ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - همگام با نسل چهارم تعاملات
معاشرت ادبى دارد و آدابى، انسان در سراسر طول عمرى كه در اين زمين خاكى داشته است، با توجّه به ابزار و بسترهاى مناسب، اشكال مختلفى از معاشرت را تجربه كرده است. معاشرت در لغت، به معنى اختلاط و آميزش با هم و گفتوشنيد با هم و الفت، مصاحبت، همدمى و رفاقت و زندگانى با هم است. در نتيجه، معاشرت را مىتوان نوعى تعامل دو طرفه توصيف كرد كه در آن، طرفين تلاش مىكنند با يكديگر ارتباط بر قرار كنند. اشكال متنّوعى از تعاملات، در قالب وسايل ارتباطى، سالها فضاى مناسب را براى معاشرت بشر فراهم آورده است. در كنار اين ابزار، آداب و ادبى نيز براى معاشرت ذكر شده است. خداوند در آياتى از «قرآن» بر اهمّيت و ارزش آموزش و عمل به آداب معاشرت توجّه داده و از والدين خواسته است تا آداب معاشرت را در حوزه رفتارهاى اجتماعى در خانه و جامعه به فرزندان بياموزند. (سوره نور، آيات ٥٨ و ٥٩). در نتيجه، ابزار يا نسلهاى مختلف از ابزار تعاملات جمعى و فردى، در هر قالبى كه باشند، در نهايت از يك روح و پيكره ثابت و معيّن پيروى مىكنند كه آن ادب معاشرت مىباشد و در فقه اسلامى به آن توجّه شده است.
در جهان امروز، شاهد اشكال متنوّعى از بسترهاى ارتباطى هستيم كه هريك، به نوعى تعاملى خاص را براى ما به ارمغان آورده است. روزگارى، راديو مونس مردم بود و بعدها تلويزيون و سينما، خانهها را به اشغال خود درآورد؛ امّا آنچه امروز، در عصر ارتباطات با آن مواجه هستيم، نهتنها صداست و نه فقط يك تصوير يكسويه از جعبه جادو؛ بلكه جهانى است فراسوى هر آنچه انسان تاكنون از وسايل ارتباطى تجربه كرده است. بشر به واسطه ارتباطات و تعاملاتى كه داشته است، راه ترقّى و پيشرفت را پيموده و به جايگاه كنونى خود رسيده است، انسانهاى اوّليه با كمك نسل اوّل تعاملات، يعنى زبان و سنگنوشته، پيام خود را منتقل مىكردند. بعدها نيز اين شكل از تعاملات در حالت مكتوب آن، به صورت روزنامه و مجلّات و در حالت زبانى و شنيدارى از طريق برنامههاى راديويى توسعه يافت. سيستم تلويزيون را اگر نسل دوم وسايل تعاملى و بعد از وسايل ارتباط صوتى تعريف كنيم، آن وقت شبكههاى تلويزيونى مستقل از سيستم كابلى و در بستر اينترنت، تحت عنوان «تلويزيونهاى اينترنتى»، به عنوان نسل سوم شبكههاى تعاملى شناخته مىشوند. نسلى كه برترىهاى ويژهاى به نسلهاى پيش از خود دارد. فضاى سايبر بسترى است، پر از تهديدها و فرصتها كه ابزارى جديد در آن فرصت رشد و نموّ مىيابند كه اين ابزار نيز به تبع خاصيّت بسترى كه در آن رشد مىكنند، ماهيّتى متزلزل و نسبى داشته و مىتوانند براى بشر مفيد باشند يا او را به تباهى بكشانند.
نسل چهارم تعاملات، يعنى تلويزيونهاى اينترنتى يا شبكههاى اجتماعى اشتراكگذارى ويدئو، اكنون اين فرصت را براى تكتك افراد فراهم مىكنند كه هر كس، بنا به سليقه و هدفى كه دارد، شبكه تلويزيونى خود را با كمترين هزينه تأسيس كند و روزانه، توليدات خود را به نمايش براى مخاطبان و طرفداران خود بگذارد. اين شخصىسازى شبكههاى تلويزيونى، از يك طرف، انحصار كمپانىهاى بزرگ را مىشكند و از طرف ديگر، اين فرصت را فراهم مىآورد كه هر فرد با توجّه به محبوبيت و پتانسيلى كه از خود در جذب مخاطب نشان داده است، بهوسيله تبليغات، نظر خود را عرضه كرده و حتّى براى خود درآمدزايى كند و نيز از سويى ديگر، مىتوان نسل چهارم ابزارهاى تعاملى انقلابى در رسانهها به وجود آورد كه برآيند اين انقلاب، تحوّل در روان انسانهاست. در نسلهاى پيشين رواج تعاملات، به ويژه در دوره شكوفايى صنعت و رواج راديو و تلويزيون، مردم را در دريايى از تصوّراتى كه به صورت انبوه توليد شده بود، غرق كرده بود. تعداد بسيار معدودى از روزنامهها، مجلّات، راديو و تلويزيونها، به صورت متمركز سازمان يافته بودند تا آگاهىهايى به مردم دهند كه منتقدان آن را آگاهى يكپارچه مىنامند.
اين سبب مىشد كه مردم به طور مداوم خود را با تعدادى معدود از الگوها بسنجند و زندگى خود را بر اساس الگوهاى آرمانى كه از طريق تبليغات به انها تحميل مىشد، بنا مىكردند؛ امّا اكنون به واسطه نسل چهارم تعاملات، فرايند انبوهزدايى صورت گرفته است كه به واسطه آن، انواع حيرتانگيزى از الگوها و شيوههاى زندگى به مردم عرضه و معرفى مىشود. علاوه بر آن، در بستر اين انبوهزدايى و به واسطه ويژگىهايى كه نسل چهارم تعاملات با خود مىآورند، اين الگوها به صورت تصوير كامل ارائه نمىشود و به صورت تصوير ذهنى خُرد شده و پارهپاره عرضه مىشوند، در نتيجه، به جاى آنكه به فرد اجازه