ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٥ - ب جلوه هايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارت ها
است.
در متون زيارتها، يك شيعه، بارها و بارها با امام خود بيعت مىكند و اصرار مىورزد كه:
«فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُم؛[١]
با شمايم؛ با شما و نه با دشمن شما.»
و بر امام حسين (ع) و ديگر اعضاى نهضت درود مىفرستد، با اين عبارت:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ الْحُسَيْنَ وَ عَلَى مَنْ سَاعَدَكَ وَ عَاوَنَكَ وَ وَاسَاكَ بِنَفْسِهِ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِى الذَّبِّ عَنْكَ ...؛
درود بر تو اى اباعبداللهالحسين! و بر هر كسى كه تو را پشتيبانى كرد و كمك نمود و با جانش با تو همدردى كرد و خونش را در راه دفاع از تو نثار كرد. همه اينها محبّت زائر را نسبت به مولايش و راه و مكتب او نشان مىدهد.»
امّا تبرّى از دشمنان اهلبيت (ع) شايد بيشتر حاوى عنصر ستمستيزى و قيام باشد. تبرّى، بيزارى از دشمنان ائمّه، چه يزيد، چه هارون، چه متوكّل و چه هر حاكم ظالم ديگر در هر عصرى است.
شايد در هيچ متنى، به روشنى متون ادعيه و زيارات، به اصل تبرّى پرداخته نشده باشد. اگر يك سوى زيارتها، سلام بر امامان است، در سوى ديگر آن لعن و نفرين بر دشمنان و قاتلان آنها مىباشد. «زيارت عاشورا» نمونه بارز متونى است كه در آن، افزون بر لعن بر قاتل حسين (ع)، بر قاتلان، كمك كنندگان به قتل، مشايعت كنندگان قاتلان و آنان كه اسبهاى آنان را زين كردند و مهار كشيدند و نقاب بستند و مهيا كردند و حتّى آنان كه شنيدند و بدان راضى بودند نيز، لعن فرستاده مىشود؛ همچنين از يزيد، شمر، عمر سعد و خاندان بنىاميه به صراحت نام برده مىشود و مورد لعن قرار مىگيرند.
در اينجا براى بيان جهتگيرى تبرّى در زيارتها و آشنايى بيشتر با مضامين آنها، دو نمونه را نقل مىكنيم:
«اللهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِك»؛ «اللهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّى؛[٢]
خدايا لعنت كن اوّلين ظالم ظلمكننده به حقّ محمّد و خاندان محمّد تا آخرين پيرو از آنان» «خدايا از سوى من، به نخستين ظالم لعنتى اختصاص ده.»
٤. در متون زيارتها، ائمّه اطهار (ع) داراى صفاتى همچون اولوالعزم، خليفة الله فى ارضه، ساسّه العباد و ... هستند كه دقيقاً همان صفاتى است كه خلفاى اموى و عبّاسى و ديگر ستمگران غاصب براى خود و تنها براى خود قائل بودند و تبليغات وسيعى مىكردند كه امامان را فاقد اين صفات نشان دهند.
٥. در زيارتها، ائمّه اطهار (ع) رسماً به عنوان كسانى كه به قسط و عدل عمل مىكردهاند و خواهان و امر كننده به قسط و عدل بودهاند، معرّفى شدهاند؛ چنانكه در زيارت امام على (ع) مىخوانيم:
«وَ أَنْتَ الْقَاسِمُ بِالسَّوِيَّهِ، وَ الْعَادِلُ فِىالرَّعِيَّه.»[٣]
و خطاب به امام حسين (ع) مىگوييم:
«أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَمَرْتَ بِالْقِسْطِ وَ الْعَدْلِ وَ دَعَوْتَ إِلَيْهِمَا؛[٤]
شهادت مىدهم كه تو قسط و عدل را برپا داشتى و به آن دعوت كردى.»
بر اين اساس، زائر امام توفيق درك حكومت امام را از خداوند طلب مىكند و از او تقاضاى خونخواهى مىنمايد:
«فَأَسْالُ اللهَ الَّذِى أَكْرَمَنِى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرَاءَهَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ أَنْ يَجْعَلَنِى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَهِ ... وَ أَنْ يَرْزُقَنِى طَلَبَ ثَارِكُمْ مَعَ إِمَامٍ مَهْدِىٍّ ظَاهِرٍ نَاطِقٍ مِنْكُمْ ...؛[٥]
از خداوند مىخواهم كه مرا به شناخت شما كرامت كند و معرفت دوستان شما و بيزارى از دشمنان شما را روزى ام كند كه در دنيا و آخرت با شما باشم ... و همراه با امام هدايتگر ظاهر ناطق از شما، خونخواهى شما را روزىام كند ....»
«مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُم؛[٦]
من منتظر امر شما و مشتاق دولت شما هستم.»
٦. در متون زيارتى شيعه علاوه بر زيارت اهل بيت (ع)، زيارتهايى درباره شهداى اسلام و قيام كنندگان عليه ستمگران و خلفاى جائر وجود دارد و زائر خطاب به اين شهدا و بزرگان مىگويد:
«يا لَيْتَنِى كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً؛
كاش با شما بودم كه به اين رستگارى عظيم نائل مىشدم.»
در اينجا، بخشى از يك زيارت مربوط به شهدا را مىآوريم: