ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - تقدّس يافته ها
او بهتر است.»
به همان سان كه شناسايى، درك و پاسداشت «نشانشدههاى مقدّس» موجب ظهور و بروز آثار خير و بركات آنها بر انسانها مىشوند، حرمت شكنىها نيز تبعات سوء خود را متوجّه آدمى مىكنند. اين واقعه، حسب سنّت ثابت حضرت خداوندى رخ مىدهد و به سان قوانين فيزيكى، در هر شرايطى حادث مىشود.
همه موجودات نشان شده و مقدّس، در يك درجه و مرتبه مستقر نيستند. آنان نيز صاحب مراتب متعدّدند. همه مساجد، به نحوى و مرتبهاى در حريم واقع شده و حراست از حرمت آنها بر مسلمانان ضرورى است؛ امّا مساجد خاص و مقدّس، همچون «مسجدالحرام»، در مرتبهاى فوق مراتب همه مساجد قرار گرفته است و به همين جهت آثار وضعى حاصل از همجوارى با اين مسجد، هزاران مرتبه بيشتر از ساير مساجد منتشر در زمين خداوند است.
به سوى اين مسجد خاص، انگشت قدسى آسمان دراز شده و از همينرو در زمره «تقدّس يافتهها» هستند.
هريك از آيات و موجودات، به نسبت ميزان تقدّس و نشانشدگى، واجد مرتبهاى والاتر، نسبت به ساير آيات شدهاند؛ چنانكه برپا داشتن نماز در همه مساجد فضل است و نمازگزار بهره ثواب و بهره بيشترى در مقايسه با برپاداشتن نماز در خانهاش مىبرد؛ امّا اقامه نماز در مسجدالحرام يا مسجدالاقصى، فضلى و ثوابى دارد كه از حدّ شمار خارج است. اين فضيلت به دليل تقدّس يافتگى و نشانشدگى اين مساجد است و از راز آن، تنها خداوند و حضرات معصومان (ع) مطّلعند؛ چنانكه فرمودند:
«وَ إِنَّ صَلَاةً فِى مَسْجِدِى هَذَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ صَلَاةٍ فِيمَا سِوَاهُ إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ الْمَسْجِدَ الْاقْصَى؛[١]
همانا نماز در مسجد من، برتر از هزار نماز در مساجد ديگر است. الّا [اجر نماز در] مسجد الحرام و مسجد الأقصى.»
به همين نسبت نيز بىحرمتى به اين مساجد مقدّس، تبعات بزرگى دارد. مؤمنان در اين مساجد از كشيدن سيگار هم پرهيز مىكنند و آزار رساندن به مورچهاى را نيز در اين اماكن روا نمىدارند.
حسب سنّت خداوندى و به دليل سير و سفر انسان در سه ساحت دنيوى، برزخى و قيامتى، پيامدهاى نيكوى پاسداشت اماكن و پديدههاى مقدّس يا در مقابل حرمتشكنى آنها در سه ساحت، به آدمى بازگشت مىكند.
بسيارى از گرهها و مشكلات كه ناخواسته در حيات فرهنگى و مادّى انسانها واقع مىشود، به حرمتشكنى تقدّسيافتهها بازگشت مىكند. اينهمه از آثار وضعى، قطعى و ناگزير اعمال ماست.
به همان سان كه نحوه حضور و عمل انسان در ايّام تقدّس يافته نيز متضمّن برخوردارى از بركات الهى يا محروم ماندن از آنهاست. متأسّفانه به دليل غلبه حوزه فرهنگى و تمدّنى سكولار، در نزد انسان معاصر، جمله اماكن و پديدهها و حتّى ايّام در عرض هم شناسايى مىشوند و تنها آنچه باعث رجحان يكى بر ديگرى مىشود، امور اعتبارى دنيوى است. به همين سبب است كه حسب عادت، در همه روزها و در همه مكانها، به طور يكسان رفت و آمد و عمل مىكنيم. همه شنبهها را چونان هم مىنگريم و همه جمعهها را نيز؛ در حالىكه نزد اهل ايمان وضع فرق مىكند.
