ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست سوم- يكصد و بيست و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مصداق سازى و مصداق شناسى
٤ ص
(٤)
گزارش تصويرى
٨ ص
(٥)
مهم ترين اسرار راهبردى آمريكا در خاورميانه
١٠ ص
(٦)
اوّل ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت
١٢ ص
(٧)
دوم جلوگيرى از نزديك شدن گروه ها و قوميّت هاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مى دهند
١٣ ص
(٨)
سوم جلوگيرى از نزديكى اشخاص متديّن به سكولارها
١٤ ص
(٩)
چهارم جلوگيرى از نزديك شدن عرب هاى مسلمان و مسيحى و يهودى به هم
١٤ ص
(١٠)
پنجم جلوگيرى از نزديكى مسيحيان و مسلمانان به هم در خاورميانه
١٥ ص
(١١)
روزنه هاى نفوذ
١٦ ص
(١٢)
اسلام و بحران عصر ما (بخش پايانى)
١٦ ص
(١٣)
خطّ توطئه در مطبوعات، كتاب و ساير رسانه ها
١٧ ص
(١٤)
استفاده تبليغاتى از بيماران
١٧ ص
(١٥)
«اسلام ستيزى» در پوشش «اسلام شناسى»
١٨ ص
(١٦)
كليسا و جاسوسى براى ارتش هاى استعمارى غرب
١٩ ص
(١٧)
نفوذ از طريق ارائه خدمات
٢٠ ص
(١٨)
روش هاى ضدّ اخلاقى كليسا در ترويج مسيحيّت
٢٢ ص
(١٩)
خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٠)
ضرورت آشنايى با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢١)
آثار ارتباط ضعيف با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٢)
آثار عدم ارتباط با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٣)
شناخت انسان و تفكّرات صحيح
٢٤ ص
(٢٤)
راه دستيابى به خوشبختى
٢٤ ص
(٢٥)
بشارت
٢٦ ص
(٢٦)
سيره و صفات مهدى موعود (ع) در سخن امام باقر (ع)
٣٠ ص
(٢٧)
1 آن حضرت در مورد آيه شريف
٣٠ ص
(٢٨)
2 جابر جعفى نقل مى كند كه حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) فرمودند
٣٠ ص
(٢٩)
3 علّامه مجلسى نقل كرده كه حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمودند
٣١ ص
(٣٠)
4 از كتاب «غيبت نعمانى» از زراره نقل شده است كه مى گويد
٣٢ ص
(٣١)
زرنگ باش!
٣٣ ص
(٣٢)
چشم در راه
٣٦ ص
(٣٣)
جنّ، در باور ما تحصيل كرده ها!
٣٨ ص
(٣٤)
جنّ، چيستى و چگونگى!
٤٢ ص
(٣٥)
خلقت جن
٤٤ ص
(٣٦)
دانسته هاى جن
٤٤ ص
(٣٧)
مرگ و زندگى جن
٤٥ ص
(٣٨)
دانش جن
٤٦ ص
(٣٩)
توانمندى و قدرت جن
٤٧ ص
(٤٠)
سحر، جادو و طلسم
٤٨ ص
(٤١)
اختيار جنّيان
٥٠ ص
(٤٢)
جنّ
٥٠ ص
(٤٣)
آميزش جنّيان
٥٠ ص
(٤٤)
توليد مثل جنّيان
٥٠ ص
(٤٥)
اجل جنّيان
٥٢ ص
(٤٦)
اختلاف انگيزى جنّيان
٥٢ ص
(٤٧)
اختيار جنّيان
٥٢ ص
(٤٨)
تعلّق مشيّت خداوند به مختار بودن جنّيان
٥٢ ص
(٤٩)
استعاذه به جنّيان
٥٣ ص
(٥٠)
دعوت جنّيان به پذيرش اسلام از سوى جنّيان مسلمان
٥٣ ص
(٥١)
پذيرش اسلام از سوى برخى جنّيان
٥٣ ص
(٥٢)
اطاعت جنّيان
٥٣ ص
(٥٣)
اغواگرى جنّيان براى گمراه كردن انسان ها
٥٣ ص
(٥٤)
افساد جنّيان
٥٤ ص
(٥٥)
امتحان جنّيان
٥٤ ص
(٥٦)
امّت هاى جنّيان
٥٤ ص
(٥٧)
انبياى جنّيان
٥٥ ص
(٥٨)
انذارهاى جنّيان
٥٥ ص
(٥٩)
سلطه جنّيان بر مدّعيان
٥٦ ص
(٦٠)
ارتباط با جنّ و شيطان راز بزرگ عارف نماها
٦٤ ص
(٦١)
رياضت هاى شيطانى
٦٤ ص
(٦٢)
بازى شيطان
٦٧ ص
(٦٣)
مهم ترين ويژگى مدّعيان دروغين
٦٨ ص
(٦٤)
مدّعيان دروغين مهدويّت
٦٩ ص
(٦٥)
شيّادان زمان
٦٩ ص
(٦٦)
زمينه سازان تسلّط شيطان
٧٠ ص
(٦٧)
راه هاى در امان ماندن از مكر شيطان
٧٠ ص
(٦٨)
اغواگرى جنّيان
٧٢ ص
(٦٩)
دوزخ، جايگاه جنّيان اغواگر
٧٢ ص
(٧٠)
افتراهاى جنّيان
٧٢ ص
(٧١)
تكليف جنّيان
٧٤ ص
(٧٢)
تهديد جنّيان
٧٥ ص
(٧٣)
جن زدگى
٧٥ ص
(٧٤)
تهديد شدن جنّيان متمرّد، به عذاب سوزان جهنّم
٧٦ ص
(٧٥)
آكنده شدن جهنّم، از جنّيان و انسان ها
٧٦ ص
(٧٦)
جنّيان در قيامت
٧٦ ص
(٧٧)
ابزارهاى برگزيده آخرالزّمانى شيطان!
٧٨ ص
(٧٨)
تفاخر
٧٨ ص
(٧٩)
حرص، زياده خواهى و تكاثر
٧٨ ص
(٨٠)
تنوّع طلبى، مصرف زدگى و مدگرايى
٨٠ ص
(٨١)
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
٨٠ ص
(٨٢)
تجمّل گرايى
٨٠ ص
(٨٣)
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
٨٠ ص
(٨٤)
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
٨٠ ص
(٨٥)
خودخواهى، بى دردى، بى تعهّدى، سردى عواطف و تغافل
٨٢ ص
(٨٦)
خردگرايى جايگزين خداگرايى
٨٢ ص
(٨٧)
نوزايى معاصى در پرتو رسانه ها
٨٢ ص
(٨٨)
داستان
٨٣ ص
(٨٩)
آيا بايد از جنّ ترسيد؟
٨٤ ص
(٩٠)
مادّه اوّليه آفرينش جن
٨٦ ص
(٩١)
برترى انسان بر جنّ
٨٦ ص
(٩٢)
آيا جنّ علم غيب دارد؟
٨٦ ص
(٩٣)
ايمان آوردن جنّيان به قرآن
٨٦ ص
(٩٤)
ترس از جن
٨٧ ص
(٩٥)
ارتباط جن با انسان
٨٧ ص
(٩٦)
عمر جن
٨٧ ص
(٩٧)
پرسش هايى در مورد جن
٨٨ ص
(٩٨)
عقايد خرافى در مورد جن در زمان حاضر
٨٩ ص
(٩٩)
جنيان در خدمت امام عصر
٨٩ ص
(١٠٠)
جنّيان و انسان
٩٠ ص
(١٠١)
انسان و جنّيان
٩١ ص
(١٠٢)
زشت كارى جنّيان
٩٢ ص
(١٠٣)
جنّيان و انسان
٩٢ ص
(١٠٤)
وسوسه جنّيان
٩٢ ص
(١٠٥)
جنّيان و انبيا
٩٢ ص
(١٠٦)
استفاده شياطين جنّى از سخنان فريبنده، در دشمنى خود بر ضدّ انبيا
٩٣ ص
(١٠٧)
هدايت جنّيان
٩٣ ص
(١٠٨)
جنّيان و سليمان (ع)
٩٣ ص
(١٠٩)
دعوت از جنّيان
٩٥ ص
(١١٠)
دعاى ايمنى از شرّ شياطين و جنّيان
٩٦ ص
(١١١)
شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٢)
پيدايش
٩٨ ص
(١١٣)
افكار، آداب و رسوم و رفتار شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٤)
وصاياى نُه گانه شيطان پرستان
١٠١ ص
(١١٥)
عقايد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٦)
توحيد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٧)
اشتياق جنّيان، به شنيدن پيام الهى قرآن
١٠٢ ص
(١١٨)
جنّيان
١٠٤ ص
(١١٩)
دين جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٠)
اعتقاد برخى جنّيان، به شريعت موسى (ع)
١٠٤ ص
(١٢١)
پذيرش اسلام، از سوى گروهى از جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٢)
سفيهان جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٣)
نسبت سخنان ناروا، از جانب سفيهان جنّ به خدا
١٠٤ ص
(١٢٤)
سفاهت و كم خردى برخى جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٥)
شرك جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٦)
شرك ورزى برخى جنّيان، با اعتقاد به همسر و فرزند داشتن خداوند
١٠٤ ص
(١٢٧)
شناخت جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٨)
جنّيان، موجوداتى با شعور و شناخت
١٠٤ ص
(١٢٩)
حقايق قرآن، قابل فهم و شناخت براى جنّيان
١٠٥ ص
(١٣٠)
عقيده جنّيان
١٠٦ ص
(١٣١)
عقايد و مذاهب مختلف، در بنى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٢)
خداند، داراى عظمت، در عقيده جنّيان با ايمان
١٠٦ ص
(١٣٣)
اعتقاد گروهى از جنّيان به جهنّم و قيامت
١٠٦ ص
(١٣٤)
انكار معاد، از ناحيه برخى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٥)
اعتقاد به همسر و فرزند داشتن براى خداوند، از عقايد جنّيان سفيه
١٠٦ ص
(١٣٦)
برانگيخته نشدن پيامبرى بعد از موسى و عيسى (ع) از عقايد بى اساس جنّيان
١٠٧ ص
(١٣٧)
آگاهى جنّيان، از انديشه ها و رفتار و عقايد انسان ها
١٠٧ ص
(١٣٨)
آگاهى جنّيان، از نقش هدايتگرى قرآن و تصديق كتاب هاى آسمانى به وسيله آن
١٠٧ ص
(١٣٩)
آگاهى جنّيان از نزول قرآن، پس از تورات
١٠٧ ص
(١٤٠)
آگاهى جنّيان به احضار خود در قيامت، بارى حسابرسى
١٠٧ ص
(١٤١)
گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٢)
جنّيان، همانند آدميان، گرفتار گناه و نيازمند آمرزش الهى
١٠٧ ص
(١٤٣)
مشخّص بودن گناهان جنّ در قيامت، بدون بازجويى
١٠٧ ص
(١٤٤)
پناه بردن برخى انسان ها به جنّيان، موجب افزايش گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٥)
غلبه اميرمؤمنان (ع) بر جنّيان
١٠٩ ص
(١٤٦)
عذاب دخان و ردّپاى آن در سينما
١١٠ ص
(١٤٧)
اشاره
١١١ ص
(١٤٨)
سينماى غرب و عذاب دخان
١١٥ ص
(١٤٩)
مادّى شدن اجنّه و شياطين در عهد سليمان نبى (ع)
١١٩ ص
(١٥٠)
الف دلايل قرآنى
١٢٠ ص
(١٥١)
1 متابعت بزرگان جامعه از تلاوت شياطين و تعليم سحر و علم نجوم به مردم، توسط شياطين
١٢٠ ص
(١٥٢)
2 آيات تسخير اجنّه و شياطين
١٢٠ ص
(١٥٣)
3 ساختن عمارات و ابزارهاى متعدّد توسط اجنّه
١٢١ ص
(١٥٤)
4 رؤيت لشكر اجنّه
١٢٢ ص
(١٥٥)
5 سليمان (ع) و ايجاد آزمونى دشوار بين انس و جن، جهت تعيين وصى
١٢٢ ص
(١٥٦)
6 فوت سليمان (ع) و باقى ماندن عذاب بر اجنّه تا زمان اطّلاع آنان از فوت وى
١٢٢ ص
(١٥٧)
دلايل روايى
١٢٣ ص
(١٥٨)
1 روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)
١٢٣ ص
(١٥٩)
2 بناى شهرى توسط اجنّه در زمان سليمان (ع) در اسپانيا
١٢٤ ص
(١٦٠)
3 ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)
١٢٤ ص
(١٦١)
شيطان و خرافه تجسّد و دروازه شياطين در رسانه هاى غربى
١٢٥ ص
(١٦٢)
تجسّد و تجسّم
١٢٦ ص
(١٦٣)
اما تجسّم چيست؟
١٢٦ ص
(١٦٤)
فرق بين تجسّم شياطين و تجسّم فرشتگان
١٢٦ ص
(١٦٥)
تجسّم شياطين در روايات اسلامى
١٢٧ ص
(١٦٦)
آيا شياطين جسد هم پيدا مى كنند؟
١٢٧ ص
(١٦٧)
يك شبهه
١٢٨ ص
(١٦٨)
دروازه شياطين، خرافه اى ديگر
١٢٩ ص
(١٦٩)
قدرت جنّيان
١٣٠ ص
(١٧٠)
جنّيان، داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان
١٣١ ص
(١٧١)
قدرت جنّيان بر عروج به آسمان، جهت استراق سمع
١٣١ ص
(١٧٢)
تأكيد عفريت از جنّ بر قدرت خود، در آوردن تخت بلقيس
١٣١ ص
(١٧٣)
ناتوانى جنّيان از دفع عذاب و يارى يكديگر، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٤)
برخوردارى هر يك از افراد جن، از مرتبه و درجه ويژه خود، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٥)
ابزار شناخت جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٦)
1 چشم و قلب
١٣٢ ص
(١٧٧)
2 گوش
١٣٢ ص
(١٧٨)
ظهور جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٩)
قابليّت جنّيان (شياطين) براى ظهور و ديده شدن
١٣٢ ص
(١٨٠)
فرار از قلمرو قدرت خدا، غيرممكن براى جنّيان
١٣٢ ص
(١٨١)
عجز و ناتوانى جنّيان، از آوردن معجزه اى مثل قرآن
١٣٢ ص
(١٨٢)
عمل جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٣)
غوّاصى جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٤)
ساخت معابد براى سليمان (ع)، به دست جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٥)
جهل جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٦)
آگاهى جنّيان، از احضار شدنشان براى حسابرسى در قيامت
١٣٤ ص
(١٨٧)
خفاى جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٨)
جنّ، موجودى نامرئى و پوشيده از ديد انسان ها
١٣٤ ص
(١٨٩)
خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٠)
تاريخ خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩١)
عنصر خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٢)
آتش، عنصر خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٣)
خلقت جنّ از عنصر آتش، نمود ربوبيّت خدا
١٣٤ ص
(١٩٤)
فلسفه خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٥)
عبوديّت و بندگى خدا، فلسفه خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٦)
جنّيان در زمين
١٣٤ ص
(١٩٧)
زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٨)
زمين، از نعمت هاى قابل استفاده براى جنّيان
١٣٥ ص
(١٩٩)
زندگى اجتماعى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٠)
جنّيان، داراى زندگى اجتماعى و گروهى، همانند انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠١)
بنّايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٢)
مهارت ساختمان سازى در ميان شياطين جنّى، در حكومت سليمان (ع)
١٣٥ ص
(٢٠٣)
بينايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٤)
جنّيان، قادر به رؤيت انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠٥)
احياى دين در عصر ظهور
١٣٧ ص
(٢٠٦)
مقدّمه
١٣٧ ص
(٢٠٧)
1 تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)
١٣٧ ص
(٢٠٨)
2 تبيين و تفسير اسلام پس از ظهور
١٤٠ ص
(٢٠٩)
سخن حق،
١٤٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - راه دستيابى به خوشبختى

عقله و من جهله ضلّه؛ هركس خودش را بشناسد مى‌تواند فكر خوبى داشته باشد و هر كس خودش را نشناسد، حتماً گمراه مى‌شود.»[١]

طبق فرمايش حضرت، انتخاب‌ها، ارتباطها، رفتارها و افكار انسانى كه عوامل سازنده دنيا و آخرت او هستند، زمانى درست و صحيح خواهند بود كه انسان خودش را بشناسد. يعنى مثلًا انتخاب همسر، رشته تحصيلى، دوست و ... همه منوط به تعقّل صحيح مى‌باشد. بنابراين در قرآن اشاره شده است: وقتى كه به جهنّميان گفته مى‌شود كه چه‌طور شد جهنّمى شديد، مى‌گويند: «لَوْكُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ؛ اگر ما مى‌شنيديم يا تعقّل مى‌كرديم، هيچ وقت جزو اصحاب سعير (مكانى در جهنّم را سعير مى‌گويند) نمى‌شديم»[٢]. طبق اين آيه، جهنّم محصول بى‌عقلى و بى‌فكرى انسان است؛ يعنى كسى كه ساختارحقيقى‌اش را كامل نمى‌داند و بر اساس اين ساختار تصميم نمى‌گيرد و اگرشما خود را زن يا مرد معنا كنيد و نگاه به خود را فقط از تولّد تا مرگ معطوف كنيد؛ چون اين نگاه، نگاه اشتباه و غلطى است، هر تصميمى و تعقّلى و برنامه‌ريزى كه براساس اين نوع نگاه باشد، لاجرم اشتباه ازكار درمى‌آيد؛ مانند كارخانه‌اى كه موادّ اوّليه‌اى را كه مورد استفاده قرار داده خوب نبوده است، در نتيجه نمى‌تواند محصول خوبى هم داشته باشد.

شناخت انسان و تفكّرات صحيح‌

انسان زمانى مى‌تواند تفكّر درست و صحيحى داشته باشد كه نگاه به خودش را از زمانى كه پيش خداوند بوده تا زمانى كه به اين دنيا آمده و ابديّتى كه در پيش رويش قرار دارد، در نظر بگيرد و بر اين اساس به تعقّل و تفكّر بپردازد؛ يعنى در انتخاب هر موردى مثل همسر، رشته تحصيلى، پوشيدنى‌ها، لمس كردنى‌ها و ... همين نوع نگاه را مدّنظر داشته باشد و بعد از آن، دست به انتخاب بزند. در اين صورت بى‌ترديد انتخاب صحيحى خواهد داشت.

در تحقيقاتى كه انجام شده و طبق آمار جهانى كه به‌دست آمده، وقتى از افراد درباره انتخاب‌ها، ارتباطها، رفتارها و افكارشان سؤال شده كه اگر به گذشته خود برمى‌گشتيد، آيا باز هم همين نوع را انتخاب مى‌كرديد يا نه؟ اكثر قريب به اتّفاق گفتند: ما اشتباه كرديم و حاضر نيستيم همين نوع انتخاب را داشته باشيم. به نظر شما چرا چنين اتّفاقى مى‌افتد؟ چون متوجّه شده‌اند هر چيزى را كه انتخاب كرده‌اند، اشتباه بوده است. پس طبق فرمايش اميرالمؤمنين (ع) كسى كه خودش را بد تفسيركند، همه ساختار وجودى‌اش را نمى‌تواند ببيند و اساساً به وفات، برزخ وآن عظمتى كه ميلياردها برابر جذّاب‌تر و شيرين‌تر از اينجاست، نمى‌تواند فكركند و اين مانند جنينى مى‌ماند كه خودش را براى يك عالمى كه بى‌نهايت بزرگ‌تر از رحم مادر است، آماده نكند؛ پس درك درستى نمى‌تواند از آن داشته و در نتيجه نمى‌تواند تولّد سالمى هم داشته باشد. بنابراين اگر انسان هم نداند كه بعد از مرگ، چه عالمى منتظر اوست، همه افكار، تصميمات و رفتارهاى او اشتباه از كار در مى‌آيد. بنابراين به جاى اينكه به كسى بگوييم كه خوب باشد، بايد به او بگوييد كه خودت را ببين؛ يعنى بايد بخش‌هاى وجودى‌اش را ببيند تا بتواند خوب باشد. در فرمايش ديگرى از اميرالمؤمنين (ع) كه مى‌فرمايد: «لا تجهل بنفسك فإنّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شى‌ء؛ نسبت به خودت جاهل نباش؛ چون كسى كه خودش را نمى‌شناسد، هيچ چيز را نمى‌شناسد.»[٣]

داستان زندگى بشر امروزه اينست كه با پيشرفت علم در بدترين وضعيّت و شرايط روحى و روانى قرار گرفته است؛ زيرا اساساً پيشرفت علمى مبتنى بر شناخت صحيحى نيست. بنابراين نمى‌تواند شادى و آرامش حقيقى را به دست آورده و آن منِ حقيقى انسان را پيدا كند و اگر اين منِ حقيقى در انسان زنده نشود و انسان نتواند با خودش آشتى كند، بايد هرلحظه منتظرهر نوع خطر و گناهى باشد.

در راستاى همين بحث، تعبيرديگرى از حضرت است كه مى‌فرمايند: «من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاة وخبط فى الضلال و الجهلات؛ هركس خودش را نمى‌شناسد، از راه نجات دور مى‌شود و قدم در گمراهى و جهالت‌ها مى‌گذارد.»[٤]

طبق فرمايش حضرت، نگاه اشتباه به خود مى‌تواند، سرمنشأ تصميمات نادرست باشد و هركس در هر مقام و منصبى اعمّ از شغل، تحصيل، ازدواج و ... باشد، اگر توجّه به نوع تصميماتش نداشته باشد، همه به ضرر او خواهد بود؛ يعنى انسان هر چه از خودش فاصله كمترى داشته باشد، سطح اضطراب‌ها و نگرانى‌هايش كمتر مى‌شود.

راه دستيابى به خوشبختى‌

قاعده اساسى و مهمّى كه در اينجا وجود دارد اينست كه اگر بخواهيد خود، خانواده و اطرافيانتان را خوشبخت كنيد، بايد به خود حقيقيتان نزديك شويد و با آن آشتى كنيد و اگر اين خودِ حقيقى قدرت پيدا كند، نيازمند به عاطفه و توجّه كسى نخواهيد شد و با از دست دادن اطرافيانتان، اضطراب و نگرانى به سراغ شما نخواهد آمد و اين خودِ حقيقى آن‌قدر ارزش دارد كه قرآن كريم به آن اشاره كرده و مى‌فرمايد: «هُوَالَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً؛ همه آنچه در زمين است براى توخلق كردم»[٥] يا در زيارت عاشورا خطاب به امام حسين (ع) مى‌گوييم: «أسئل الله أن يبلّغنى المقام المحمود لكم عندالله؛ من به آن مقامى كه تو دارى مى‌خواهم برسم.»؛ يعنى وقتى‌