ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست سوم- يكصد و بيست و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مصداق سازى و مصداق شناسى
٤ ص
(٤)
گزارش تصويرى
٨ ص
(٥)
مهم ترين اسرار راهبردى آمريكا در خاورميانه
١٠ ص
(٦)
اوّل ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت
١٢ ص
(٧)
دوم جلوگيرى از نزديك شدن گروه ها و قوميّت هاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مى دهند
١٣ ص
(٨)
سوم جلوگيرى از نزديكى اشخاص متديّن به سكولارها
١٤ ص
(٩)
چهارم جلوگيرى از نزديك شدن عرب هاى مسلمان و مسيحى و يهودى به هم
١٤ ص
(١٠)
پنجم جلوگيرى از نزديكى مسيحيان و مسلمانان به هم در خاورميانه
١٥ ص
(١١)
روزنه هاى نفوذ
١٦ ص
(١٢)
اسلام و بحران عصر ما (بخش پايانى)
١٦ ص
(١٣)
خطّ توطئه در مطبوعات، كتاب و ساير رسانه ها
١٧ ص
(١٤)
استفاده تبليغاتى از بيماران
١٧ ص
(١٥)
«اسلام ستيزى» در پوشش «اسلام شناسى»
١٨ ص
(١٦)
كليسا و جاسوسى براى ارتش هاى استعمارى غرب
١٩ ص
(١٧)
نفوذ از طريق ارائه خدمات
٢٠ ص
(١٨)
روش هاى ضدّ اخلاقى كليسا در ترويج مسيحيّت
٢٢ ص
(١٩)
خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٠)
ضرورت آشنايى با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢١)
آثار ارتباط ضعيف با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٢)
آثار عدم ارتباط با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٣)
شناخت انسان و تفكّرات صحيح
٢٤ ص
(٢٤)
راه دستيابى به خوشبختى
٢٤ ص
(٢٥)
بشارت
٢٦ ص
(٢٦)
سيره و صفات مهدى موعود (ع) در سخن امام باقر (ع)
٣٠ ص
(٢٧)
1 آن حضرت در مورد آيه شريف
٣٠ ص
(٢٨)
2 جابر جعفى نقل مى كند كه حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) فرمودند
٣٠ ص
(٢٩)
3 علّامه مجلسى نقل كرده كه حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمودند
٣١ ص
(٣٠)
4 از كتاب «غيبت نعمانى» از زراره نقل شده است كه مى گويد
٣٢ ص
(٣١)
زرنگ باش!
٣٣ ص
(٣٢)
چشم در راه
٣٦ ص
(٣٣)
جنّ، در باور ما تحصيل كرده ها!
٣٨ ص
(٣٤)
جنّ، چيستى و چگونگى!
٤٢ ص
(٣٥)
خلقت جن
٤٤ ص
(٣٦)
دانسته هاى جن
٤٤ ص
(٣٧)
مرگ و زندگى جن
٤٥ ص
(٣٨)
دانش جن
٤٦ ص
(٣٩)
توانمندى و قدرت جن
٤٧ ص
(٤٠)
سحر، جادو و طلسم
٤٨ ص
(٤١)
اختيار جنّيان
٥٠ ص
(٤٢)
جنّ
٥٠ ص
(٤٣)
آميزش جنّيان
٥٠ ص
(٤٤)
توليد مثل جنّيان
٥٠ ص
(٤٥)
اجل جنّيان
٥٢ ص
(٤٦)
اختلاف انگيزى جنّيان
٥٢ ص
(٤٧)
اختيار جنّيان
٥٢ ص
(٤٨)
تعلّق مشيّت خداوند به مختار بودن جنّيان
٥٢ ص
(٤٩)
استعاذه به جنّيان
٥٣ ص
(٥٠)
دعوت جنّيان به پذيرش اسلام از سوى جنّيان مسلمان
٥٣ ص
(٥١)
پذيرش اسلام از سوى برخى جنّيان
٥٣ ص
(٥٢)
اطاعت جنّيان
٥٣ ص
(٥٣)
اغواگرى جنّيان براى گمراه كردن انسان ها
٥٣ ص
(٥٤)
افساد جنّيان
٥٤ ص
(٥٥)
امتحان جنّيان
٥٤ ص
(٥٦)
امّت هاى جنّيان
٥٤ ص
(٥٧)
انبياى جنّيان
٥٥ ص
(٥٨)
انذارهاى جنّيان
٥٥ ص
(٥٩)
سلطه جنّيان بر مدّعيان
٥٦ ص
(٦٠)
