ماهنامه موعود
(١)
شماره دويست- دويست و يكم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
سوزن بان
٤ ص
(٤)
اخبار
٦ ص
(٥)
حوادث طبيعى تير و مرداد و شهريور
٦ ص
(٦)
سيل
٦ ص
(٧)
سيل
٦ ص
(٨)
طوفان
٦ ص
(٩)
گرما
٦ ص
(١٠)
زلزله
٦ ص
(١١)
آتش سوزى
٧ ص
(١٢)
آتش سوزى
٧ ص
(١٣)
سيل
٧ ص
(١٤)
سيل
٧ ص
(١٥)
حوادث انسانى
٧ ص
(١٦)
بيمارى
٧ ص
(١٧)
تيراندازى
٨ ص
(١٨)
حمله انتحارى
٨ ص
(١٩)
كشتار
٨ ص
(٢٠)
مردم دنيا چه اندازه بازگشت منجى را نزديك مى دانند؟
٩ ص
(٢١)
بررسى چند نظرسنجى معتبر
٩ ص
(٢٢)
مقدّمه
١٠ ص
(٢٣)
مردم آمريكا به چه ميزان بازگشت عيسى مسيح را نزديك مى دانند؟
١٠ ص
(٢٤)
نظر مسلمانان و مسيحيان قارّه آفريقا در مورد بازگشت منجى چيست؟
١١ ص
(٢٥)
يك نظرسنجى بزرگ آخرالزّمانى بين مسلمانان و مسيحيان آسيا
١٢ ص
(٢٦)
نتيجه گيرى
١٢ ص
(٢٧)
امين اسرار خداوند و امانت دار ايشان
١٤ ص
(٢٨)
حسابگر خلق
١٥ ص
(٢٩)
منم امانت دار خداوند
١٥ ص
(٣٠)
تنها در، به حصار رازهاى خداوند
١٥ ص
(٣١)
اسرار خداوند نزد ماست
١٥ ص
(٣٢)
منم مؤتمن سرّ
١٥ ص
(٣٣)
واسطه فيض خداوند منّان
١٥ ص
(٣٤)
ايرانِ مهدى باور، براى ما بسيار خطرناك تر از داعش است!
١٩ ص
(٣٥)
مقاله موشه يعلون در سايت لس آنجلس تايمز
١٩ ص
(٣٦)
نكته
١٩ ص
(٣٧)
ضرورت وجود امام در زمين
٢٠ ص
(٣٨)
دسته بندى گروهى از روايات در باب مسئله امام
٢٠ ص
(٣٩)
1 وجود امام در هر عصر
٢٠ ص
(٤٠)
2 معرفت نسبت به امام
٢٠ ص
(٤١)
دسته بندى نظرات سه علم در باب امام
٢٠ ص
(٤٢)
1 فلاسفه
٢١ ص
(٤٣)
2 عرفان
٢١ ص
(٤٤)
3 اخلاق
٢١ ص
(٤٥)
تطبيق نظرات با روايات شريفه
٢١ ص
(٤٦)
چگونگى بهره مندى از امام غائب
٢١ ص
(٤٧)
اركان اربعه فرهنگ انتظار (2)
٢٣ ص
(٤٨)
آيا امام مرا مى شناسى؟
٢٩ ص
(٤٩)
كنكاشى پيام واره در احاديث مهدوى
٢٩ ص
(٥٠)
برخى نكات اين حديث
٢٩ ص
(٥١)
صاحب زمان و زمين
٣١ ص
(٥٢)
اى دل با تو مى گويم
٣٢ ص
(٥٣)
پرسش و پاسخ
٣٣ ص
(٥٤)
30 آيا تك قطبى كردن جهان مى تواند نجات بخش بشر باشد؟
٣٣ ص
(٥٥)
اشكال
٣٤ ص
(٥٦)
31 ماركسيست ها تكامل تاريخ را با چه شيوه اى توجيه مى كنند؟
٣٤ ص
(٥٧)
32 بينش انسانى، فطرى در تكامل تاريخ چيست؟
٣٤ ص
(٥٨)
33 رهبرى در حكومت عدل جهانى چه اهمّيتى دارد؟
٣٥ ص
(٥٩)
34 برپاكننده عدل جهانى چه شرايطى بايد داشته باشد؟
٣٥ ص
(٦٠)
35 تكامل تاريخ از نظر قرآن چگونه است؟
٣٥ ص
(٦١)
