسازى جوانان براى تشكيل و اداره خانواده
٤٢ ص
(٧٤)
الف- در آستانه ازدواج
٤٢ ص
(٧٥)
ب- پس از ازدواج
٤٢ ص
(٧٦)
ج- پس از ايجاد اختلاف
٤٣ ص
(٧٧)
3 تقويت مبانى اعتقادى و اخلاقى جامعه
٤٣ ص
(٧٨)
4 توجّه ويژه به آموزش و تربيت جنسى اقشار گوناگون
٤٤ ص
(٧٩)
پهلوان مسعود كيانتاش (قسمت آخر)
٤٦ ص
(٨٠)
در مسير كمال (قسمت آخر)
٥٢ ص
(٨١)
18 پوزش پذيرى
٥٢ ص
(٨٢)
19 عيادت و دل جويى
٥٢ ص
(٨٣)
20 پذيرش دعوت
٥٣ ص
(٨٤)
21 قدرشناسى و سپاس گزارى
٥٤ ص
(٨٥)
22 داد و دهش
٥٤ ص
(٨٦)
23 اميد بستن به نااميدى
٥٤ ص
(٨٧)
24 خدمت به همسر
٥٥ ص
(٨٨)
25 خالى ديدن دستان خود
٥٦ ص
(٨٩)
26 مداراى با مردم
٥٦ ص
(٩٠)
27 شكرگزارى به درگاه خداوند
٥٦ ص
(٩١)
بخش سوم چه دعاهايى بخوانيم؟
٥٧ ص
(٩٢)
1 گنجينه هاى چاره ساز
٥٧ ص
(٩٣)
2 دعاى ايمنى از شياطين جنّ و انس
٥٨ ص
(٩٤)
منتظر سرافراز
٦٠ ص
(٩٥)
جنگ جهانى جمعيت قتل عام خاموش
٦١ ص
(٩٦)
توليد واكسن هاى خوراكى براى عقيم سازى
٦١ ص
(٩٧)
اسلحه غذا، عقيم سازى و كنترل جمعيت
٦٢ ص
(٩٨)
سياست هايى براى ممانعت از رشد جمعيت
٦٢ ص
(٩٩)
مسموم كردن آب و غذا، براى عقيم سازى و سقط جنين
٦٢ ص
(١٠٠)
ميزان و تركيب جمعيت در جهان بايد تأمين كننده امنيت ملّى آمريكا باشد
٦٢ ص
(١٠١)
مديريت جمعيت، جنگ جهانى نوين، سياست استعمارى ديرين
٦٣ ص
(١٠٢)
جنگ عليه جمعيت؛ يك جنگ تمام عيار
٦٣ ص
(١٠٣)
تأمين امنيت ملّى آمريكا با كاهش نرخ رشد جمعيت جهانى
٦٣ ص
(١٠٤)
برنامه ويژه براى كنترل جمعيت هر كشور
٦٣ ص
(١٠٥)
يك نمونه؛ برنامه ريزى براى خانواده فيليپينى(PFPP)
٦٣ ص
(١٠٦)
آغاز فعّاليت مركز ارتباطات ملّى فيليپين(NCC -39) 1993 م
٦٤ ص
(١٠٧)
سرمايه گذارى براى مديريت جمعيت در فيليپين
٦٤ ص
(١٠٨)
نتايج فعّاليت هاى ضدّ جمعيتى در فيليپين
٦٥ ص
(١٠٩)
واين توطئه ها همچنان در چهار گوشه جهان ادامه دارند
٦٥ ص
(١١٠)
ژئوپليتيك دينى غرب آسيا در متون مقدّس مسيحى (2)
٦٦ ص
(١١١)
الف ژئوپليتيك منطقه در دوران جنگ هاى صليبى
٦٦ ص
(١١٢)
ب تمايل مسيحيان به تورات و تأثير ايوانجليك ها بر ژئوپليتيك منطقه
٦٧ ص
(١١٣)
1 بازگشت يهوديان به فلسطين؛
٦٨ ص
(١١٤)
2 برپايى دولت اسرائيل؛
٦٨ ص
(١١٥)
3 وعظ انجيل براى تمامى ملّت هاى دنيا، ازجمله بنى اسرائيل
٦٨ ص
(١١٦)
5 به آسمان (بهشت) رفتن ايمان آورندگان به كليسا؛
٦٩ ص
(١١٧)
پرونده محرم
٧١ ص
(١١٨)
از حسين (ع) تا مهدى (عج)
٧٢ ص
(١١٩)
1 تفسير آيه هاى قدر
٧٢ ص
(١٢٠)
2 تفسير كهيعص
٧٢ ص
(١٢١)
كربلا از منظر انديشمندان جهان
٧٤ ص
(١٢٢)
حسين (ع) از نظر مسيو ماربين آلمانى
٧٤ ص
(١٢٣)
نهضت حسين (ع) از نظر مهاتما گاندى
٧٧ ص
(١٢٤)
محمّدعلى جناح درباره حسين (ع) سخن مى گويد
٧٧ ص
(١٢٥)
حادثه طَف از نظر لياقت عليخان
٧٧ ص
(١٢٦)
پورشو تامداس توندون 5 حسين (ع) را مى ستايد
٧٧ ص
(١٢٧)
اثر نهضت حسين (ع) از نظر گيبون مورّخ مشهور
٧٧ ص
(١٢٨)
چارلز ديكنز درباره نهضت حسين (ع) اين گونه مى گويد
٧٧ ص
(١٢٩)
حسين (ع) از نظر توماس كارلايل
٧٨ ص
(١٣٠)
سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف
٧٨ ص
(١٣١)
نهضت حسين (ع) از نظر فردريك جمس
٧٨ ص
(١٣٢)
ل م بويد
٧٨ ص
(١٣٣)
حسين (ع) از نظر واشنگتن ايروينك، مورّخ آمريكايى
٧٨ ص
(١٣٤)
توماس ماساريك درباره حادثه كربلا چنين مى گويد
٧٩ ص
(١٣٥)
موريس دوكبرى مى نويسد
٧٩ ص
(١٣٦)
عاشورا از نظر دكتر ژوزف فرانسوى
٧٩ ص
(١٣٧)
مصيبت چيست؟
٨١ ص
(١٣٨)
اعتقاد به قضا و قدر الهى
٨١ ص
(١٣٩)
اگر خدا بخواهد
٨١ ص
(١٤٠)
خدا دوستشان ندارد
٨٢ ص
(١٤١)
بخل چرا؟
٨٢ ص
(١٤٢)
او بى نياز است
٨٢ ص
(١٤٣)
امتيازات ويژه سيدالشهدا (ع)
٨٣ ص
(١٤٤)
1 عظمت مصيبت سيدالشّهداء (ع)
٨٤ ص
(١٤٥)
2 ثواب گريه برحضرت اباعبدالله (ع)
٨٤ ص
(١٤٦)
3 زيارات مأثوره
٨٤ ص
(١٤٧)
4 جايگاه تربت كربلا
٨٥ ص
(١٤٨)
5 استجابت دعا نزد قبر سيّد الشّهداء (ع)
٨٥ ص
(١٤٩)
6 نماز در حائر حسينى
٨٥ ص
(١٥٠)
7 انتقال مقام امامت به نسل امام حسين (ع)
٨٥ ص
(١٥١)
وقايع غريب پس از واقعه عاشورا
٨٦ ص
(١٥٢)
گريه آسمان ها و زمين
٨٧ ص
(١٥٣)
تغيير حالات آسمان
٨٧ ص
(١٥٤)
جوشيدن خون از زمين
٨٧ ص