ارتباط با جنّ و شيطان راز بزرگ عارف نماها
٦٤ ص
(٦١)
رياضت هاى شيطانى
٦٤ ص
(٦٢)
بازى شيطان
٦٧ ص
(٦٣)
مهم ترين ويژگى مدّعيان دروغين
٦٨ ص
(٦٤)
مدّعيان دروغين مهدويّت
٦٩ ص
(٦٥)
شيّادان زمان
٦٩ ص
(٦٦)
زمينه سازان تسلّط شيطان
٧٠ ص
(٦٧)
راه هاى در امان ماندن از مكر شيطان
٧٠ ص
(٦٨)
اغواگرى جنّيان
٧٢ ص
(٦٩)
دوزخ، جايگاه جنّيان اغواگر
٧٢ ص
(٧٠)
افتراهاى جنّيان
٧٢ ص
(٧١)
تكليف جنّيان
٧٤ ص
(٧٢)
تهديد جنّيان
٧٥ ص
(٧٣)
جن زدگى
٧٥ ص
(٧٤)
تهديد شدن جنّيان متمرّد، به عذاب سوزان جهنّم
٧٦ ص
(٧٥)
آكنده شدن جهنّم، از جنّيان و انسان ها
٧٦ ص
(٧٦)
جنّيان در قيامت
٧٦ ص
(٧٧)
ابزارهاى برگزيده آخرالزّمانى شيطان!
٧٨ ص
(٧٨)
تفاخر
٧٨ ص
(٧٩)
حرص، زياده خواهى و تكاثر
٧٨ ص
(٨٠)
تنوّع طلبى، مصرف زدگى و مدگرايى
٨٠ ص
(٨١)
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
٨٠ ص
(٨٢)
تجمّل گرايى
٨٠ ص
(٨٣)
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
٨٠ ص
(٨٤)
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
٨٠ ص
(٨٥)
خودخواهى، بى دردى، بى تعهّدى، سردى عواطف و تغافل
٨٢ ص
(٨٦)
خردگرايى جايگزين خداگرايى
٨٢ ص
(٨٧)
نوزايى معاصى در پرتو رسانه ها
٨٢ ص
(٨٨)
داستان
٨٣ ص
(٨٩)
آيا بايد از جنّ ترسيد؟
٨٤ ص
(٩٠)
مادّه اوّليه آفرينش جن
٨٦ ص
(٩١)
برترى انسان بر جنّ
٨٦ ص
(٩٢)
آيا جنّ علم غيب دارد؟
٨٦ ص
(٩٣)
ايمان آوردن جنّيان به قرآن
٨٦ ص
(٩٤)
ترس از جن
٨٧ ص
(٩٥)
ارتباط جن با انسان
٨٧ ص
(٩٦)
عمر جن
٨٧ ص
(٩٧)
پرسش هايى در مورد جن
٨٨ ص
(٩٨)
عقايد خرافى در مورد جن در زمان حاضر
٨٩ ص
(٩٩)
جنيان در خدمت امام عصر
٨٩ ص
(١٠٠)
جنّيان و انسان
٩٠ ص
(١٠١)
انسان و جنّيان
٩١ ص
(١٠٢)
زشت كارى جنّيان
٩٢ ص
(١٠٣)
جنّيان و انسان
٩٢ ص
(١٠٤)
وسوسه جنّيان
٩٢ ص
(١٠٥)
جنّيان و انبيا
٩٢ ص
(١٠٦)
استفاده شياطين جنّى از سخنان فريبنده، در دشمنى خود بر ضدّ انبيا
٩٣ ص
(١٠٧)
هدايت جنّيان
٩٣ ص
(١٠٨)
جنّيان و سليمان (ع)
٩٣ ص
(١٠٩)
دعوت از جنّيان
٩٥ ص
(١١٠)
دعاى ايمنى از شرّ شياطين و جنّيان
٩٦ ص
(١١١)
شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٢)
پيدايش
٩٨ ص
(١١٣)
افكار، آداب و رسوم و رفتار شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٤)
وصاياى نُه گانه شيطان پرستان
١٠١ ص
(١١٥)
عقايد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٦)
توحيد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٧)
اشتياق جنّيان، به شنيدن پيام الهى قرآن
١٠٢ ص
(١١٨)
جنّيان
١٠٤ ص
(١١٩)
دين جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٠)
اعتقاد برخى جنّيان، به شريعت موسى (ع)
١٠٤ ص
(١٢١)
پذيرش اسلام، از سوى گروهى از جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٢)
سفيهان جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٣)
نسبت سخنان ناروا، از جانب سفيهان جنّ به خدا
١٠٤ ص
(١٢٤)
سفاهت و كم خردى برخى جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٥)