پرونده خانواده
٣٦ ص
(٦٢)
جنايت جنسى عليه كودكان
٣٧ ص
(٦٣)
\* آقاى دكتر براى اوّلين سؤال، لطفاً تعريفى از خشونت عليه كودكان و به طور خاص، خشونت جنسى عليه كودكان بفرماييد؟
٣٧ ص
(٦٤)
\* وضعيت خشونت جنسى عليه كودكان در دنيا چگونه است؟
٣٨ ص
(٦٥)
\* خشونت جنسى درايران چه وضعيتى دارد؟
٣٨ ص
(٦٦)
\* زمينه هاى ايجاد و تشديد آن در جهان و ايران چيست؟ چه عواملى را مؤثّر در تشديد اين واقعه مى توان بر شمرد؟
٣٩ ص
(٦٧)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در جهان چگونه است؟
٤٠ ص
(٦٨)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در كشور ما چگونه است؟ تا كنون چه اقداماتى صورت گرفته است و خلاء هاى قانونى اين حوزه چيست؟
٤٠ ص
(٦٩)
\* در خاتمه، پيشنهادات شما براى رفع معضل خشونت هاى جنسى عليه كودكان چيست؟
٤٠ ص
(٧٠)
خانواده در جامعه معاصر ايران (4)
٤١ ص
(٧١)
فصل دوم راهكارها و بايسته ها
٤١ ص
(٧٢)
1 فراهم آوردن امكان تشكيل خانواده براى همه
٤١ ص
(٧٣)
2 توانمندسازى جوانان براى تشكيل و اداره خانواده
٤٢ ص
(٧٤)
الف- در آستانه ازدواج
٤٢ ص
(٧٥)
ب- پس از ازدواج
٤٢ ص
(٧٦)
ج- پس از ايجاد اختلاف
٤٣ ص
(٧٧)
3 تقويت مبانى اعتقادى و اخلاقى جامعه
٤٣ ص
(٧٨)
4 توجّه ويژه به آموزش و تربيت جنسى اقشار گوناگون
٤٤ ص
(٧٩)
پهلوان مسعود كيانتاش (قسمت آخر)
٤٦ ص
(٨٠)
در مسير كمال (قسمت آخر)
٥٢ ص
(٨١)
18 پوزش پذيرى
٥٢ ص
(٨٢)
19 عيادت و دل جويى
٥٢ ص
(٨٣)
20 پذيرش دعوت
٥٣ ص
(٨٤)
21 قدرشناسى و سپاس گزارى
٥٤ ص
(٨٥)
22 داد و دهش
٥٤ ص
(٨٦)
23 اميد بستن به نااميدى
٥٤ ص
(٨٧)
24 خدمت به همسر
٥٥ ص
(٨٨)
25 خالى ديدن دستان خود
٥٦ ص
(٨٩)
26 مداراى با مردم
٥٦ ص
(٩٠)
27 شكرگزارى به درگاه خداوند
٥٦ ص
(٩١)
بخش سوم چه دعاهايى بخوانيم؟
٥٧ ص
(٩٢)
1 گنجينه هاى چاره ساز
٥٧ ص
(٩٣)
2 دعاى ايمنى از شياطين جنّ و انس
٥٨ ص
(٩٤)
منتظر سرافراز
٦٠ ص
(٩٥)
جنگ جهانى جمعيت قتل عام خاموش
٦١ ص
(٩٦)
توليد واكسن هاى خوراكى براى عقيم سازى
٦١ ص
(٩٧)
اسلحه غذا، عقيم سازى و كنترل جمعيت
٦٢ ص
(٩٨)
سياست هايى براى ممانعت از رشد جمعيت
٦٢ ص
(٩٩)
مسموم كردن آب و غذا، براى عقيم سازى و سقط جنين
٦٢ ص
(١٠٠)
ميزان و تركيب جمعيت در جهان بايد تأمين كننده امنيت ملّى آمريكا باشد
٦٢ ص
(١٠١)
مديريت جمعيت، جنگ جهانى نوين، سياست استعمارى ديرين
٦٣ ص
(١٠٢)
جنگ عليه جمعيت؛ يك جنگ تمام عيار
