ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - همراه همه انبياء
اجازه خدا، من نهرها و چشمههايش را جارى و درختهايش را كاشتم.
من عذاب يوم الظلّه هستم [شايد منظور قيامت باشد]. من فرياد مىزنم از مكان نزديكى كه تمام جنّ و انس، آن را مىشنوند و گروهى مىفهمند. من با هر گروهى، چه ستمگران چه منافقان به زبان خودشان صحبت مىكنم. من آن خضرم كه دانشمند همراه موسى بود؛ من معلّم سليمانبن داوودم و من ذوالقرنين و قدرت اللهام.
سلمان و اباذر! من محمّد و محمّد منم؛ من از محمّدم و محمّد از من است. خداوند در اين آيه مىفرمايد:
«مَرَجَالْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ.»[١]
سلمان و اباذر! مرده ما نمرده و غايب ما دور نشده و كشتههاى ما هرگز كشته نشدهاند.
سلمان و اباذر! مرده ما نمرده است و غايب ما دور نشده و كشتههاى ما هرگز كشته نشدهاند.
سلمان و اباذر! من امير هر مرد و زن مؤمنم. چه گذشتگان چه آيندگان، مرا با روح عظيم تأييد كردهاند. من يكى ازبندگان خدايم. مبادا ما را خدابناميد! درباره فضل ما هر چه مايليد، بگوييد. پس هرگز به كنه فضل ما نخواهيد رسيد و حتّى مقدارى از يك دهم آن را نمىتوانيد، بيان كنيد.
چون ما آيات و دلايل خداييم و حجّت و خليفه و امين و امام و وجهالله و عينالله و لسانالله هستيم، به وسيله مابندگان خدا عذاب و پاداش داده مىشوند. ما را از ميانبندگان خود پاك نموده و انتخاب كرده و برگزيده است. اگر كسى بگويد به چه جهت و چگونه هستند و در كجايند كه چنين شدهاند؟ كافر و مشرك مىشود؛ زيرا از آنچه بيان كردم و تفسير نمودم و شرح دادم و روشن كردم و استدلال نمودم [كاملتر و بهتر] نيابد. او مؤمنى است كه قلبش براى ايمان آزمايش شده و سينهاش براى اسلام وسعت يافته است. او عارف روشنبين است كه به هدف رسيده و كامل شده و هر كس شك نمايد، دشمنى ورزد، منكر شود، متحيّر باشد و ترديد نمايد، او مقصّر و ناصبى است.
سلمان و اباذر! من به اجازه خدا زنده مىكنم و مىميرانم. من به شما خبر مىدهم، چه مىخوريد و چه در خانههاى خود ذخيره كردهايد. به اذن خدا من از دلهاى شما مطّلعم و ائمّه از اولادم نيز همين كارها را مىكنند و اين اطّلاعات را دارند؛ هر وقت بخواهند و اراده كنند؛ چون ما همه يكى هستيم. اوّل ما محمّد، آخر ما محمّد و وسط ما محمّد است. همه ما محمّديم. بين ما جدايى نيندازيد. ما وقتى بخواهيم، خدا مىخواهد و وقتى نخواهيم، خدا نمىخواهد. واى بر كسى كه منكر فضل و امتيازات و الطافى كه خدا به ما عنايت كرده است، باشد! زيرا هركس كه منكر يكى از چيزهايى باشد كه خدا به ما عنايت كرده، منكر قدرت خدا و مشيّت او درباره ما است. سلمان و اباذر! خدا به ما چيزهايى داده كه بزرگتر، عظيمتر و عالىتر از همه اينها است.»
پرسيديم: چه چيز به شما داده كه بهتر از همه اينها است؟ فرمودند:
«ما را از اسم اعظم مطّلع نموده است كه اگر بخواهيم، آسمانها و زمين و بهشت و جهنّم را از جاى بر كنيم، به آسمان ببريم و به زمين بزنيم. به مغرب و مشرق مىرويم و منتهى به عرش مىشويم. در آنجا مىنشينيم؛ در مقابل خدا و همه چيز مطيع ما هستند؛ حتّى آسمانها و زمين و شمس و قمر و ستارگان و كوهها و درختها و جنبندگان و درياها و بهشت و جهنّم. خداوند اين مقام را به واسطه اسم اعظم كه عنايت نموده، بخشيده است. با تمام اين امتيازات، ما غذا مىخوريم و در بازارها راه مىرويم و اين كارها را به امر خدا انجام مىدهيم. مابندگان گرامى خدا هستيم كه در مقابل او اظهار نظر نمىكنيم و به دستورش عمل مىنماييم.[٢]
ما را بر بسيارى ازبندگان مؤمنش، معصوم و پاك قرار داده و برترى بخشيده است. ما مىگوييم: «الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ» خدا را ستايش! كه ما را به اين مقام هدايت نموده كه اگر او راهنماى ما نبود، به اين مقام راه نمىيافتيم و عذاب بر كافران كه منظور، منكران الطاف خدا به ما هستند، ثابت است.
سلمان و اباذر! اين است معرفت من به نورانيّت. وقتى كسى مرا با اين مقام شناخت، روشنبين و به هدفرسيده كامل است كه در درياى علم فرو رفته و به مقام فضل رسيده و مطّلع بر سرّى از اسرار و گنجينه علوم خدا شده است.»
در روايت آمده است كه حضرت امير (ع)، همه آن امور عجيب را با اذن الهى و توسط ولايت خود، رهبرى مىنمايند و به پيش مىبرند. ايشان مىفرمايند:
«منم آنكه به امر ربّم دريا را بر موسىبن عمران شكافتم. منشأ قواى موجود در عصاى موسى كه رود خروشان «نيل» را به اذن پروردگار مىشكافد، من هستم.»
ظاهراً اين عصا كه موسى (ع) مأمور به كارگيرى آن در حركت دادن قومش شده است نيز درجهاى از درجات ولايت اميرمؤمنان (ع) است و اينك موسى (ع) بايد به مدد ولايت الهى حضرت اميرمؤمنان (ع)، هدايت الهى را در زمان و محدوده مأموريّت خود جارى كند.
|
اوست سرّ اسم اعظم، واقف است او بر امور |
از پنهان در عصاى پنجه موسى عليست |