ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست سوم- يكصد و بيست و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مصداق سازى و مصداق شناسى
٤ ص
(٤)
گزارش تصويرى
٨ ص
(٥)
مهم ترين اسرار راهبردى آمريكا در خاورميانه
١٠ ص
(٦)
اوّل ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت
١٢ ص
(٧)
دوم جلوگيرى از نزديك شدن گروه ها و قوميّت هاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مى دهند
١٣ ص
(٨)
سوم جلوگيرى از نزديكى اشخاص متديّن به سكولارها
١٤ ص
(٩)
چهارم جلوگيرى از نزديك شدن عرب هاى مسلمان و مسيحى و يهودى به هم
١٤ ص
(١٠)
پنجم جلوگيرى از نزديكى مسيحيان و مسلمانان به هم در خاورميانه
١٥ ص
(١١)
روزنه هاى نفوذ
١٦ ص
(١٢)
اسلام و بحران عصر ما (بخش پايانى)
١٦ ص
(١٣)
خطّ توطئه در مطبوعات، كتاب و ساير رسانه ها
١٧ ص
(١٤)
استفاده تبليغاتى از بيماران
١٧ ص
(١٥)
«اسلام ستيزى» در پوشش «اسلام شناسى»
١٨ ص
(١٦)
كليسا و جاسوسى براى ارتش هاى استعمارى غرب
١٩ ص
(١٧)
نفوذ از طريق ارائه خدمات
٢٠ ص
(١٨)
روش هاى ضدّ اخلاقى كليسا در ترويج مسيحيّت
٢٢ ص
(١٩)
خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٠)
ضرورت آشنايى با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢١)
آثار ارتباط ضعيف با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٢)
آثار عدم ارتباط با خانواده آسمانى
٢٣ ص
(٢٣)
شناخت انسان و تفكّرات صحيح
٢٤ ص
(٢٤)
راه دستيابى به خوشبختى
٢٤ ص
(٢٥)
بشارت
٢٦ ص
(٢٦)
سيره و صفات مهدى موعود (ع) در سخن امام باقر (ع)
٣٠ ص
(٢٧)
1 آن حضرت در مورد آيه شريف
٣٠ ص
(٢٨)
2 جابر جعفى نقل مى كند كه حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) فرمودند
٣٠ ص
(٢٩)
3 علّامه مجلسى نقل كرده كه حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمودند
٣١ ص
(٣٠)
4 از كتاب «غيبت نعمانى» از زراره نقل شده است كه مى گويد
٣٢ ص
(٣١)
زرنگ باش!
٣٣ ص
(٣٢)
چشم در راه
٣٦ ص
(٣٣)
جنّ، در باور ما تحصيل كرده ها!
٣٨ ص
(٣٤)
جنّ، چيستى و چگونگى!
٤٢ ص
(٣٥)
خلقت جن
٤٤ ص
(٣٦)
دانسته هاى جن
٤٤ ص
(٣٧)
مرگ و زندگى جن
٤٥ ص
(٣٨)
دانش جن
٤٦ ص
(٣٩)
توانمندى و قدرت جن
٤٧ ص
(٤٠)
سحر، جادو و طلسم
٤٨ ص
(٤١)
اختيار جنّيان
٥٠ ص
(٤٢)
جنّ
٥٠ ص
(٤٣)
آميزش جنّيان
٥٠ ص
(٤٤)
توليد مثل جنّيان
٥٠ ص
(٤٥)
اجل جنّيان
٥٢ ص
(٤٦)
اختلاف انگيزى جنّيان
٥٢ ص
(٤٧)
اختيار جنّيان
٥٢ ص
(٤٨)
تعلّق مشيّت خداوند به مختار بودن جنّيان
٥٢ ص
(٤٩)
استعاذه به جنّيان
٥٣ ص
(٥٠)
دعوت جنّيان به پذيرش اسلام از سوى جنّيان مسلمان
٥٣ ص
(٥١)
پذيرش اسلام از سوى برخى جنّيان
٥٣ ص
(٥٢)
اطاعت جنّيان
٥٣ ص
(٥٣)
اغواگرى جنّيان براى گمراه كردن انسان ها
٥٣ ص
(٥٤)
افساد جنّيان
٥٤ ص
(٥٥)
امتحان جنّيان
٥٤ ص
(٥٦)
امّت هاى جنّيان
٥٤ ص
(٥٧)
انبياى جنّيان
٥٥ ص
(٥٨)
انذارهاى جنّيان
٥٥ ص
(٥٩)
سلطه جنّيان بر مدّعيان
٥٦ ص
(٦٠)
ارتباط با جنّ و شيطان راز بزرگ عارف نماها
٦٤ ص
(٦١)
رياضت هاى شيطانى
٦٤ ص
(٦٢)
بازى شيطان
٦٧ ص
(٦٣)
مهم ترين ويژگى مدّعيان دروغين
٦٨ ص
(٦٤)
مدّعيان دروغين مهدويّت
٦٩ ص
(٦٥)
شيّادان زمان
٦٩ ص
(٦٦)
زمينه سازان تسلّط شيطان
٧٠ ص
(٦٧)
راه هاى در امان ماندن از مكر شيطان
٧٠ ص
(٦٨)
اغواگرى جنّيان
٧٢ ص
(٦٩)
دوزخ، جايگاه جنّيان اغواگر
٧٢ ص
(٧٠)
افتراهاى جنّيان
٧٢ ص
(٧١)
تكليف جنّيان
٧٤ ص
(٧٢)
تهديد جنّيان
٧٥ ص
(٧٣)
جن زدگى
٧٥ ص
(٧٤)
تهديد شدن جنّيان متمرّد، به عذاب سوزان جهنّم
٧٦ ص
(٧٥)
آكنده شدن جهنّم، از جنّيان و انسان ها
٧٦ ص
(٧٦)
جنّيان در قيامت
٧٦ ص
(٧٧)
ابزارهاى برگزيده آخرالزّمانى شيطان!