٦٣ ص
(١٠٣)
تأمين امنيت ملّى آمريكا با كاهش نرخ رشد جمعيت جهانى
٦٣ ص
(١٠٤)
برنامه ويژه براى كنترل جمعيت هر كشور
٦٣ ص
(١٠٥)
يك نمونه؛ برنامه ريزى براى خانواده فيليپينى(PFPP)
٦٣ ص
(١٠٦)
آغاز فعّاليت مركز ارتباطات ملّى فيليپين(NCC -39) 1993 م
٦٤ ص
(١٠٧)
سرمايه گذارى براى مديريت جمعيت در فيليپين
٦٤ ص
(١٠٨)
نتايج فعّاليت هاى ضدّ جمعيتى در فيليپين
٦٥ ص
(١٠٩)
واين توطئه ها همچنان در چهار گوشه جهان ادامه دارند
٦٥ ص
(١١٠)
ژئوپليتيك دينى غرب آسيا در متون مقدّس مسيحى (2)
٦٦ ص
(١١١)
الف ژئوپليتيك منطقه در دوران جنگ هاى صليبى
٦٦ ص
(١١٢)
ب تمايل مسيحيان به تورات و تأثير ايوانجليك ها بر ژئوپليتيك منطقه
٦٧ ص
(١١٣)
1 بازگشت يهوديان به فلسطين؛
٦٨ ص
(١١٤)
2 برپايى دولت اسرائيل؛
٦٨ ص
(١١٥)
3 وعظ انجيل براى تمامى ملّت هاى دنيا، ازجمله بنى اسرائيل
٦٨ ص
(١١٦)
5 به آسمان (بهشت) رفتن ايمان آورندگان به كليسا؛
٦٩ ص
(١١٧)
پرونده محرم
٧١ ص
(١١٨)
از حسين (ع) تا مهدى (عج)
٧٢ ص
(١١٩)
1 تفسير آيه هاى قدر
٧٢ ص
(١٢٠)
2 تفسير كهيعص
٧٢ ص
(١٢١)
كربلا از منظر انديشمندان جهان
٧٤ ص
(١٢٢)
حسين (ع) از نظر مسيو ماربين آلمانى
٧٤ ص
(١٢٣)
نهضت حسين (ع) از نظر مهاتما گاندى
٧٧ ص
(١٢٤)
محمّدعلى جناح درباره حسين (ع) سخن مى گويد
٧٧ ص
(١٢٥)
حادثه طَف از نظر لياقت عليخان
٧٧ ص
(١٢٦)
پورشو تامداس توندون 5 حسين (ع) را مى ستايد
٧٧ ص
(١٢٧)
اثر نهضت حسين (ع) از نظر گيبون مورّخ مشهور
٧٧ ص
(١٢٨)
چارلز ديكنز درباره نهضت حسين (ع) اين گونه مى گويد
٧٧ ص
(١٢٩)
حسين (ع) از نظر توماس كارلايل
٧٨ ص
(١٣٠)
سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف
٧٨ ص
(١٣١)
نهضت حسين (ع) از نظر فردريك جمس
٧٨ ص
(١٣٢)
ل م بويد
٧٨ ص
(١٣٣)
حسين (ع) از نظر واشنگتن ايروينك، مورّخ آمريكايى
٧٨ ص
(١٣٤)
توماس ماساريك درباره حادثه كربلا چنين مى گويد
٧٩ ص
(١٣٥)
موريس دوكبرى مى نويسد
٧٩ ص
(١٣٦)
عاشورا از نظر دكتر ژوزف فرانسوى
٧٩ ص
(١٣٧)
مصيبت چيست؟
٨١ ص
(١٣٨)
اعتقاد به قضا و قدر الهى
٨١ ص
(١٣٩)
اگر خدا بخواهد
٨١ ص
(١٤٠)
خدا دوستشان ندارد
٨٢ ص
(١٤١)
بخل چرا؟
٨٢ ص
(١٤٢)
او بى نياز است
٨٢ ص
(١٤٣)
امتيازات ويژه سيدالشهدا (ع)
٨٣ ص
(١٤٤)
1 عظمت مصيبت سيدالشّهداء (ع)
٨٤ ص
(١٤٥)
2 ثواب گريه برحضرت اباعبدالله (ع)
٨٤ ص
(١٤٦)
3 زيارات مأثوره
٨٤ ص
(١٤٧)
