ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٨ - يك شبهه
بهعلاوه كه در جاى خود ثابت شده است كه هم روح انسان هم روح جن و شيطان، همهجا همراه با بدن است؛ يعنى در دنياى مادّى داراى بدن مادّى و در برزخ، داراى بدن برزخىاند. حال اشكال اينجاست كه شيطانى كه ناچار، خود داراى بدن است؛ هرچند نامرئى و منبسط. پس چگونه مىتواند بدنى ديگر هم برگزيند؟! و در كالبد يك انسان قرار گيرد؟!
از اينرو، هم حلول و هم تسخير از نظر عقل محال است و اين فقط يك خرافه است كه توسط هاليوود در حال گسترش مىباشد.
يك شبهه
در قرآن، كاركردهايى غير از وسوسه براى شيطان شمارش شده است؛ از جمله آنها «مسّ» و «قرين» شدن و ... است.
در آيه «يَتَخَبَّطُهُالشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ؛[١] شيطان بر اثر تماس، آشفتهسرش كرده» آمده است.
اين اثر خاص (خبط) چيست و آيا اثر همان تسخير نيست؟
همينگونه آيه: «نُقَيِّضْلَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛[٢] بر او شيطانى مىگماريم تا براى وى دمسازى باشد.»
آيا قرين قرار گرفتن شيطان براى انسان، چيزى غير از تسخير است؟!
پاسخ اين است كه بله! هيچكدام از اينها به معناى تسخير يا ملازمه با تسخير نيستند. سخن اين نيست كه شياطين نمىتوانند به انسان آزارى برسانند و صرفاً آنها را دعوت به بدى مىكنند؛ بلكه سخن در آن نوع خاص از تسلّط است كه به كلّى اختيار را از انسان ساقط و شيطان به مثابه روح انسان در كالبد او حاضر مىشود. چنين چيزى مقبول نيست والّا اساساً در روايات از شيطانى سخن است كه كار او آزار و اذيّت انسانهاست. بهطور كلّى قاعده در جنبه مثبت و منفى انسانى يك چيز است. چنانچه در جانب مثبت، فرشتگان الهى در بدو امر، ملهِم انسان به خوبىها هستند و با پيگيرى انسان و راه رفتن او در خيرات، اين الهام به مراتب دستگيرى رسيده و به مرتبه تأييد مىرسد؛ در جانب بدىها نيز شياطين همينگونهاند. ابتدا وسوسهگر به بدىها هستند، امّا تبعيّت از آنها، نفوذ آنها و سلطنت آنها بر