ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - دام ابليس
دام ابليس
يكى از شاگردان شيخ انصارى (ره) مىگويد:
زمانى كه در «نجف اشرف» و نزد شيخ انصارى به تحصيل مشغول بودم، شبى شيطان را در خواب ديدم كه طنابهاى متعدّدى در دست داشت. پرسيدم: اين بندها براى چيست؟ پاسخ داد:
اينها را به گردن مردم مىاندازم و آنها را به سمت خويش مىكشم و به دام مىاندازم، روز گذشته، يكى از طنابهاى محكم را به گردن شيخ مرتضى انصارى انداختم و او را از اتاقش تا وسط كوچه كشيدم؛ ولى افسوس كه بهرغم زحمات زيادم، شيخ از قيد رها شد و برگشت.
از خواب بيدار شدم و نزد شيخ رفتم و از او راجع به خواب پرسيدم.
شيخ فرمود:
شيطان راست گفته است؛ زيرا آن ملعون مىخواست مرا فريب دهد كه به لطف خدا، از دامش گريختم.
ديروز، من پول نداشتم، اتّفاقاً چيزى در منزل لازم داشتيم، با خود گفتم: يك ريال از مال امام زمان (عج) نزدم موجود است و هنوز وقت مصرفش نرسيده است، به عنوان قرض برمىدارم و روزهاى بعد ادا خواهم كرد.
يك ريال برداشته از منزل خارج شدم، همين كه خواستم پول را خرج كنم، با خود گفتم: از كجا كه من بتوانم اين قرض را ادا كنم؟ و در همين انديشه و ترديد بودم كه تصميم خود را گرفتم، چيزى نخريدم و به خانه برگشتم و پول را سر جاى خود گذاشتم.
«قالَأَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا؛[١]
گفت: به من بگو، آيا اين همان است كه بر من برترى دادى؟ اگر تا روز قيامت مهلتم دهى، قطعاً نسل او را افسار مىزنم، جز اندكى را.»
...
پىنوشتها:
[١]. سوره اسراء، آيه ٦٢.