ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - جنّ، چيستى و چگونگى!
جنّ، چيستى و چگونگى!
جن مخلوقى است غير مادّى. يعنى با حواسّ پنجگانه ما قابل لمس و درك نيست؛ نه مىشود آن را چشيد نه مىشود آن را لمس كرد يا بوييد و ...؛ به عبارت ديگر اين موجود را با عوامل و حواسّ ملكى نمىتوان دريافت كرد. خداوند تبارك و تعالى اين موجود را از حرارت و گرماى آتش خلق كرده است. طبق فرموده «قرآن كريم»:
«وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛[١] و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد.»[٢]
نوع اين خلقت و ساختار آن، به اين موجودات اين قدرت را داده كه خود را به اشكال مختلف در بياورند. البتّه شكل اصلى آنان در حالت انقباض قابل ديدن است و در حالت انبساط غير قابل ديدن.
به اين شكل كه وقتى اين موجود اعضا و اجزاى بدن خود را كه به حالت گرما، فرّار و در هوا پخش است، منقبض كرده و جمع مىشود، به شكل هالهاى از نور يا سايهاى بىرنگ ديده مىشود و هنگامى كه منبسط مىشود، ديگر قابل رؤيت جزيى نيست.
امّا جن راههاى ديگرى نيز براى نشان دادن خود دارد؛ البتّه با واسطه، به اين نحو كه مىتواند در اجساد و ابدان موجوداتى، مانند سگ سياه، گربه سياه، كلاغ سياه، مرغ سياه، مار سياه و عقرب تصرّف كند يا حتّى در انسان نيز مىتواند تصرّف كند؛ امّا نه هميشه و نه در هر كسى. جن در صورتى مىتواند در انسان تصرّف كند كه خود انسان با اعمالى شرّ و غير انسانى، بسترى را در خود به وجود آورد كه شياطينى از جنس جن در او رخنه كنند و او را مورد تصرّف قرار دهند.
مانند مرتاضان هندى يا جادوگران آفريقايى و مكزيكى و ديگر كشورها كه با رياضتهاى غيرشرعى و خوردن چيزهاى خاصّى، مانند خون كلاغ سياه و مار و خون گربه سياه و گفتن اذكار و اوراد شيطانى آنها را براى انجام اعمالى به درون خود دعوت مىكنند.
دليل اين حرف و اثبات آن دو آيه از قرآن كريم است:
١. «وَأَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً؛ ٢ و مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مىبردند و بر سركشى آنها مىافزودند.»
٢. وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛[٣]
و [ياد كن] روزى را كه همه آنان را گرد مىآورد [و مىفرمايد] اى گروه جنّيان از آدميان [پيروان] فزونى يافتيد و هواخواهان آنها از [نوع] انسان مىگويند: پروردگارا برخى از ما از برخى ديگر بهرهبردارى كرد و به پايانى كه براى ما معيّن كردى، رسيديم [خدا] مىفرمايد: جايگاه شما آتش است. در آن ماندگار خواهيد بود؛ مگر آنچه را خدا بخواهد [كه خود تخفيف دهد] آرى پروردگار تو حكيم داناست.»
اگر كمى در معانى آيات تأمّل كنيد، در مىيابيد كه هم آن گروه از انسانها كه خود را به جنّيان سپردند، از جنّيان بهره مىبرند و هم آن جنهايى كه در اختيار آن انسانهاى جاهل خود را قرار دادهاند، از اين عمل بهره مىبرند.
به اين صورت كه انسانهاى جاهل براى رسيدن به قدرت و شهرت و انجام امور غير عادى، خود را بنده جنّيان و شياطين مىسازند و با آنها معاملهاى انجام مىدهند و جنّيان نيز در مقابل اين شرك انسان و اعمال گناهآلودشان، براى آنها كارهايى انجام مىدهند.
اگر پرسش اين باشد كه شياطين از گناه انسان چه نفعى مىبرند؟