٧٨ ص
(٧٨)
تفاخر
٧٨ ص
(٧٩)
حرص، زياده خواهى و تكاثر
٧٨ ص
(٨٠)
تنوّع طلبى، مصرف زدگى و مدگرايى
٨٠ ص
(٨١)
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
٨٠ ص
(٨٢)
تجمّل گرايى
٨٠ ص
(٨٣)
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
٨٠ ص
(٨٤)
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
٨٠ ص
(٨٥)
خودخواهى، بى دردى، بى تعهّدى، سردى عواطف و تغافل
٨٢ ص
(٨٦)
خردگرايى جايگزين خداگرايى
٨٢ ص
(٨٧)
نوزايى معاصى در پرتو رسانه ها
٨٢ ص
(٨٨)
داستان
٨٣ ص
(٨٩)
آيا بايد از جنّ ترسيد؟
٨٤ ص
(٩٠)
مادّه اوّليه آفرينش جن
٨٦ ص
(٩١)
برترى انسان بر جنّ
٨٦ ص
(٩٢)
آيا جنّ علم غيب دارد؟
٨٦ ص
(٩٣)
ايمان آوردن جنّيان به قرآن
٨٦ ص
(٩٤)
ترس از جن
٨٧ ص
(٩٥)
ارتباط جن با انسان
٨٧ ص
(٩٦)
عمر جن
٨٧ ص
(٩٧)
پرسش هايى در مورد جن
٨٨ ص
(٩٨)
عقايد خرافى در مورد جن در زمان حاضر
٨٩ ص
(٩٩)
جنيان در خدمت امام عصر
٨٩ ص
(١٠٠)
جنّيان و انسان
٩٠ ص
(١٠١)
انسان و جنّيان
٩١ ص
(١٠٢)
زشت كارى جنّيان
٩٢ ص
(١٠٣)
جنّيان و انسان
٩٢ ص
(١٠٤)
وسوسه جنّيان
٩٢ ص
(١٠٥)
جنّيان و انبيا
٩٢ ص
(١٠٦)
استفاده شياطين جنّى از سخنان فريبنده، در دشمنى خود بر ضدّ انبيا
٩٣ ص
(١٠٧)
هدايت جنّيان
٩٣ ص
(١٠٨)
جنّيان و سليمان (ع)
٩٣ ص
(١٠٩)
دعوت از جنّيان
٩٥ ص
(١١٠)
دعاى ايمنى از شرّ شياطين و جنّيان
٩٦ ص
(١١١)
شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٢)
پيدايش
٩٨ ص
(١١٣)
افكار، آداب و رسوم و رفتار شيطان پرستان
٩٨ ص
(١١٤)
وصاياى نُه گانه شيطان پرستان
١٠١ ص
(١١٥)
عقايد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٦)
توحيد جنّيان
١٠٢ ص
(١١٧)
اشتياق جنّيان، به شنيدن پيام الهى قرآن
١٠٢ ص
(١١٨)
جنّيان
١٠٤ ص
(١١٩)
دين جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٠)
اعتقاد برخى جنّيان، به شريعت موسى (ع)
١٠٤ ص
(١٢١)
پذيرش اسلام، از سوى گروهى از جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٢)
سفيهان جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٣)
نسبت سخنان ناروا، از جانب سفيهان جنّ به خدا
١٠٤ ص
(١٢٤)
سفاهت و كم خردى برخى جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٥)
شرك جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٦)
شرك ورزى برخى جنّيان، با اعتقاد به همسر و فرزند داشتن خداوند
١٠٤ ص
(١٢٧)
شناخت جنّيان
١٠٤ ص
(١٢٨)
جنّيان، موجوداتى با شعور و شناخت
١٠٤ ص
(١٢٩)
حقايق قرآن، قابل فهم و شناخت براى جنّيان
١٠٥ ص
(١٣٠)
عقيده جنّيان
١٠٦ ص
(١٣١)
عقايد و مذاهب مختلف، در بنى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٢)
خداند، داراى عظمت، در عقيده جنّيان با ايمان
١٠٦ ص
(١٣٣)
اعتقاد گروهى از جنّيان به جهنّم و قيامت
١٠٦ ص
(١٣٤)
انكار معاد، از ناحيه برخى جنّيان
١٠٦ ص
(١٣٥)
اعتقاد به همسر و فرزند داشتن براى خداوند، از عقايد جنّيان سفيه
١٠٦ ص
(١٣٦)
