ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - حيرت و روايات اثناعشر و حجّت مستمرّ زمين
علىّبن صلت رضى اللَّه عنه بود و پدرم از جدّ او، محمّدبن احمدبن علىبن صلت روايت مىكرد و علم و عمل و زهد و فضلش را مىستود و احمدبن محمّدبن عيسى با آن فضل و جلالتى كه داشت، از ابوطالب عبداللهبن صلت قمى، رضى الله عنه، روايت مىكرد و باقى بود تا آنكه محمّدبن حسن صفّار او را ديدار كرد و از او روايت نمود.
پس چون خداى تعالى مرا به اين شيخ، كه از اين خاندان رفيع بود، رسانيد، او را سپاس گفتم كه ديدارش را نصيبم ساخت و به برادرىاش گرامىام داشت و دوستى و صفايش را به من ارزانى فرمود. يك روز كه برايم سخن مىگفت، كلامى از يكى از فلاسفه و منطقيان بزرگ بخارا نقل كرد كه آن كلام، او را در مورد قائم (ع) حيران ساخته بود و به واسطه طول غيبتش و انقطاع اخبارش، او را به شكّ و ترديد انداخته بود. پس من فصولى در اثبات وجود آن حضرت (ع) بيان كرده و اخبارى از پيامبر اكرم (ص) و ائمّه اطهار (ع) در غيبت آن امام، روايت كردم و او بدان اخبار، آرامش يافت و شكّ و ترديد و شبهه را از قلب او زايل ساخت و احاديث صحيحى را كه از من فراگرفت، به سمع و طاعت و قبول و تسليم پذيرفت و از من درخواست كرد كه در اين موضوع، كتابى برايش تأليف كنم. من نيز درخواست او را پذيرفتم و به او وعده دادم كه هرگاه خداوند وسايل مراجعتم را به محلّ استقرار و وطنم، «شهر رى»، فراهم كند، به گردآورى آنچه خواسته است، اقدام نمايم. در اين ميان، شبى درباره آنچه در شهر رى بازگذاشته بودم، از خانواده و فرزندان و برادران و نعمتها انديشه مىكردم كه ناگاه خواب بر من غلبه كرد و در خواب ديدم گويا در «مكّه» هستم و به گرد «بيت الله الحرام» طواف مىكنم و در شوط هفتم به «حجر الأسود» رسيدم، آن را استلام كرده و بوسيده و اين دعا را مىخواندم:
اين امانت من است كه آن را تأديه مىكنم و پيمان من است كه آن را تعاهد مىكنم تا به اداى آن، گواهى دهى. آنگاه مولايمان صاحب الزّمان (عج) را ديدم كه بر در خانه كعبه ايستاده است و من با دلى مشغول و حالى پريشان به ايشان نزديك شدم. آن حضرت در چهره من نگريست و راز درونم را دانست.
بر او سلام كردم و او پاسخم را داد. سپس فرمودند: «چرا در باب غيبت، كتابى تأليف نمىكنى تا اندوهت را زايل سازد؟» عرض كردم: يا ابن رسولالله! درباره غيبت پيشتر رسالههايى تأليف كردهام. فرمود: «نه به آن طريق. اكنون تو را امر مىكنم كه درباره غيبت، كتابى تأليف كنى و غيبت انبيا را در آن بازگويى.» آنگاه آن حضرت (ع) گذشت.
من از خواب برخاستم و تا طلوع فجر، به دعا و گريه و درد دل كردن و شكوه نمودن پرداختم و چون صبح دميد، به تأليف اين كتاب آغاز كردم تا امر ولىّ و حجّت خدا را امتثال كرده باشم؛ درحالىكه از خداى تعالى كمك مىخواهم و بر او توكّل مىكنم و از تقصيرات خود آمرزش مىخواهم و توفيق من به واسطه اوست. بر او توكّل مىكنم و به سوى او بازمىگردم.[١]
منشأ و گستره حيرت
حيرت بيان شده در روايات، ناشى از غيبت امام زمان (عج) است. افراد به سبب غيبت امام دوازدهم و نديدن ايشان براى مدّت طولانى، نسبت به اصل وجود امام زمان (عج) دچار ترديد مىشوند. غيبت امام دوازدهم شيعيان (ع) كه در سال ٢٦٠ ه-. ق. پس از شهادت امام عسكرى (ع) آغاز شد، تحوّلى جديد در جامعه شيعه بود كه آن را با وضعيتى جديد و نه چندان به سامان، روبهروساخت؛ به طورىكه تا مدّتى، دست كم بخش عمدهاى از جامعه شيعه را دچار حيرت و سردرگمى كرد. براى درك وضعيت دشوار پيش آمده در ابتداى غيبت، تنها توجّه به اين نكته كافى است كه پس از شهادت امام عسكرى (ع) و آغاز غيبت امام دوازدهم (ع)، شيعه اماميه به طور بىسابقهاى، دچار انشعابات فرقهاى گرديد؛ به گونهاى كهبنا به نقلهاى گوناگون، به دوازده تا بيست فرقه تقسيم شدند كه هريك در موضوع امامت و جانشينى امام عسكرى (ع) عقيده خاصّى را ابراز مىكردند.[٢]
اين ترديد به همينجا خاتمه نمىيابد و فرد با ترديد در وجود امام زمان (عج)، در صحّت و صدق روايات بيان شده درباره ايشان دچار ترديد مىشود. در مرحله بعد از ترديد درباره روايات مهدوى، وى به اعتبار باقى روايات مشكوك مىشود و با ترديد درباره آنها، نهايتاً نسبت به بقيه معصومان (ع) مسير انكار را در پيش مىگيرد. برخى ممكن است در اين منزل، به تغيير مذهب اكتفا كنند و برخى پا را فراتر نهاده، دين خود را تغيير مىدهند و حتّى به طور كلّى ديندارى را ترك مىكنند.
آسيب ديدگان حيرت
آسيبپذيران از اين حيرت را كه در دوره غيبت رخ مىدهد، در وهله اوّل بايد شيعيان بدانيم؛ زيرا بقيه دچار حيرت ناشى از شناخت امام زمان (ع) خود نمىشوند. البتّه آنها در آخرالزّمان و سالهاى منتهى به ظهور، به شدّت از گمراهى و پيدا نكردن راه درست زندگى در رنج و عذابند و دچار تحيّر و سردرگمى خواهند بود؛ بىآنكه بدانند درمانشان با شناخت و پيروى از امام زمان (عج) است.
حيرت و روايات اثناعشر و حجّت مستمرّ زمين
يكى از موضوعات مهمّى كه در كنار موضوع حيرت شيعيان در دورههاى مختلف حيات ائمّه (ع) و به خصوص غيبت امام عصر (ع)، نياز به مطالعه