ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - سلطه جنّيان بر مدّعيان
خلاصه:
جنّ يكى از مخلوقات خداست؛
از انسان ضعيفتر مىباشد؛
با عالم انسانها در ارتباط است براى هدايت و ضلالت؛
آنها از يكديگر تأثير مىپذيرند: در هدايت، جنّ از انسان و در ضلالت، هردو برهم اثر گذارند.
٢. آيا ممكن است ميان انسانها و جنّيان رابطه برقرار شود؟
درباره بحث ارتباط جنّ و انس لازم است ياد آور شوم كه همه موجودات در انسان به نحو اندماج، انفكاك[١] و خلاصه وجود دارند و انسان خلاصه عالم است و به همين علّت وجود سنخيّت در انسان مىتواند با همه موجودات مجرّد تام و ناقص و مادّه از ملك تا فلك و شجر، جنّ و حيوان و نباتات رابطه برقرار كند.
در شعر منسوب به حضرت على (ع) نيز آمده كه اتزعم انك جرم صغير و فيك انطوى عالم اكبر و بر همين مبناست كه عرفا به انسان، عالم صغير و به عالم انسان، كبير مىگويند.
ميان جنّ و انس هم اصل اقتضاى ارتباط در وجود همه انسانها موجود است و بعد از برقرارى رابطه اين رابطه دوطرفه مىشود؛ بنابراين هردو طرف مىتوانند بر هم اثر گذار باشند.
البتّه از حيث فعليّت، ممكن است الآن يك جنّ از يك انسان مورد نظر ما بالاتر باشد؛ ولى از لحاظ قوا، توانايى و استعداد، همه جنّيان از انسانها ضعيفترند. بنابراين حدّاكثر فعليّت يك جنّ، هميشه از حدّاكثر فعليّت يك انسان پايينتر است؛ البتّه اگر اين استعداد فعليّت پيدا كند.
بنابر روايات فراوان، جنّيان چون نمىتوانستهاند بدون رسول باشند، همواره در ارتباط با همه انبيا بودهاند و آنها براى طرح سؤالات، رفع شكايات و اختلافات و ديگر كارها مرتّب به سراغ ايشان مىآمدهاند. البتّه جنّيان به سبب بساطتى كه دارند، عمرشان به طور طبيعى از انسانها خيلى طولانىتر است. آيتالله بهجت (ره) مىفرمودند: در عالم جنّ اهل تسنّن وجود ندارد؛ چون تعدادى از جنّيانى كه روز غدير حضور داشتهاند، هنوز زندهاند و جزئياتى را از آن روز به ياد دارند و نقل مىكنند كه انسانها نقل نكردهاند و در كتب نيامده است.
٣. اين رابطه از كدام طرف برقرار مىشود؟
درباره تأثيرگذارى اشاره كردم كه علاوه بر امكان برقرارى رابطه صحيح و غلط، جنّ و انس مىتوانند بر هم اثرگذار باشند؛ امّا درباره انسان كامل و انسانهاى قوى، مطلب به اين شكل نيست و فقط اين انسانها هستند كه اثرگذارند. تأثيرگذارى اشياء بر جسم انسان كامل تنها به اذن و اختيار او ممكن مىشود. اين مطلب بحثهاى جنبى ديگرى دارد كه در جاى خود طرح مىشود.
جنّ به علّت بساطت، رابطه قوىترى مىتواند برقرار كند؛ ولى در حالت اوّليه، خداوند اين قدرت را در او قرار نداده كه بتواند در انسان تصرّف كند و خداوند اين راه تصرّف را باز نگذاشته است؛ جز اينكه به واسطه انسسان ديگرى محقّق شود. جنّيان ضعيفتر از آن هستند كه بتوانند در ضعيفترين انسانها اثر گذار شوند. جنّيان داراى كمال و اقوياى آنها كه اصلًا دنبال چنين تأثيرگذارىهايى نيستند و بيشتر براى تعلّم سراغ انسانها مىآيند. آنهايى هم كه براى شقاوت و ضلالت سراغ انسانها مىآيند باز قدرت تصرّف را ندارند. شياطين رانده شده مىتوانند به طور مستقيم با انسانها ارتباط برقرار كنند و حساب آنها از جنّيان جداست. جنّيان مَرَده (رانده شده) از طريق ديگر انسانها مىتوانند با بقيّه رابطه برقرار كنند.
٤. اين رابطه چگونه آغاز مىشود؟
چون جنّيان امكان رفت و آمد راحتترى دارند، مىتوانند از برخى اخبار به ظاهر غيبى كه از طريق عادى زمان مىطلبد تا به شما برسد، مطّلع شوند. علاوه بر آن در ماجراى تخت بلقيس آمده كه يكى از بزرگان و سركردگان (عفاريت) جنّ در محضر سليمان (ع) گفت: قبل از اينكه از جايت بلند شوى آن را برايت مىآورم. زمانى كه سليمان (ع) بر تخت مىنشست تا به امور مردم رسيدگى كند از صبح تا ظهر طول مىكشيد. در مقابل او آصف كه بخشى از علم الكتاب را داشت و يكى از تابعان سليمان (ع) بود، مىگويد: به قدر چشم بر هم زدنى آن را برايت خواهم آورد.[٢] آصف از خود سليمان (ع) پايينتر بود و چنين قدرتى داشت و امثال او در دربار سليمان (ع) فراوان بودهاند. تعبير مرحوم علّامه
اين است كه نگاه يعنى، فوق سرعت نور و تبديل به انرژى كه در اين حالت شىء در مبدأ معدوم شده و با علم به علل وجودى آن دوباره در مقصد به وجود مىآيد. سليمان (ع) هم تا نگاه كرد آن را ديد. برخلاف ما، قرآن بلافاصله در مسائل نظرى گريزى به وادى عمل، عبرت و دنباله كار مىزند. سليمان (ع) پس از اين ماجرا بىدرنگ مىگويد: خدا اين صحنه را به من نشان داد تا مرا بيازمايد كه اهل شكرم يا ناسپاسى؟[٣]
در روايات آمده است كه، خداوند رحمت كند برادر ما آصف را كه با دانستن تنها يك حرف از علم اعظم، عرش عظيم بلقيس را به قدر نگاه كردنى جابهجا كرد. در اينجا قرآن يكى از سركردگان و قدرتمندان جنّ را با يكى از انسانها كه بهرهاى از علم الكتاب داشته، مقايسه كرده؛ يعنى يك سركرده را با انسانى كه عالىترين نبوده، قياس كرده است.
در برقرارى رابطه هم لازم است ميان دو طرف سنخيّت به وجود آيد. برخى اذكار، اوراد و ادعيه، انخلاع ١٠ و ضعيف كردن