ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - اگر خدا بخواهد
در مرديم كه با يك تير از تركش بلا شانه خالى نكنيم و آه و فغان به راه نيندازيم كه آى خدا! عدالتت كجاست؟ و چنان زبان به شكايت گشاييم كه گويا سهمالمصيبت كلّ ارض را يكجا حواله دادهاند به ما!
مصيبت چيست؟
مصيبت را هر چند در لغتنامه به هر واقعه و حادثهاى، اعمّ از خير يا شر كه به انسان يا هر چيز اصابت كند، نسبت دادهاند، امّا اغلب براى تعريف حوادث بد به كار مىرود. در نتيجه، استعمال كلمه مصيبت، بلا و گرفتارى را به ذهن متبادر مىكند و در آيه مورد بحث هم به همين معنا است.
چنان كه مراد از مصيبتى كه در زمين و از ناحيه خود بشر به او مىرسد، قحطى و آفات ميوهها و زلزلههاى ويرانگر و سيل و غيره است و مراد از مصيبتى كه به جان آنان مىرسد، بيمارى، جراحت، شكستن استخوان و مرگ و از اين قبيل است.
ناگفته نماند كه در اين آيه، به مصائبى اشاره شده كه به هيچ وجه قابل اجتناب نبوده و مولود اعمال انسانها نمىباشد؛ لذا راه مقابله با مصيبتها و ناكامىهايى كه معلول گناهان و سهلانگارىهاى خود انسان است، مىتواند موضعگيرى صحيح در برنامههاى زندگى باشد.
بعضى از مفسّران چنين گفتهاند كه اگر مصيبتى مقيد به قيد زمين و انفس شده، به اين دليل است كه مطلق مصائب در لوح محفوظ نوشته نشده؛ زيرا لوح، متناهى و حوادث، نامتناهى بوده و معلوم است كه متناهى گنجايش آن را ندارد كه ظرف غيرمتناهى شود.
گويا صاحب اين گفتار، لوح را از جنس فلز و امثال آن انگاشته كه در ناحيهاى از نواحى جوّ، آويزان است و حوادث را در آن به يكى از زبانهاى فارسى، عربى يا غير آن و با خطّ نوشتار رايج ما نوشتهاند.
ولى مراد از كتاب، لوحى است كه در آن، طبق دلالت آيات و روايات، تمام آنچه بوده و هست و تا قيامت خواهد بود، نوشته شده؛ لذا از ميان مصائب، در اين آيه اكتفا شده به آنچه كه از زمين و از وجود خود انسانها ناشى مىشود؛ زيرا پيش از اين، همانها موضوع گفتوگو بودهاند.
بعضى از مفسّران نيز كتاب را همان علم خداى تعالى دانستهاند كه اين معنا خلاف ظاهر است؛ مگر اينكه منظورشان از علم، همان كتابى باشد كه در آن، حوادث كه مراتبى از علم فعلى خداست، نوشته شده است.
در نهايت، آيه شريفه با جمله «إِنَّذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»[١] ختم شده تا نشان دهد كه با قياس به علم خدا، زمان گذشته، حال و آينده و مشكل و مشكلتر و مشكلترين و آسان و آسانتر و آسانترين، معنى ندارد.
معمار نقشه جهان بدون كوچكترين دشوارى، جهان پيچيده و چندلايه و سير تمام اتّفاقات از ازل تا ابد را دقيق و سنجيده طرّاحى كرده تا هركدام به وقت خود، به مرحله اجرا گذاشته شود.
اعتقاد به قضا و قدر الهى
كسى كه اراده حكيمانه خداى متعال را در كنار تقدير و قضاى الهى، عامل پيدايش حوادث مىداند، از پيشامدهاى ناگوار نمىهراسد و در برابر آنها، خود را نمىبازد و به جزع و فزع نمىافتد؛ بلكه مىداند اين حوادث، جزئى از نظام حكيمانه جهان است و طبق مصالح و حكمتهايى رخ داده است؛ بنابراين با آغوش باز، از آنها استقبال مىكند و در نتيجه، ملكات فاضلهاى از قبيل صبر و توكّل و رضا و تسليم را به دست مىآورد.
اگر خدا بخواهد
«لِكَيْلاتَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»[٢]
در تفسير اين آيه آوردهاند:
مردى به حضور امام سجّاد (ع) شرفياب شد و از حقيقت زهد و پارسايى پرسيد. آن حضرت فرمود:
«زهد و پارسايى، داراى ده درجه و مرتبه است: برترين درجه زهد و پارسايى، كمترين درجه ورع و پرهيزكارى است و بالاترين درجه پرهيزكارى، كمترين درجه يقين است و بالاترين درجه يقين، كمترين درجه مقام رضا و خشنودى در برابر خواست خداى فرزانه و عادل است و همه مراحل زهد و پارسايى در يك آيه از قرآن شريف آمده است كه مىفرمايد: «تا بر آنچه از دست شما رفت، اندوهگين نگرديد