(١٥٥)
نداى غيبى از آسمان
٨٧ ص
(١٥٦)
ديده شدن قلم آهنين
٨٧ ص
(١٥٧)
تغيير ماهيت اشياى به غارت رفته از حرم امام حسين (ع)
٨٧ ص
(١٥٨)
شنيده شدن صداى نوحه جنّيان
٨٧ ص
(١٥٩)
يزيد بن معاويه، كسى كه در وجودش خيرى نبود
٨٩ ص
(١٦٠)
جنگ با حسين (ع)، جنگ با خداوند
٨٩ ص
(١٦١)
يزيد، امام فاسق و كافر
٩٠ ص
(١٦٢)
فجر عاشورا
٩١ ص
(١٦٣)
1 فجر عاشوراى حسينى
٩٢ ص
(١٦٤)
2 سوگند به شب عاشورا
٩٢ ص
(١٦٥)
اين راه براى عاشورائيان باز است
٩٣ ص
(١٦٦)
انسان كامل و جايگاه توحيدى او
٩٣ ص
(١٦٧)
سوره فجر و سلوك ولايى
٩٥ ص
(١٦٨)
3 سوگند به حسين (ع)
٩٥ ص
(١٦٩)
4 بازهم سوگند به حسين (ع)
٩٦ ص
(١٧٠)
5 سوگند به رفتن شب
٩٦ ص
(١٧١)
6 آيا كسى هست كه در اين حقايق تأمّل كند؟
٩٦ ص
(١٧٢)
7 جريان دائمى عاشوراى حسينى
٩٦ ص
(١٧٣)
8 آنان كه حقّ امام حسين (ع) را غصب كردند
٩٦ ص
(١٧٤)
9 عذاب دشمنان حسينى، از همه سنگين تر است
٩٨ ص
(١٧٥)
10 هان اى نفس مطمئنّه
٩٨ ص
(١٧٦)
انتقام خون حسين (ع) و داد انسانيت
١٠٠ ص
(١٧٧)
نخست شأن ربوبى است
١٠٠ ص
(١٧٨)
دوم شأن انسان كامل و امام معصوم (ع) است
١٠١ ص
(١٧٩)
سوم شأن انسانى و انسانيت است
١٠١ ص
(١٨٠)
چهارم شأن جهان است
١٠١ ص
(١٨١)
فرهنگ عاشورايى در زيارت هاى شيعى
١٠٢ ص
(١٨٢)
نگاهى دوباره به زيارتنامه ائمّه معصومان و محتواى آنها
١٠٢ ص
(١٨٣)
الف جلوه هايى از محتواى احياگرانه زيارت ها
١٠٢ ص
(١٨٤)
1 امر به معروف و نهى از منكر
١٠٢ ص
(١٨٥)
2 توحيد
١٠٢ ص
(١٨٦)
3 نبوت
١٠٣ ص
(١٨٧)
4 معاد
١٠٣ ص
(١٨٨)
5 امامت
١٠٣ ص
(١٨٩)
6 شفاعت
١٠٣ ص
(١٩٠)
7 رجعت
١٠٤ ص
(١٩١)
ب جلوه هايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارت ها
١٠٤ ص
(١٩٢)
1 حضرت فاطمه (س)
١٠٦ ص
(١٩٣)
2 درباره حضرت على (ع)
١٠٦ ص
(١٩٤)
معرفى كتاب فرهنگ سوگ شيعى
١٠٨ ص
(١٩٥)
گلستانه
١١٠ ص
(١٩٦)
مرگ سرخ
١١١ ص
(١٩٧)
حد تو «رثا» نيست
١١١ ص
(١٩٨)
زنده جاويد
١١١ ص
(١٩٩)
حسين ابن آفتاب
١١١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - يزيد، امام فاسق و كافر