شرك جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٦)
شرك ورزى برخى جنّيان، با اعتقاد به همسر و فرزند داشتن خداوند
١٠٤ ص
(١٢٧)
شناخت جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٨)
جنّيان، موجوداتى با شعور و شناخت
١٠٤ ص
(١٢٩)
حقايق قرآن، قابل فهم و شناخت براى جنّيان
١٠٥ ص
(١٣٠)
عقيده جنّيان
١٠٦ ص
(١٣١)
عقايد و مذاهب مختلف، در بنى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٢)
خداند، داراى عظمت، در عقيده جنّيان با ايمان
١٠٦ ص
(١٣٣)
اعتقاد گروهى از جنّيان به جهنّم و قيامت
١٠٦ ص
(١٣٤)
انكار معاد، از ناحيه برخى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٥)
اعتقاد به همسر و فرزند داشتن براى خداوند، از عقايد جنّيان سفيه
١٠٦ ص
(١٣٦)
برانگيخته نشدن پيامبرى بعد از موسى و عيسى (ع) از عقايد بى اساس جنّيان
١٠٧ ص
(١٣٧)
آگاهى جنّيان، از انديشه ها و رفتار و عقايد انسان ها
١٠٧ ص
(١٣٨)
آگاهى جنّيان، از نقش هدايتگرى قرآن و تصديق كتاب هاى آسمانى به وسيله آن
١٠٧ ص
(١٣٩)
آگاهى جنّيان از نزول قرآن، پس از تورات
١٠٧ ص
(١٤٠)
آگاهى جنّيان به احضار خود در قيامت، بارى حسابرسى
١٠٧ ص
(١٤١)
گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٢)
جنّيان، همانند آدميان، گرفتار گناه و نيازمند آمرزش الهى
١٠٧ ص
(١٤٣)
مشخّص بودن گناهان جنّ در قيامت، بدون بازجويى
١٠٧ ص
(١٤٤)
پناه بردن برخى انسان ها به جنّيان، موجب افزايش گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٥)
غلبه اميرمؤمنان (ع) بر جنّيان
١٠٩ ص
(١٤٦)
عذاب دخان و ردّپاى آن در سينما
١١٠ ص
(١٤٧)
اشاره
١١١ ص
(١٤٨)
سينماى غرب و عذاب دخان
١١٥ ص
(١٤٩)
مادّى شدن اجنّه و شياطين در عهد سليمان نبى (ع)
١١٩ ص
(١٥٠)
الف دلايل قرآنى
١٢٠ ص
(١٥١)
1 متابعت بزرگان جامعه از تلاوت شياطين و تعليم سحر و علم نجوم به مردم، توسط شياطين
١٢٠ ص
(١٥٢)
2 آيات تسخير اجنّه و شياطين
١٢٠ ص
(١٥٣)
3 ساختن عمارات و ابزارهاى متعدّد توسط اجنّه
١٢١ ص
(١٥٤)
4 رؤيت لشكر اجنّه
١٢٢ ص
(١٥٥)
5 سليمان (ع) و ايجاد آزمونى دشوار بين انس و جن، جهت تعيين وصى
١٢٢ ص
(١٥٦)
6 فوت سليمان (ع) و باقى ماندن عذاب بر اجنّه تا زمان اطّلاع آنان از فوت وى
١٢٢ ص
(١٥٧)
دلايل روايى
١٢٣ ص
(١٥٨)
1 روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)
١٢٣ ص
(١٥٩)
2 بناى شهرى توسط اجنّه در زمان سليمان (ع) در اسپانيا
١٢٤ ص
(١٦٠)
3 ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)
١٢٤ ص
(١٦١)
شيطان و خرافه تجسّد و دروازه شياطين در رسانه هاى غربى
١٢٥ ص
(١٦٢)
تجسّد و تجسّم
١٢٦ ص
(١٦٣)
اما تجسّم چيست؟
١٢٦ ص
(١٦٤)
فرق بين تجسّم شياطين و تجسّم فرشتگان
١٢٦ ص
(١٦٥)
تجسّم شياطين در روايات اسلامى
١٢٧ ص
(١٦٦)
آيا شياطين جسد هم پيدا مى كنند؟
١٢٧ ص
(١٦٧)
يك شبهه
١٢٨ ص
(١٦٨)
دروازه شياطين، خرافه اى ديگر
١٢٩ ص
(١٦٩)
قدرت جنّيان
١٣٠ ص
(١٧٠)
