ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست سوم- يكصد و بيست و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مصداق سازى و مصداق شناسى
٤ ص
(٤)
گزارش تصويرى
٨ ص
(٥)
مهم ترين اسرار راهبردى آمريكا در خاورميانه
١٠ ص
(٦)
اوّل ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت
١٢ ص
(٧)
دوم جلوگيرى از نزديك شدن گروه ها و قوميّت هاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مى دهند
١٣ ص
(٨)
سوم جلوگيرى از نزديكى اشخاص متديّن به سكولارها
١٤ ص
(٩)
چهارم جلوگيرى از نزديك شدن عرب هاى مسلمان و مسيحى و يهودى به هم
١٤ ص
(١٠)
پنجم جلوگيرى از نزديكى مسيحيان و مسلمانان به هم در خاورميانه
١٥ ص
(١١)
روزنه هاى نفوذ
١٦ ص
(١٢)
اسلام و بحران عصر ما (بخش پايانى)
١٦ ص
(١٣)
خطّ توطئه در مطبوعات، كتاب و ساير رسانه ها
١٧ ص
(١٤)
استفاده تبليغاتى از بيماران
١٧ ص
(١٥)
«اسلام ستيزى» در پوشش «اسلام شناسى»
١٨ ص
(١٦)
كليسا و جاسوسى براى ارتش هاى استعمارى غرب
١٩ ص
(١٧)
نفوذ از طريق ارائه خدمات
٢٠ ص
(١٨)
روش هاى ضدّ اخلاقى كليسا در ترويج مسيحيّت
٢٢ ص
(١٩)
خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٠)
ضرورت آشنايى با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢١)
آثار ارتباط ضعيف با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٢)
آثار عدم ارتباط با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٣)
شناخت انسان و تفكّرات صحيح
٢٤ ص
(٢٤)
راه دستيابى به خوشبختى
٢٤ ص
(٢٥)
بشارت
٢٦ ص
(٢٦)
سيره و صفات مهدى موعود (ع) در سخن امام باقر (ع)
٣٠ ص
(٢٧)
1 آن حضرت در مورد آيه شريف
٣٠ ص
(٢٨)
2 جابر جعفى نقل مى كند كه حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) فرمودند
٣٠ ص
(٢٩)
3 علّامه مجلسى نقل كرده كه حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمودند
٣١ ص
(٣٠)
4 از كتاب «غيبت نعمانى» از زراره نقل شده است كه مى گويد
٣٢ ص
(٣١)
زرنگ باش!
٣٣ ص
(٣٢)
چشم در راه
٣٦ ص
(٣٣)
جنّ، در باور ما تحصيل كرده ها!
٣٨ ص
(٣٤)
جنّ، چيستى و چگونگى!
٤٢ ص
(٣٥)
خلقت جن
٤٤ ص
(٣٦)
دانسته هاى جن
٤٤ ص
(٣٧)
مرگ و زندگى جن
٤٥ ص
(٣٨)
دانش جن
٤٦ ص
(٣٩)
توانمندى و قدرت جن
٤٧ ص
(٤٠)
سحر، جادو و طلسم
٤٨ ص
(٤١)
اختيار جنّيان
٥٠ ص
(٤٢)
جنّ
٥٠ ص
(٤٣)
آميزش جنّيان
٥٠ ص
(٤٤)
توليد مثل جنّيان
٥٠ ص
(٤٥)
اجل جنّيان
٥٢ ص
(٤٦)
اختلاف انگيزى جنّيان
٥٢ ص
(٤٧)
اختيار جنّيان
٥٢ ص
(٤٨)
تعلّق مشيّت خداوند به مختار بودن جنّيان
٥٢ ص
(٤٩)
استعاذه به جنّيان
٥٣ ص
(٥٠)
دعوت جنّيان به پذيرش اسلام از سوى جنّيان مسلمان
٥٣ ص
(٥١)
پذيرش اسلام از سوى برخى جنّيان
٥٣ ص
(٥٢)
اطاعت جنّيان
٥٣ ص
(٥٣)
اغواگرى جنّيان براى گمراه كردن انسان ها
٥٣ ص
(٥٤)
افساد جنّيان
٥٤ ص
(٥٥)
امتحان جنّيان
٥٤ ص
(٥٦)
امّت هاى جنّيان
٥٤ ص
(٥٧)
انبياى جنّيان
٥٥ ص
(٥٨)
انذارهاى جنّيان
٥٥ ص
(٥٩)
سلطه جنّيان بر مدّعيان
٥٦ ص
(٦٠)