عين حال، دشمن اهل بيت محمّد (ص) باشد، به دوزخ وارد مى‌شود.»[١]

همچنين ابوهريره نقل مى‌كند كه نبى خدا (ص) را ديدم كه به على و فاطمه و حسن و حسين (ع) نگاه مى‌كند و مى‌فرمايد: «من با دشمنان شما در جنگم و با دوستان شما دوست.»[٢]

از ابى‌سعيد خدرى نيز نقل شده است كه روايت مى‌كند: رسول خدا (ص) فرمودند:

«به آن كسى كه جانم در دست اوست! هيچ‌كس با اهل بيت (ع) دشمنى نمى‌ورزد؛ مگر آنكه خداوند او را وارد آتش مى‌كند.»[٣]

در روايات اهل سنّت، به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اهل بيت (ع) چه كسانى هستند؛ چنانچه از رسول خدا (ص) نقل مى‌كنند: «اهل بيت من، على است و فاطمه و حسن و حسين (ع).»[٤]

بدين ترتيب، حساب كسى چون يزيد بن معاويه كه براى قتل سبط نبى اكرم (ص) برنامه ريخت و ايشان را خونبار به شهادت رساند، معلوم است؛ چرا كه آن كسى كه در دل دشمنى مى‌ورزد، در نهايت راهى دوزخ مى‌شود؛ چه برسد به آنكه تيغ بكشد و لشكر راه بيندازد.

يزيد، امام فاسق و كافر

با تمام توصيفاتى كه بيان كرديم، بيشتر علماى اهل تسنّن، بر كفر يزيد بن معاويه اتّفاق نظر دارند. يافعى مى‌گويد: و امّا حكم آن كسى كه حسين (ع) را به قتل رساند يا فرمان قتل او را داد، همانند كسى است كه ريختن خون او را حلال مى‌داند و اين همان كفر است.[٥]

ذهبى نيز مى‌گويد: [يزيد] دشمن شديد و غليظ اهل بيت (ع) بود كه شراب مى‌نوشيد و عمل حرام انجام مى‌داد و حكومتش را با قتل حسين (ع) گشود و به واقعه حرّه ختم كرد.[٦]

ابن كثير هم مى‌گويد: همانا يزيد پيشواى فاسق و گناهكارى بود.[٧]

مسعودى، از تاريخ‌نويسان بنام اهل تسنّن مى‌گويد:

چگونه مردم ستم يزيد و كارگزارانش را تاب آوردند؟! تا جايى كه فسق او آشكار شد و او همان كسى بود كه پسر دختر رسول خدا (ص) و يارانش را به قتل رساند. آن سيره‌اى كه او در شراب‌نوشى آشكارا داشت، سيره فرعون است؛ بلكه فرعون درباره رعيتش از او متعادل‌تر بود و درباره خاص و عام با انصاف‌تر رفتار مى‌كرد؛ يزيد [درباره خويشاوندش‌] عثمان بن محمّد بن ابى‌سفيان چنين رفتار نكرد؛ چرا كه اهل «مدينه» او را از شهر اخراج كردند و يزيد برايش كارى نكرد.[٨]

عبدالله بن حنظله از پيشوايان قيام مردم «مدينه» عليه «واقعه حرّه» مى‌گويد:

به خدا قسم! ما تا آن زمان كه سنگ از آسمان توسط يزيد بر سرمان باريدن نگرفته بود، عليه يزيد قيام نكرديم؛ امّا او كسى بود كه با مادران، فرزندان، دختران و خواهرانش نكاح مى‌كرد و شراب مى‌نوشيد و نماز نمى‌خواند.[٩]

از زشتى‌هايى كه در تاريخ براى يزيد ذكر شده است، مى‌توان به قتل امام حسين (ع) و حمله به دختران رسول خدا (ص)، آن هم به طور وحشيانه اشاره كرد. او كسى بود كه اهل «مدينه» به خاطر كشتارى كه در آنجا به راه انداخت، به شدّت از او ترسان و هراسان شده بودند و او همان كسى است كه كعبه را ويران كرد كه همين، دلالت بر قساوت، سخت‌دلى، دشمنى او با اهل بيت (ع)، بدفكرى، كينه‌ورزى، نفاق و بى‌ايمانى او دارد. پس او فاسقى لعنت شده است و هر كس مانع لعنت‌گويى ملعونى شود، خود ملعون است.[١٠]

تفتازانى در كتاب «شرح عقايد النّفسيه» مى‌گويد:

حق آن است كه بگوييم كه يزيد راضى به قتل حسين بود و با اين خبر خوشحال شد و اهانت او به اهل بيت رسول (ص) ما را در اين معنا، به توافق مى‌رساند كه بگوييم: لعنت خداوند بر او و بر ياران و دوستانش باد.[١١]

