ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - آمريكا، منشأ هرزه نگارى سايبرى
زدن پورنوكراسى همواره مطلوب حكومتهاى امپرياليستى و فرهنگ اومانيستى است؛ زيرا با اشاعه فحشا، انسان روز به روز بيشتر از خدا فاصله گرفته و بيشتر در خود فرو مىرود. در نتيجه فاصله گرفتن از حقيقت است كه بسيارى از قوانين خلاف شرع خدا، به عنوان هنجار در يك جامعه، بسط پيدا مىكند و سودجويان مىتوانند با سوء استفاده از نفس انسانها به اهداف خود برسند.
هرزهنگارى سبب فروپاشى يك جامعه از حيث اخلاق، فرهنگ و خانواده مىشود. آمريكا نمونهاى است از اين فروپاشى، جايى كه باراك اوباما در كتاب «جسارت اميد» از افسارگسيختگى زنازادگى گله مىكند و مىگويد:
بيش از ٥٠% از افراد با هويّت آمريكايى، از پدر حقيقى خود اطّلاع ندارند.
به سبب اين گستردگى زنازادگى در آمريكا مىباشد كه اوباما معتقد است:
به سبب موج وسيع زنازادگى، مديريت جامعه آمريكا سخت است و بيرون رفتن از اين وضعيت، همّتى بلند مىطلبد.
حال آنكه، حقيقت امر چيز ديگرى است و هدايت يك جامعه زنازاده به سمت ميلهاى شخصى سياستمداران، بسيار راحتتر از اغواى افراد پاكى است كه بر حق، اصرار مىورزند.
سايبر اكنون به كمك ابزارها و بسترى كه فراهم آورده است، پورنوكراسى را از خاك آمريكا به تمام جهان صادر مىكند. حال اگر هرزهنگارى باعث فروپاشى اخلاق و خانواده در آمريكا مىشد، اكنون با سايبرى شدن زندگىها، بايد منتظر آن باشيم كه فرهنگ برهنگى و فحشا از در پشتى فرهنگ (فضاى سايبر) وارد بطن جامعه شود. امروز كه «مؤسّسه سانتا باربارا» گزارش مىدهد كه در هر ده دقيقه، ١٣ زن آمريكايى مورد تجاوز قرار مىگيرد، دور از ذهن نيست كه اين آمار از طريق توسعه فرهنگ فحشا، از طريق سايبر، روزى براى ايران نيز تكرار شود. آمريكا امروز به شكل عميقى با مشكلات اخلاقى مواجه است. مشكلاتى كه تمام ساختارها و زيرساختهاى اين كشور را به خود درگير كرده است. بهطورى كه تنها در ارتش اين كشور، تعداد شكايات مربوط به آزار جنسى و تجاوز در سال ٢٠١٢ م. بيش از ٢٦٠٠٠ پرونده عنوان شده است كه ٥٣% از آن، مربوط به آزار مردان مىباشد. حال آمريكا با اين وضع اخلاقى، دارد به توسعه فضاى سايبر دست مىزند و از سوى ديگر، خود را كدخداى دنيا معرفى كرده و مىخواهد فرهنگ ليبرالى خويش را در جهان گسترش دهد. سبك زندگى آمريكايى كه در درجه نخست، از فضاى سايبر به ايران وارد مىشود، قابل تأمّل و مطالعه است؛ زيرا گاهبهگاه شاهد رواج ناهنجارىهايى در جامعه هستيم كه زنگ خطر استحاله فرهنگى را به صدا در مىآورد. استحالهاى كه به سبب المانهاى مختلف ايجاد مىشود؛ امّا درزگاه بيشتر اين المانها، فضاى سايبر است.
متأسّفانه بستر سايبر كه مىتوانست روزى منشأ تحوّلات در تعاملات بشرى باشد، روز به روز به سمتى مىرود كه بيشتر منشأ اشاعه فحشا و به نمايش گذاشتن تمايلات آدمى مىشود. حال آنكه سايبر به مفهوم امروزه آن، بيشتر به الگوهاى يك جامعه جهانى شبيه است تا يك ابزار و وسيله در خدمت جوامع مختلف. خود اين مسئله با توجّه به آنكه محتواى سايبر را حدّاقل تا به امروز، دولتها و ملّتهاى سكولار تأمين كردهاند، نشان دهنده آن است كه در ايران اسلامى، در حوزه توليد محتواى سالم، مخصوصاً به زبانهاى مهمّى، همچون انگليسى و چينى، اهتمام لازم صورت نگرفته است كه اثر وضعى اين موضوع به سبب آن شده است كه از يك طرف، سايبر به ويژه اينترنت از تقويت توسط جبهه انقلاب مغفول بماند و از طرف ديگر، محتواى سايبر از ناهنجارىهايى، مانند هرزهنگارى اشباع شود. اشباعشدگىاى كه دود آن در چشم مخاطبان مسلمان ايران نيز مىرود.