جنّيان، داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان
١٣١ ص
(١٧١)
قدرت جنّيان بر عروج به آسمان، جهت استراق سمع
١٣١ ص
(١٧٢)
تأكيد عفريت از جنّ بر قدرت خود، در آوردن تخت بلقيس
١٣١ ص
(١٧٣)
ناتوانى جنّيان از دفع عذاب و يارى يكديگر، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٤)
برخوردارى هر يك از افراد جن، از مرتبه و درجه ويژه خود، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٥)
ابزار شناخت جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٦)
1 چشم و قلب
١٣٢ ص
(١٧٧)
2 گوش
١٣٢ ص
(١٧٨)
ظهور جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٩)
قابليّت جنّيان (شياطين) براى ظهور و ديده شدن
١٣٢ ص
(١٨٠)
فرار از قلمرو قدرت خدا، غيرممكن براى جنّيان
١٣٢ ص
(١٨١)
عجز و ناتوانى جنّيان، از آوردن معجزه اى مثل قرآن
١٣٢ ص
(١٨٢)
عمل جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٣)
غوّاصى جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٤)
ساخت معابد براى سليمان (ع)، به دست جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٥)
جهل جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٦)
آگاهى جنّيان، از احضار شدنشان براى حسابرسى در قيامت
١٣٤ ص
(١٨٧)
خفاى جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٨)
جنّ، موجودى نامرئى و پوشيده از ديد انسان ها
١٣٤ ص
(١٨٩)
خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٠)
تاريخ خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩١)
عنصر خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٢)
آتش، عنصر خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٣)
خلقت جنّ از عنصر آتش، نمود ربوبيّت خدا
١٣٤ ص
(١٩٤)
فلسفه خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٥)
عبوديّت و بندگى خدا، فلسفه خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٦)
جنّيان در زمين
١٣٤ ص
(١٩٧)
زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٨)
زمين، از نعمت هاى قابل استفاده براى جنّيان
١٣٥ ص
(١٩٩)
زندگى اجتماعى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٠)
جنّيان، داراى زندگى اجتماعى و گروهى، همانند انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠١)
بنّايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٢)
مهارت ساختمان سازى در ميان شياطين جنّى، در حكومت سليمان (ع)
١٣٥ ص
(٢٠٣)
بينايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٤)
جنّيان، قادر به رؤيت انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠٥)
احياى دين در عصر ظهور
١٣٧ ص
(٢٠٦)
مقدّمه
١٣٧ ص
(٢٠٧)
1 تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)
١٣٧ ص
(٢٠٨)
2 تبيين و تفسير اسلام پس از ظهور
١٤٠ ص
(٢٠٩)
سخن حق،
١٤٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣٩ - ١ تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)