ابن خلدون، قديمى‌ترين تاريخ‌نويس اهل تسنّن مى‌گويد: نه براى آنكه يزيد فرمان قتل داد، بلكه براى آنكه مى‌بينيم او مانع خونريزى نشد و بدين ترتيب اجازه داد كه امام حسين (ع) را بكشند. اين عملش قتل است و اين عمل، از اعمال پليد يزيد است كه بر گناه‌كارى و فسق او مُهر تأييد مى‌زند و حسين (ع) در اين جريان، شهيد محسوب مى‌شود.[١٢]

در كتاب علماى اهل تسنّن بيان شده است كه يزيد به نواختن موسيقى شهرت داشت، شراب مى‌نوشيد، به طرب و غنا مشغول مى‌شد، صيد [حرام‌] انجام مى‌داد، با مردان جوان و شاهزادگان و ميمون و سگ مى‌آميخت و روزى نبود كه مست از خواب برنخيزد. او كسى بود كه ميمونش را بر اسبى آزين بسته كه با زنجيرها و پارچه‌ها آراسته شده بود، نشاند؛ در حالى‌كه بر تن آن ميمون، پارچه زربافت پوشانده بود. او همچنين براى پسربچّه‌ها نيز چنين مى‌كرد. او بين آنها مسابقه اسب‌دوانى برگزار مى‌كرد. هنگامى كه آن ميمون مُرد، به شدّت براى او محزون شد. حتّى گفته شده كه علّت مرگ يزيد اين بود كه بوزينه‌اش او را گاز گرفت و او از اسب به زمين افتاد و مُرد.[١٣]

جاى تأسّف است كه برخى علماى افراطى اهل تسنّن، متعصّبانه اصرار مى‌ورزند كه امام حسين (ع)، سبط نبى اكرم (ص) در حكم شورشى عليه يزيد بود؛ مى‌گسار مستى كه هتّاك حرم شريعت مطهّره رسول خدا (ص) بود! پس عجبا از نوشته‌هايى كه از فرط بى‌انصافى آن، پوست مى‌شكافد و از شنيدنش، تمامى سنگ‌ها آواز در مى‌دهند![١٤]

پى‌نوشت‌ها:


[١]. الحاكم النيسابورى، «مستدرك على الصحيحين»، ج ٣، ص ١٧٤، حديث شماره ٤٧٧٥.

[٢]. همان، ج ٣، ص ١٧٤، حديث شماره ٤٧٧٦.

[٣]. همان، ص ١٧٦، حديث شماره ٤٧٨٠.

[٤]. همان، ص ١٧٢، حديث شماره ٤٧٧٢.

[٥]. «شذرات من ذهب»، ابن العماد الحنبلى: ١/ ٦٨؛ به نقل از شبكه الشيعة العالمية:

http:// www. shiaweb. org/ books/ jaish- alsahaba/ pa ٣٢. html

[٦]. همان.

[٧]. «البداية»: ٨/ ٢٢٣؛ به نقل از همان سايت.

[٨]. «مروج الذهب»: ٣/ ٨٢؛ به نقل از همان سايت.

[٩]. «الكامل»: ٣/ ٣١٠ و «تاريخ الخلفاء»: ١٦٥؛ به نقل از همان سايت.

[١٠]. الجاحظ، «الرسالة الحادية عشر فى بنى أمية»، ص ٣٩٨؛ به نقل از همان سايت.

[١١]. العلامة سعد الدين التفتازانى الشافعى، «شرح العقائد النسفية»، ص ١٨١؛ به نقل از همان سايت.

[١٢]. إبن خلدون، «المقدمة»، ص ٢٥٤؛ به نقل از همان سايت.

[١٣]. إبن كثير، «البدايه والنهايه»، الجزء ٨، ص ٢٥٨؛ به نقل از همان سايت.

[١٤]. الشوكانى، «نيل الأوطار»، الجزء: ٧، ص ١٤٧؛ به نقل از همان سايت.