4 جايگاه تربت كربلا
٨٥ ص
(١٤٨)
5 استجابت دعا نزد قبر سيّد الشّهداء (ع)
٨٥ ص
(١٤٩)
6 نماز در حائر حسينى
٨٥ ص
(١٥٠)
7 انتقال مقام امامت به نسل امام حسين (ع)
٨٥ ص
(١٥١)
وقايع غريب پس از واقعه عاشورا
٨٦ ص
(١٥٢)
گريه آسمان ها و زمين
٨٧ ص
(١٥٣)
تغيير حالات آسمان
٨٧ ص
(١٥٤)
جوشيدن خون از زمين
٨٧ ص
(١٥٥)
نداى غيبى از آسمان
٨٧ ص
(١٥٦)
ديده شدن قلم آهنين
٨٧ ص
(١٥٧)
تغيير ماهيت اشياى به غارت رفته از حرم امام حسين (ع)
٨٧ ص
(١٥٨)
شنيده شدن صداى نوحه جنّيان
٨٧ ص
(١٥٩)
يزيد بن معاويه، كسى كه در وجودش خيرى نبود
٨٩ ص
(١٦٠)
جنگ با حسين (ع)، جنگ با خداوند
٨٩ ص
(١٦١)
يزيد، امام فاسق و كافر
٩٠ ص
(١٦٢)
فجر عاشورا
٩١ ص
(١٦٣)
1 فجر عاشوراى حسينى
٩٢ ص
(١٦٤)
2 سوگند به شب عاشورا
٩٢ ص
(١٦٥)
اين راه براى عاشورائيان باز است
٩٣ ص
(١٦٦)
انسان كامل و جايگاه توحيدى او
٩٣ ص
(١٦٧)
سوره فجر و سلوك ولايى
٩٥ ص
(١٦٨)
3 سوگند به حسين (ع)
٩٥ ص
(١٦٩)
4 بازهم سوگند به حسين (ع)
٩٦ ص
(١٧٠)
5 سوگند به رفتن شب
٩٦ ص
(١٧١)
6 آيا كسى هست كه در اين حقايق تأمّل كند؟
٩٦ ص
(١٧٢)
7 جريان دائمى عاشوراى حسينى
٩٦ ص
(١٧٣)
8 آنان كه حقّ امام حسين (ع) را غصب كردند
٩٦ ص
(١٧٤)
9 عذاب دشمنان حسينى، از همه سنگين تر است
٩٨ ص
(١٧٥)
10 هان اى نفس مطمئنّه
٩٨ ص
(١٧٦)
انتقام خون حسين (ع) و داد انسانيت
١٠٠ ص
(١٧٧)
نخست شأن ربوبى است
١٠٠ ص
(١٧٨)
دوم شأن انسان كامل و امام معصوم (ع) است
١٠١ ص
(١٧٩)
سوم شأن انسانى و انسانيت است
١٠١ ص
(١٨٠)
چهارم شأن جهان است
١٠١ ص
(١٨١)
فرهنگ عاشورايى در زيارت هاى شيعى
١٠٢ ص
(١٨٢)
نگاهى دوباره به زيارتنامه ائمّه معصومان و محتواى آنها
١٠٢ ص
(١٨٣)
الف جلوه هايى از محتواى احياگرانه زيارت ها
١٠٢ ص
(١٨٤)
1 امر به معروف و نهى از منكر
١٠٢ ص
(١٨٥)
2 توحيد
١٠٢ ص
(١٨٦)
3 نبوت
١٠٣ ص
(١٨٧)
4 معاد
١٠٣ ص
(١٨٨)
5 امامت
١٠٣ ص
(١٨٩)
6 شفاعت
١٠٣ ص
(١٩٠)
7 رجعت
١٠٤ ص
(١٩١)
ب جلوه هايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارت ها
١٠٤ ص
(١٩٢)
1 حضرت فاطمه (س)
١٠٦ ص
(١٩٣)
2 درباره حضرت على (ع)
١٠٦ ص
(١٩٤)
معرفى كتاب فرهنگ سوگ شيعى
١٠٨ ص
(١٩٥)
گلستانه
١١٠ ص
(١٩٦)
مرگ سرخ
١١١ ص
(١٩٧)
حد تو «رثا» نيست
١١١ ص
(١٩٨)
زنده جاويد
١١١ ص
(١٩٩)
حسين ابن آفتاب
١١١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢٣ اميد بستن به نااميدى

