ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - فضاى مجازى، قتلگاه نقش ها
شده و اين مسئله مورد نقد قرارگرفته است كه اساساً در فضاى سايبر، نمىتوان به دنبال بستر رشد مناسبى براى جامعهسازى بود؛ زيرا ماهيّت اين فضاى زيستْنوين، قرابت بيشترى با انگارههاى اومانيستى دارد تا تفكّر خدامحورى.
نقش هر فرد در جامعه، به نسبت نقش افراد ديگر آن جامعه تعريف مىشود؛ به گونهاى كه هر يك از نقشها، داراى مسئوليتى نسبت به مابقى نقشها در جامعه مى باشند و هر اندازه كه تراز مسئوليتى اين نقشها بالاتر باشد، آن نقش، مهرهاى با ارزشتر و سنگينتر در صفحه شطرنج جامعه است. مسئوليت، شاكله اصلى شكلگيرى و اهمّيت شخصيّت در افراد است. شخصيّتها هر يك عهدهدار نقشى در جامعه هستند كه در جوامع كوچك، مانند خانواده با عنوانهايى، همچون پدر و مادر شناخته مىشوند و در جوامع بزرگتر با عناوين متفاوت ديگر مورد خطاب قرار مىگيرند. پس نقش هر فرد در جامعه عبارت است از شخصيّت هر فرد كه به تناسب مسئوليتش در تعامل با پيرامون شكلگرفته و به مرور زمان تثبيت شده است. از سوى ديگر، تعامل ميان اشخاص با مسئوليتهاى مختلف، منجر به جامعهسازى مىشود. پس وارد شدن اختلال در نقشهاى يك جامعه، مىتواند باعث فروپاشى اخلاقى آن جامعه شود.
در دنياى مجازى، مهرهها يا همان نقشها، براساس شخصيّت افراد به وجود نمىآيد؛ بلكه اين نقشها، بر اساس ذهنيّت افراد نسبت به خود و نسبت به يكديگر است كه شكل مىگيرد. در امتداد همين ذهنيّتها است كه افراد براى خود و اطرافيان خود، در جامعه مجازى، نقشهايى را كه در نظام حقيقى ديده و تجربه كردهاند، متصوّر مىشوند و يكديگر را با عناوينى جعلى و همسو با تخيّلات خود خطاب مىكنند. اين پديده رايج را مىتوان در اشكال مختلف در فضاى مجازى، به ويژه شبكههاى اجتماعى جستوجو كرد؛ جابى كه دو جنس مخالف، از طريق بستر تعاملى غيرحضورى فضاى وب، با يكديگر رابطه دوستانه برقرار مىكنند و براى تعريف روابط جديد ميان خود، از عناوينى، مانند خواهر و برادر براى خطاب قرار دادن خويش استفاده مىكنند. حتّى در شكل تشديد يافته، اين روابط مشاهده مىشود كه دختران كم سن و سال، مردان بزرگتر از خود را پدر ياعمو و ... خطاب مىكنند و به اين ترتيب تعاملات خود را رقم مىزنند.
در دنيايى حقيقى، نقشها به همراه مسئوليتها در ذهن و روح افراد تثبيتشده و درنتيجه آن، انتظارها و اعتمادها شكلگرفته است. اكنون در دنيايى مجازى، همان نقشها شكلگرفته است، امّا ديگر اعتمادها و انتظارها بهمانند جامعه حقيقى تحقّق نمىيابد؛ زيرا اكنون نقشها بر اساس تخيّلات و ذهنيّتها شكل گرفتهاند و تحت عناوينى جعلى شناخته مىشوند. درنتيجه جواب داده نشدن به اين انتظارها، از طرف نقشهاى جعلى در فضاى مجازى، كمكم نظام تثبيت شده در دنياى حقيقى نيز تحت شعاع قرار مىگيرد.
هرچند ممكن است انگيزه افراد براى استفاده از اسم نقشها متفاوت باشد؛ امّا نتيجه سوئى كه اينگونه رفتار كردن در درازمدّت در قلب و ذهن افراد حاضر در جامعه مجازى بهجا مىگذارد، مىتواند به شكل گستردهاى در جامعه حقيقى بازتاب پيدا كند. تأثير اين اتّفاق بر زيستبوم حقيقى، اين است كه اين تجديد نقشها، بهصورت مستقيم، حيات اخلاقى جامعه را تهديد مىكند. زندگى خانوادگى افراد را نيز تحت تأثير قرار مىدهد و اين به آن دليل است كه اكنون ذهنيّتها نسبت به مسئوليتها در برآيند شناخت نقشها تغيير كرده است و بهتبع آن، رفتارها نيز عوضشده است.
ماحصل تمام اين تغييرات در جامعه مىشود: هنجارشكنىها؛