ارتباط با جنّ و شيطان راز بزرگ عارف نماها
٦٤ ص
(٦١)
رياضت هاى شيطانى
٦٤ ص
(٦٢)
بازى شيطان
٦٧ ص
(٦٣)
مهم ترين ويژگى مدّعيان دروغين
٦٨ ص
(٦٤)
مدّعيان دروغين مهدويّت
٦٩ ص
(٦٥)
شيّادان زمان
٦٩ ص
(٦٦)
زمينه سازان تسلّط شيطان
٧٠ ص
(٦٧)
راه هاى در امان ماندن از مكر شيطان
٧٠ ص
(٦٨)
اغواگرى جنّيان
٧٢ ص
(٦٩)
دوزخ، جايگاه جنّيان اغواگر
٧٢ ص
(٧٠)
افتراهاى جنّيان
٧٢ ص
(٧١)
تكليف جنّيان
٧٤ ص
(٧٢)
تهديد جنّيان
٧٥ ص
(٧٣)
جن زدگى
٧٥ ص
(٧٤)
تهديد شدن جنّيان متمرّد، به عذاب سوزان جهنّم
٧٦ ص
(٧٥)
آكنده شدن جهنّم، از جنّيان و انسان ها
٧٦ ص
(٧٦)
جنّيان در قيامت
٧٦ ص
(٧٧)
ابزارهاى برگزيده آخرالزّمانى شيطان!
٧٨ ص
(٧٨)
تفاخر
٧٨ ص
(٧٩)
حرص، زياده خواهى و تكاثر
٧٨ ص
(٨٠)
تنوّع طلبى، مصرف زدگى و مدگرايى
٨٠ ص
(٨١)
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
٨٠ ص
(٨٢)
تجمّل گرايى
٨٠ ص
(٨٣)
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
٨٠ ص
(٨٤)
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
٨٠ ص
(٨٥)
خودخواهى، بى دردى، بى تعهّدى، سردى عواطف و تغافل
٨٢ ص
(٨٦)
خردگرايى جايگزين خداگرايى
٨٢ ص
(٨٧)
نوزايى معاصى در پرتو رسانه ها
٨٢ ص
(٨٨)
داستان
٨٣ ص
(٨٩)
آيا بايد از جنّ ترسيد؟
٨٤ ص
(٩٠)
مادّه اوّليه آفرينش جن
٨٦ ص
(٩١)
برترى انسان بر جنّ
٨٦ ص
(٩٢)
آيا جنّ علم غيب دارد؟
٨٦ ص
(٩٣)
ايمان آوردن جنّيان به قرآن
٨٦ ص
(٩٤)
ترس از جن
٨٧ ص
(٩٥)
ارتباط جن با انسان
٨٧ ص
(٩٦)
عمر جن
٨٧ ص
(٩٧)
پرسش هايى در مورد جن
٨٨ ص
(٩٨)
عقايد خرافى در مورد جن در زمان حاضر
٨٩ ص
(٩٩)
جنيان در خدمت امام عصر
٨٩ ص
(١٠٠)
جنّيان و انسان
٩٠ ص
(١٠١)
انسان و جنّيان
٩١ ص
(١٠٢)
زشت كارى جنّيان
٩٢ ص
(١٠٣)
جنّيان و انسان
٩٢ ص
(١٠٤)
وسوسه جنّيان
٩٢ ص
(١٠٥)
جنّيان و انبيا
٩٢ ص
(١٠٦)
استفاده شياطين جنّى از سخنان فريبنده، در دشمنى خود بر ضدّ انبيا
٩٣ ص
(١٠٧)
هدايت جنّيان
٩٣ ص
(١٠٨)
جنّيان و سليمان (ع)
٩٣ ص
(١٠٩)
دعوت از جنّيان
٩٥ ص
(١١٠)
دعاى ايمنى از شرّ شياطين و جنّيان
٩٦ ص
(١١١)
شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٢)
پيدايش
٩٨ ص
(١١٣)
افكار، آداب و رسوم و رفتار شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٤)
وصاياى نُه گانه شيطان پرستان
١٠١ ص
(١١٥)
عقايد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٦)
توحيد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٧)
اشتياق جنّيان، به شنيدن پيام الهى قرآن
١٠٢ ص
(١١٨)
جنّيان
١٠٤ ص
(١١٩)
دين جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٠)
اعتقاد برخى جنّيان، به شريعت موسى (ع)
١٠٤ ص
(١٢١)
پذيرش اسلام، از سوى گروهى از جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٢)
سفيهان جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٣)
نسبت سخنان ناروا، از جانب سفيهان جنّ به خدا
١٠٤ ص
(١٢٤)
سفاهت و كم خردى برخى جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٥)
شرك جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٦)
شرك ورزى برخى جنّيان، با اعتقاد به همسر و فرزند داشتن خداوند
١٠٤ ص
(١٢٧)
شناخت جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٨)
جنّيان، موجوداتى با شعور و شناخت
١٠٤ ص
(١٢٩)
حقايق قرآن، قابل فهم و شناخت براى جنّيان
١٠٥ ص
(١٣٠)
عقيده جنّيان
١٠٦ ص
(١٣١)
عقايد و مذاهب مختلف، در بنى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٢)
خداند، داراى عظمت، در عقيده جنّيان با ايمان
١٠٦ ص
(١٣٣)
اعتقاد گروهى از جنّيان به جهنّم و قيامت
١٠٦ ص
(١٣٤)
انكار معاد، از ناحيه برخى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٥)
اعتقاد به همسر و فرزند داشتن براى خداوند، از عقايد جنّيان سفيه
١٠٦ ص
(١٣٦)
برانگيخته نشدن پيامبرى بعد از موسى و عيسى (ع) از عقايد بى اساس جنّيان
١٠٧ ص
(١٣٧)
آگاهى جنّيان، از انديشه ها و رفتار و عقايد انسان ها
١٠٧ ص
(١٣٨)
آگاهى جنّيان، از نقش هدايتگرى قرآن و تصديق كتاب هاى آسمانى به وسيله آن
١٠٧ ص
(١٣٩)
آگاهى جنّيان از نزول قرآن، پس از تورات
١٠٧ ص
(١٤٠)
آگاهى جنّيان به احضار خود در قيامت، بارى حسابرسى
١٠٧ ص
(١٤١)
گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٢)
جنّيان، همانند آدميان، گرفتار گناه و نيازمند آمرزش الهى
١٠٧ ص
(١٤٣)
مشخّص بودن گناهان جنّ در قيامت، بدون بازجويى
١٠٧ ص
(١٤٤)
پناه بردن برخى انسان ها به جنّيان، موجب افزايش گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٥)
غلبه اميرمؤمنان (ع) بر جنّيان
١٠٩ ص
(١٤٦)
عذاب دخان و ردّپاى آن در سينما
١١٠ ص
(١٤٧)
اشاره
١١١ ص
(١٤٨)
سينماى غرب و عذاب دخان
١١٥ ص
(١٤٩)
مادّى شدن اجنّه و شياطين در عهد سليمان نبى (ع)
١١٩ ص
(١٥٠)
الف دلايل قرآنى
١٢٠ ص
(١٥١)
1 متابعت بزرگان جامعه از تلاوت شياطين و تعليم سحر و علم نجوم به مردم، توسط شياطين
١٢٠ ص
(١٥٢)
2 آيات تسخير اجنّه و شياطين
١٢٠ ص
(١٥٣)
3 ساختن عمارات و ابزارهاى متعدّد توسط اجنّه
١٢١ ص
(١٥٤)
4 رؤيت لشكر اجنّه
١٢٢ ص
(١٥٥)
5 سليمان (ع) و ايجاد آزمونى دشوار بين انس و جن، جهت تعيين وصى
١٢٢ ص
(١٥٦)
6 فوت سليمان (ع) و باقى ماندن عذاب بر اجنّه تا زمان اطّلاع آنان از فوت وى
١٢٢ ص
(١٥٧)
دلايل روايى
١٢٣ ص
(١٥٨)
1 روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)
١٢٣ ص
(١٥٩)
2 بناى شهرى توسط اجنّه در زمان سليمان (ع) در اسپانيا
١٢٤ ص
(١٦٠)
3 ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)
١٢٤ ص
(١٦١)
شيطان و خرافه تجسّد و دروازه شياطين در رسانه هاى غربى
١٢٥ ص
(١٦٢)
تجسّد و تجسّم
١٢٦ ص
(١٦٣)
اما تجسّم چيست؟
١٢٦ ص
(١٦٤)
فرق بين تجسّم شياطين و تجسّم فرشتگان
١٢٦ ص
(١٦٥)
تجسّم شياطين در روايات اسلامى
١٢٧ ص
(١٦٦)
آيا شياطين جسد هم پيدا مى كنند؟
١٢٧ ص
(١٦٧)
يك شبهه
١٢٨ ص
(١٦٨)
دروازه شياطين، خرافه اى ديگر
١٢٩ ص
(١٦٩)
قدرت جنّيان
١٣٠ ص
(١٧٠)
جنّيان، داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان
١٣١ ص
(١٧١)
قدرت جنّيان بر عروج به آسمان، جهت استراق سمع
١٣١ ص
(١٧٢)
تأكيد عفريت از جنّ بر قدرت خود، در آوردن تخت بلقيس
١٣١ ص
(١٧٣)
ناتوانى جنّيان از دفع عذاب و يارى يكديگر، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٤)
برخوردارى هر يك از افراد جن، از مرتبه و درجه ويژه خود، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٥)
ابزار شناخت جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٦)
1 چشم و قلب
١٣٢ ص
(١٧٧)
2 گوش
١٣٢ ص
(١٧٨)
ظهور جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٩)
قابليّت جنّيان (شياطين) براى ظهور و ديده شدن
١٣٢ ص
(١٨٠)
فرار از قلمرو قدرت خدا، غيرممكن براى جنّيان
١٣٢ ص
(١٨١)
عجز و ناتوانى جنّيان، از آوردن معجزه اى مثل قرآن
١٣٢ ص
(١٨٢)
عمل جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٣)
غوّاصى جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٤)
ساخت معابد براى سليمان (ع)، به دست جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٥)
جهل جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٦)
آگاهى جنّيان، از احضار شدنشان براى حسابرسى در قيامت
١٣٤ ص
(١٨٧)
خفاى جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٨)
جنّ، موجودى نامرئى و پوشيده از ديد انسان ها
١٣٤ ص
(١٨٩)
خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٠)
تاريخ خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩١)
عنصر خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٢)
آتش، عنصر خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٣)
خلقت جنّ از عنصر آتش، نمود ربوبيّت خدا
١٣٤ ص
(١٩٤)
فلسفه خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٥)
عبوديّت و بندگى خدا، فلسفه خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٦)
جنّيان در زمين
١٣٤ ص
(١٩٧)
زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٨)
زمين، از نعمت هاى قابل استفاده براى جنّيان
١٣٥ ص
(١٩٩)
زندگى اجتماعى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٠)
جنّيان، داراى زندگى اجتماعى و گروهى، همانند انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠١)
بنّايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٢)
مهارت ساختمان سازى در ميان شياطين جنّى، در حكومت سليمان (ع)
١٣٥ ص
(٢٠٣)
بينايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٤)
جنّيان، قادر به رؤيت انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠٥)
احياى دين در عصر ظهور
١٣٧ ص
(٢٠٦)
مقدّمه
١٣٧ ص
(٢٠٧)
1 تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)
١٣٧ ص
(٢٠٨)
2 تبيين و تفسير اسلام پس از ظهور
١٤٠ ص
(٢٠٩)
سخن حق،
١٤٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٤ - ٣ ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)

اگر ساحر چنين قدرتى داشته باشد، بايد بتواند امراض، ناراحتى‌ها، سفيدمويى، فقر و گرسنگى را از خود برطرف نمايد. بزرگترين عمل ساحر سخن‌چينى است كه موجب جدايى دو دوست و علاقه‌مند به يكديگر مى‌شود و سبب خون‌ريزى و خانه خرابى و رسوايى مى‌گردد. سخن‌چين بدترين فرد روى زمين است. نزديك‌ترين سخن ساحران به درستى، آن چيزهايى است كه به منزله طب است ...»[١]

٢. بناى شهرى توسط اجنّه در زمان سليمان (ع) در اسپانيا

شعبى گفت: عبدالملك مروان مرا خواست و گفت: موسى بن نصير به من نوشته است، خبر رسيده كه شهرى از مس وجود دارد كه آن را حضرت سليمان (ع) بنا كرده و گويند سليمان (ع) به جنّيان دستور داد كه آن را بنا كنند. پس جماعتى از جن اجتماع نموده، آن را بنا كردند و نوشته‌اند كه: آن شهر از چشمه مس گداخته است كه خداوند براى حضرت سليمان (ع) پديد آورد و آن قصر در بيابان اندلس (اسپانيا) است و گويند: گنج‌هايى كه خداوند براى حضرت سليمان (ع) به وديعت گذارده، در آن است.

اكنون اجازه مى‌خواهم كه به سوى آن قصر بروم. مى‌گويند راه آن بسى دشوار است و جز با ساز و برگ و غذاى كافى، اين مسافرت طولانى را نمى‌توان طى كرد و هر كس تا كنون به قصد آن شتافته، دست به آن نيافته است، مگر دارا. اسكندر مقدونى پس از قتل دارا گفت: به خدا قسم همه اقاليم و نقاط زمين را زير پا گذاردم و اهل هر سرزمين پيش من سر تسليم فرود آوردند و هر محلّى را گشودم، مگر اين قسمت از اندلس را كه پيش از من دارا به آن رسيده بود و بر من نيز لازم است كه آهنگ آنجا كنم، تا از دست يافتن به جايى كه دارا نسبت به رسيدن به آن اقدام كرده است، باز نمانم. پس خود را براى رفتن به آنجا مهيّا كرد و يك سال تمام تهيّه كار ديد. چون آماده حركت شد، به وى اطّلاع دادند كه به علّت موانعى، رسيدن به آنجا مشكل است.

عبدالملك بن مروان به موسى بن نصير نوشت كه براى رفتن به آنجا خود را مهيّا سازد. او نيز بدان جا شتافت و بعد از مراجعت، ماجراى آن را براى عبدالملك نگاشت. موسى بن نصير در پايان نامه نوشته بود: چون روزها سپرى شد و آذوقه ما به اتمام رسيد به جانب درياچه پر درختى رهسپار گشتيم و من به طرف ديوار شهر رفتم. ديدم بر ديوار شهر مطالبى به عربى نوشته‌اند. ايستادم و مشغول خواندن آن شدم و دستور دادم كه آن را يادداشت كنند. آن نوشته اشعار زير بود:

حاصل معنى اينكه: مردمى كه در اين جهان ناپايدار مى‌خواهند هميشه بمانند، بدانند كه اگر كسى در جهان جاويد مى‌ماند، او سليمان بن داوود بود، كه چشمه مس گداخته براى او جارى گشت و به جنّيان گفت: خانه‌اى براى من بنا كنيد كه تا روز رستاخيز سالم بماند، آنها هم كاخى ساختند كه از عظمت سر به فلك مى‌كشيد. سليمان (ع) گنج‌هاى روى زمين را در آن پنهان كرد تا روزى كشف شود، ولى بالأخره سليمان (ع) مُرد و در زير خاك پنهان شد.

اين ماجرا براى اين است كه مردم بدانند زندگى دنيا فانى است و جز ذات بى‌زوال خداوند احديّت كسى باقى نيست تا زمانى كه از نسل عدنان و اولاد هاشم، بهترين مولود به وجود آيد و خداوند او را با نشانه‌هاى مخصوص در نزد مردم جهان ممتاز گرداند. او اختياردار مردم روى زمين است و جانشينان او نيز چنين هستند. آنها پيشوايان دوازده‌گانه و حجّت پروردگارند تا زمانى كه قائم آنها به فرمان خداوند قيام كند و اين هنگامى است كه او را از آسمان به نام، صدا زنند.

چون عبدالملك اين نامه را خواند يا (بنا بر روايتى) طالب بن مدرك، فرستاده موسى بن نصير ماجرا را به وى گزارش داد، عبدالملك از محمّد بن شهاب زهرى‌

كه در مجلس حضور داشت، پرسيد درباره اين موضوع عجيب، چه مى‌گويى؟

زهرى گفت: چنان مى‌بينم و چنين پندارم كه جماعتى از جن، نگهبان شهر مزبور بوده و نمى‌گذاشتند كسى به آنجا دست يابد! عبدالملك پرسيد: درباره كسى كه او را از آسمان به نام صدا كنند، اطّلاعى دارى؟ گفت: يا اميرالمؤمنين! اين موضوع را نشنيده بيانگار! عبدالملك گفت: چگونه مى‌توانم چيزى كه بزرگترين مطلب مورد احتياج من است، نشنيده انگارم؟ آنچه در اين باره مى‌دانى با صراحت هر چه تمام‌تر بگو! زهرى گفت: على بن الحسين (ع) به من خبر داد كه: «اين شخص مهدى (ع) از فرزندان فاطمه (س) دختر پيغمبر (ص) است». عبدالملك گفت: شما هر دو دروغ مى‌گوييد، اين مردى از ماست!! زهرى گفت: من آن را از على بن الحسين (ع) نقل كردم. اگر مى‌خواهى از وى جويا شو. مرا نبايد نكوهش كرد. اگر دروغ است، او گفته و اگر آنچه شما مى‌گوييد، درست باشد، دشمن نظر شما را تأييد كرده است.

عبدالملك گفت: من احتياج به پرسش از اولاد ابوتراب ندارم. اى زهرى! آنچه را گفتى، مخفى بدار. مبادا كسى آن را از تو بشنود. زهرى گفت: مطمئن باش به كسى نخواهم گفت![٢]

٣. ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)

اين روايات را مى‌توان در جلد ١٤ بحار و همچنين كتاب ارزشمند «حياة القلوب» جلد ٢ مطالعه كرد.

پى‌نوشت‌ها:


[١]. سوره بقره (٢)، آيه ١٠٢.

[٢]. سوره ص (٣٨)، آيات ٣٦- ٣٨.

[٣]. سوره سبأ (٣٤)، آيات ١٢- ١٣.

[٤]. سوره اعراف (١٧)، آيه ١٣٧.

[٥]. سوره نمل (٢٧)، آيات ١٧- ١٨.

[٦]. همان، آيه ٤٠.

[٧]. سوره سبأ (٣٤)، آيه ١٤.

[٨]. الاحتجاج، ج ٢، ص ٣٣٩؛ بحارالانوار، ج ١٠، ص ١٦٨، باب ١٣.

[٩]. بحارالانوار، ج ٥١، صص ١٦٥- ١٦٦؛ الصراط المستقيم، ج ٢، ص ١٣٥.