حضرت نبىّ اكرم (ص) مىفرمايند:
«إِنَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَيِّدُ الْأَيَّامِ وَ أَعْظَمُهَا عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ...؛[٢]
همانا جمعه آقاى روزها و با عظمتترين آنها نزد خداوند تعالى است، بلكه از عيد فطر و قربان هم برتر است. اين روز، پنج خصلت دارد:
اوّل: خداوند متعال حضرت آدم (ع) را در اين روز خلق فرمود؛
دوّم: آن حضرت را در همين روز از بهشت بر زمين فرود آورد؛
سوّم: در چنين روزى، حضرت آدم (ع) را قبض روح كرد؛
چهارم: در اين روز، ساعتى هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چيزى طلب كند، به او خواهد داد، به شرط اينكه چيز حرام نخواهد؛
پنجم: ملائكه مقرّب، آسمان، زمين، بادها، كوهها و درختها همگى هراس دارند از اينكه قيامت در اين روز واقع شود.»
آنكه تقدّس و عظمت خدادادى اين روز را درمىيابد، به نحوى در آن روز عمل مىكند و ساعاتش را مىگذراند و در مقابل، آنكه بىخبر مانده است، آن روز را تنها روز تعطيل و استراحت و خورد و خفت مىشناسد و تهىدست آن روز را به پايان مىبرد.
دستكارى، جابهجايى و تصرّف در ايّام و اوقات، متّكى به هواجس دنيوى، از بىخبرىبنىآدم از اسرار نهفته در هستى خبر مىدهد و از غفلتى كه خسارات بىشمارى را برايش به ارمغان مىآورد.
انسان معاصر در عصر حاضر، جمله پديدهها را اشيايى فاقد شأن الهى و قابل تصرّف و تملّك مىشناسد، از اينرو در دخل و تصرّف اماكن و ايّام و اشخاص، خود را فعّال مايشاء مىشناسد.
انسان بىخبر از حكمت نامگذارى ايّام و نشانشدگى پديدهها و اماكن خاص، با نفى وجهه قدسى و مطهّر پديدههاى نشان شده و تصرّف نابخردانه در آنها، زمينه بحران فراگير را براى خود فراهم مىسازد.
احكام، آداب و اعمال وضع شده در سنّت انبياى عظام الهى و دريافتهاى وحيانى براى حضور انسان در هريك از روزهاى مقدّس، به جايگاه و شأن هريك از آن ايّام نزد خداوند متعال برمىگردد؛ چنانكه تذكّر سنّتهاى دينى درباره پاسداشت آنها نيز به شأن آن ايّام بازگشت مىكند. همان كه بشر متعارف از كميّت و كيفيّت آن بىخبر است.
آدمى، آثار وضعى تماس با پديدههاى فيزيكى را در وقت تجربه مىفهمد و براى در امان ماندن از آثار سوء آنها، قواعدى را وضع و مراعات مىكند؛ امّا به دليل بىخبرى از آثار وضعى پديدههاى ماورائى، براى در امان ماندن از آثار سوء آنها، چارهاى نمىانديشد؛ براى برخوردارى از عواقب حسن و زيباى آنها نيز انديشه نمىكند و لاجرم همواره دست تهى مىماند.
چه كسى است كه اثر وضعى تماس دست با اجاق داغ و آتش را نشناسد؟ درحالىكه، كودكان نيز اين موضوع را مىشناسند. پديدههاى ماورايى در مقايسه با پديدههاى جهان مادّى، دقيقتر، منظّمتر و كارآمدترند و آثار وضعى خود را نيز سريع، به موقع و مؤثّر بارز مىسازند.
فقدان آگاهى انسان از اينهمه، سبب بوده تا اديان توحيدى و اوليا و انبيا، از روى لطف و با جعل و وضع قواعد، آداب و سننى، بشر را مستعدّ