از جريان سقيفه، گريبان‌گير اسلام و جامعه اسلامى شد؛ از گنجايش اين مقاله خارج است. ازاين‌رو، در اينجا تنها به مرور بخشى از «زيارت جامعه ائمه مؤمنين (ع)» بسنده مى‌كنيم. گفتنى است سيّد بن طاووس، اين زيارت را در «مصباح الزائر» به نقل از امامان معصوم (ع) آورده است.

در بخشى از زيارت ياد شده چنين مى‌خوانيم:

«بندگان [بى‌مقدار] در خلافت او (امام على (ع)) طمع ورزيدند و به زور شمشيرهاى برهنه و نيزه‌هاى كشيده او را به سوى بيعت با خود كشاندند، درحالى‌كه او در دل، ناراضى و سخت خشمگين بود؛ ولى جز شكيبايى و فرو بردن خشم چاره‌اى نداشت.

او را به سوى بيعت خود فرا خواندند؛ بيعتى كه شومى آن اسلام را دربرگرفت و بذر گناهان را در دل‌هاى مسلمانان بكاشت. اين بيعت، سلمان را بيازرد؛ مقداد را براند؛ جندب (ابوذر) را تبعيد كرد؛ شكم عمّار را شكافت؛ ... احكام [الهى‌] را دگرگون ساخت؛ جايگاه [خلافت‌] را تغيير داد؛ خمس را براى آزادشدگان (بنى اميّه) مباح كرد؛ فرزندان لعنت‌شدگان (بنى‌مروان) را بر قاموس و خون [مردم‌] مسلّط گردانيد؛ حلال را با حرام درآميخت؛ ايمان و اسلام را خوار و خفيف كرد؛ خانه كعبه را ويران ساخت؛ شهر هجرت (مدينه) را در روز حرّه غارت كرد؛ دختران مهاجران و انصار را براى مجازات از پشت پرده بيرون كشاند و بر آنها جامه ننگ و رسوايى پوشاند و به اهل شبهه اجازه داد كه خاندان [رسول‌] برگزيده را بشكند؛ نسل او را براندازند؛ ريشه او را قطع كنند؛ اهل حرم او را به اسارت گيرند؛ ياران او را بكشند، منبر او را بشكنند؛ مفاخر او را وارونه سازند؛ دينش را محو كنند و نام و ياد او را از بين ببرند.»[١]

امير مؤمنان، على (ع) در دوران كوتاه خلافت خود كوشيد تا بخشى از انحراف‌ها و دگرگونى‌هايى را كه در دوران ٢٥ ساله خلافت غاصبان در جامعه اسلامى به وجود آمده بود، اصلاح كند. از يك سو، به دليل ژرفاى اين انحراف‌ها و دگرگونى‌ها و از سوى ديگر، به دليل درگيرى آن حضرت با فتنه‌هاى ناكثين، قاسطين و مارقين كه موجب وقوع سه جنگ گسترده و توان‌فرساى جمل، صفين و نهروان شد،[٢] در اين دوران كوتاه، تحوّل چشم‌گيرى در مسير حركت جامعه اسلامى كه شتابان به سوى تباهى و احياى سنّت‌هاى عصر جاهلى پيش مى‌رفت، رخ نداد.