آنجا كه مى‌توانيم خشنودى و رضايت دوست خويش را بر ديگر امور زندگى مقدّم بداريم و دعوتش را بپذيريم. رسول اكرم (ص) دراين‌باره مى‌فرمايند:

«و همه امّتم را اعمّ از آنهايى كه حاضرند و آنهايى كه غايبند، سفارش مى‌كنم كه دعوت برادر مسلمان خود را بپذيرند؛ اگرچه مجبور باشند پنج ميل (٢٠ كيلومتر) راه بپيمايند؛ زيرا اين عمل نشانه دين‌دارى فرد است.»[١]

آن حضرت در جاى ديگرى در بيان نشانه‌هاى جفا مى‌فرمايند:

«سه چيز از نشانه‌هاى جفا و پشت كردن به دوستان است ... و اينكه شخص را براى مهمانى و صرف غذا دعوت كنند؛ ولى او اجابت نكند يا در مهمانى حاضر شود؛ ولى غذا نخورد.»[٢]

البتّه بايد توجّه داشت همه نكاتى كه ما در اينجا تذكّر مى‌دهيم، به روابط و معاشرت‌هاى برادران مسلمان و دوستان و خويشان مربوط است؛ وگرنه شركت در هر مجلسى و پذيرفتن هر دعوتى به طور حتم جايز نيست. حضور در مجالس و محافلى كه در آنها، گناه و معصيت وجود دارد يا قبول دعوت كسى كه وجهه خوبى در اجتماع ندارد و سبب بدگمانى مردم مى‌گردد، به هيچ وجه شايسته نيست. براى مسئولان و مديران جامعه اسلامى نيز شركت در مهمانى‌هاى پرتجمّل و نشست و برخاست با طبقات مرفّه و خوش‌گذران اجتماع كه از درد مردم خبر ندارند، زيبنده نيست. مولاى متّقيان على (ع)، يكى از كارگزاران خود، به نام عثمان بن حُنَيف را به سبب شركت در يك مهمانى پرتجمّل و اشرافى مورد سرزنش و نكوهش قرار دادند و فرمودند:

«اى پسر حنيف! به من خبر رسيده كه مردى از جوانان بصره، تو را به مهمانى خوانده و تو نيز بدانجا شتافته‌اى. [در آنجا] سفره‌اى رنگين برايت افكنده و ظرف‌هايى پرطعام پيشت نهاده‌اند. هرگز نمى‌پنداشتم كه تو دعوت قومى را اجابت كنى كه بينوايان را از در مى‌رانند و توانگران را بر سفره مى‌نشانند! بنگر كه چه مى‌خورى، هر چه را در حلال بودن آن ترديد دارى، از دهان بيفكن و آنچه را يقين دارى از راه حلال به دست آمده است، بخور.»[٣]

٢١. قدرشناسى و سپاس‌گزارى‌

داشتن روحيه قدرشناسى و سپاس‌گزارى نسبت به ديگران، يكى از كمالات انسانى و از خصال اهل ايمان است. بدين بيان كه اگر كسى براى ما كارى انجام داد و زحمتى را هرچند ناچيز به خاطر ما متحمّل شد، سپاس و امتنان خود را ابراز كنيم تا طرف مقابل متوجّه شود ما قدر زحمت‌هاى او را دانسته‌ايم و فرد ناسپاسى نيستيم. داشتن روحيه طلبكارانه نسبت به ديگران، برخورد متوقّعانه با اطرافيان و ناديده گرفتن تلاش‌ها و زحمت‌هاى آنها نشانه بى‌شخصيتى، خودپسندى و سستى پايه‌هاى ايمان فرد است. اين نكته در روايات مورد توجّه قرار گرفته است و امام رضا (ع) در اين‌باره مى‌فرمايند:

«هر كس لطف و احسان بندگان خدا را سپاس نگويد، خدا را هم به حقيقت شكر نخواهد گزارد.»[٤]

انسان بايد در زندگى، نسبت به هر كس كه به نحوى در رفع نيازمندى‌ها و احتياجات او مؤثّر است و موانع و مشكلات را از پيش پاى او برمى‌دارد و در يك كلام، نسبت به همه كسانى كه بقا و حيات او بى‌وجود آنها امكان‌پذير نيست، سپاس‌گزار و قدرشناس باشد و اين قدردانى را نيز به نحوى ابراز كند.

بنابراين، خواه در برابر زحمات طاقت‌فرساى پدر و مادر خويش يا فداكارى‌ها و ايثار همسرمان و خواه در برابر تلاش‌هاى صادقانه يك دوست يا زحمات بى‌شائبه يك آشنا قرار داشته باشيم، وظيفه داريم شاكر و سپاس‌گزار درگاه خداوند باشيم كه منعم حقيقى است، بلكه بايد از هر كس از بندگان خدا كه به نحوى بر گردن ما حقّى دارد، تشكّر و سپاس‌گزارى كنيم.

٢٢. داد و دهش‌

در طول زندگى، حكايت‌ها و داستان‌هاى شگفت‌انگيز فراوانى از علماى اخلاق و اصحاب عرفان و معنا درباره كسانى كه از دنيا رفته و در عالم برزخ، به نجات و رستگارى دست يافته بودند، شنيده يا خوانده بودم كه در بسيارى از آنها، رمز نجات و رستگارى پس از مرگ، سخاوت، بخشندگى و به بيان شاعران شيرين سخن؛ «داد و دهش» بيان شده بود. اين موضوع برايم بسيار جالب و در عين حال، تأمّل برانگير بود و با خود مى‌انديشيدم كه آيا واقعاً سخاوت اين همه اثر دارد كه حتّى كسانى را كه در عمر خود، گناهانى بزرگ مرتكب شده‌اند، از عذاب الهى نجات مى‌دهد!؟ اين پرسش همواره برايم مطرح بود تا اينكه به رواياتى برخورد كردم كه درباره فضيلت سخاوت و بخشندگى نقل شده بود. در بسيارى از روايات نقل شده در اين زمينه، سخاوت، درختى از درختان بهشت يا شاخه‌اى از شاخه‌هاى درختان بهشتى معرفى و در آنها تصريح شده بود كه هر كه به اين درخت يا شاخه‌هاى آن درآويزد، بى‌ترديد به بهشت وارد مى‌شود.

در يكى از اين روايات، به نقل از رسول اكرم (ص) آمده بود:

«سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه‌هاى آن در دنيا آويزان شده است، پس كسى كه سخاوتمند است، به شاخه‌اى از شاخه‌هاى اين درخت درمى‌آويزد و آن شاخه او را به سوى بهشت هدايت مى‌كند و بخل درختى از درختان جهنّم است كه شاخه‌هاى آن در دنيا آويخته شده است، پس كسى كه بخيل است، به شاخه‌اى از شاخه‌هاى اين درخت آويزان مى‌شود و اين شاخه او را به جهنّم مى‌رساند.»[٥]

در روايت ديگرى كه از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده است، در همين زمينه، چنين مى‌خوانيم:

« [شخص‌] سخاوتمند به خدا، به بهشت و به مردم نزديك و از جهنّم دور است و [شخص‌] بخيل از بهشت و از مردم دور و به آتش نزديك.»[٦]

٢٣. اميد بستن به نااميدى‌

همه ما بارها اين سخن را شنيده يا در مواقع سختى‌ها و مشكلات براى دلگرمى دادن به ديگران، از آن استفاده كرده‌ايم كه در نااميدى بسى اميد است. اين سخن در جاى خود، بسيار درست است و كسى كه از