دوران امام حسن مجتبى (ع) را نيز بايد در امتداد دوران پدر بزرگوارش بررسى و ارزيابى كرد. البتّه با اين تفاوت كه در اين دوران، دولت اموى شام از قدرت بيشترى برخوردار شده و دايره نفوذ و تأثيرگذارى‌اش تا آستانه خيمه‌گاه دومين پيشواى شيعيان رسيده بود. استمرار همين شرايط سبب شد آن حضرت به صلح تحميلى با سركرده نابه‌كار امويان، معاوية بن ابوسفيان تن در دهد.

امام حسين (ع) پس از شهادت برادر بزرگوارش، با تحليل دقيق و همه‌جانبه‌اى كه از وضعيت فرهنگى و سياسى جامعه اسلامى داشت، چاره‌اى جز تن دادن به نبردى نابرابر تا سر حدّ شهادت و اسارت با خليفه وقت نمى‌ديد؛ زيرا يزيد، فساد و تباهى را از حد گذرانده و آشكارا به مخالفت با احكام و آموزه‌هاى اسلامى پرداخته بود.[٣]

آن حضرت در پاسخ كسانى كه ايشان را به بيعت با يزيد دعوت مى‌كردند، مى‌فرمايد:

«ما اهل بيت نبوّت و معدن رسالتيم. ماييم كه فرشتگان به خانه ما رفت‌وآمد دارند. خداوند [رحمت خود را] با ما آغاز كرده است و با ما نيز به پايان خواهد برد، امّا يزيد، فردى فاسق، شراب‌خوار، خون‌ريز و متجاهر به فسق است و كسى مانند من با شخصى چون او هرگز بيعت نمى‌كند ....»[٤]

پس از امام حسين (ع)، هريك از امامان در دوران امامت خود، بسته به شرايط و موقعيتى كه در آن به سر مى‌بردند، دو برنامه اساسى را دنبال مى‌كردند كه يكى مربوط به حوزه معارف و آموزه‌هاى اسلامى بود و ديگرى مربوط به حوزه اجتماعى و تلاش براى رسيدن به حاكميت.

نكته با اهمّيت در اينجا آن است كه با همه تلاش‌هاى طاقت‌فرساى امامان شيعه در دوران ٢٥٠ ساله پس از پيامبر اكرم (ص)، به دلايل مختلف از جمله حاكميت فضاى خفقان و استبداد، غلبه مكتب خلفا و نبود زمينه‌ها و بسترهاى مورد نياز، هيچ‌گاه امكان طرح كامل و دقيق احكام و آموزه‌هاى اسلامى با همه ژرفا، گستردگى و همه‌جانبه‌نگرى آن فراهم نشد. امامان معصوم (ع) نيز به طرح اجمالى اين احكام و آموزه‌ها در حدّ ضرورت‌ها و ظرفيت‌هاى موجود و با رعايت همه جنبه‌ها از جمله تقيه بسنده كردند.

روايت زير مى‌تواند تا اندازه‌اى، فاصله موجود ميان احكام و آموزه‌هاى واقعى اسلام را با آنچه در ظاهر بيان شده و در دستان مردم موجود است، نشان دهد.

زراره مى‌گويد: از ابوجعفر [محمّدباقر] (ع) درباره [ميراث‌] جدّ (پدربزرگ) پرسيدم. پس فرمود: «كسى را سراغ ندارم كه در اين زمينه به رأى خود سخن نگفته نباشد، مگر اميرمؤمنان (ع).» گفتم: خدا [امر] تو را اصلاح كند، امير مؤمنان در اين باره چه گفته است؟ فرمود: «فردا پيش من بيا تا به تو كتابى دهم كه نظر او را از روى آن بخوانى.» گفتم: خدا [امر تو را] اصلاح كند، برايم حديث بگو؛ زيرا من حديث شما را از اينكه از روى كتاب بخوانم، بيشتر دوست دارم. پس براى دومين بار فرمود: «آنچه مى‌گويم، بشنو و فردا به ديدار من بيا تا به تو كتابى دهم تا نظر او را از روى آن بخوانى.» پس، فرداى آن روز هنگام بعد از ظهر، خدمت آن حضرت‌