برانگيخته نشدن پيامبرى بعد از موسى و عيسى (ع) از عقايد بى اساس جنّيان
١٠٧ ص
(١٣٧)
آگاهى جنّيان، از انديشه ها و رفتار و عقايد انسان ها
١٠٧ ص
(١٣٨)
آگاهى جنّيان، از نقش هدايتگرى قرآن و تصديق كتاب هاى آسمانى به وسيله آن
١٠٧ ص
(١٣٩)
آگاهى جنّيان از نزول قرآن، پس از تورات
١٠٧ ص
(١٤٠)
آگاهى جنّيان به احضار خود در قيامت، بارى حسابرسى
١٠٧ ص
(١٤١)
گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٢)
جنّيان، همانند آدميان، گرفتار گناه و نيازمند آمرزش الهى
١٠٧ ص
(١٤٣)
مشخّص بودن گناهان جنّ در قيامت، بدون بازجويى
١٠٧ ص
(١٤٤)
پناه بردن برخى انسان ها به جنّيان، موجب افزايش گناه جنّيان
١٠٧ ص
(١٤٥)
غلبه اميرمؤمنان (ع) بر جنّيان
١٠٩ ص
(١٤٦)
عذاب دخان و ردّپاى آن در سينما
١١٠ ص
(١٤٧)
اشاره
١١١ ص
(١٤٨)
سينماى غرب و عذاب دخان
١١٥ ص
(١٤٩)
مادّى شدن اجنّه و شياطين در عهد سليمان نبى (ع)
١١٩ ص
(١٥٠)
الف دلايل قرآنى
١٢٠ ص
(١٥١)
1 متابعت بزرگان جامعه از تلاوت شياطين و تعليم سحر و علم نجوم به مردم، توسط شياطين
١٢٠ ص
(١٥٢)
2 آيات تسخير اجنّه و شياطين
١٢٠ ص
(١٥٣)
3 ساختن عمارات و ابزارهاى متعدّد توسط اجنّه
١٢١ ص
(١٥٤)
4 رؤيت لشكر اجنّه
١٢٢ ص
(١٥٥)
5 سليمان (ع) و ايجاد آزمونى دشوار بين انس و جن، جهت تعيين وصى
١٢٢ ص
(١٥٦)
6 فوت سليمان (ع) و باقى ماندن عذاب بر اجنّه تا زمان اطّلاع آنان از فوت وى
١٢٢ ص
(١٥٧)
دلايل روايى
١٢٣ ص
(١٥٨)
1 روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)
١٢٣ ص
(١٥٩)
2 بناى شهرى توسط اجنّه در زمان سليمان (ع) در اسپانيا
١٢٤ ص
(١٦٠)
3 ديگر روايات مربوط به حضور اجنّه و شياطين و اثرگذارى آنان در ملك سليمان (ع)
١٢٤ ص
(١٦١)
شيطان و خرافه تجسّد و دروازه شياطين در رسانه هاى غربى
١٢٥ ص
(١٦٢)
تجسّد و تجسّم
١٢٦ ص
(١٦٣)
اما تجسّم چيست؟
١٢٦ ص
(١٦٤)
فرق بين تجسّم شياطين و تجسّم فرشتگان
١٢٦ ص
(١٦٥)
تجسّم شياطين در روايات اسلامى
١٢٧ ص
(١٦٦)
آيا شياطين جسد هم پيدا مى كنند؟
١٢٧ ص
(١٦٧)
يك شبهه
١٢٨ ص
(١٦٨)
دروازه شياطين، خرافه اى ديگر
١٢٩ ص
(١٦٩)
قدرت جنّيان
١٣٠ ص
(١٧٠)
جنّيان، داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان
١٣١ ص
(١٧١)
قدرت جنّيان بر عروج به آسمان، جهت استراق سمع
١٣١ ص
(١٧٢)
تأكيد عفريت از جنّ بر قدرت خود، در آوردن تخت بلقيس
١٣١ ص
(١٧٣)
ناتوانى جنّيان از دفع عذاب و يارى يكديگر، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٤)
برخوردارى هر يك از افراد جن، از مرتبه و درجه ويژه خود، در قيامت
١٣١ ص
(١٧٥)
ابزار شناخت جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٦)
1 چشم و قلب
١٣٢ ص
(١٧٧)
2 گوش
١٣٢ ص
(١٧٨)
ظهور جنّيان
١٣٢ ص
(١٧٩)
قابليّت جنّيان (شياطين) براى ظهور و ديده شدن
١٣٢ ص
(١٨٠)
فرار از قلمرو قدرت خدا، غيرممكن براى جنّيان
١٣٢ ص
(١٨١)
عجز و ناتوانى جنّيان، از آوردن معجزه اى مثل قرآن
١٣٢ ص
(١٨٢)
عمل جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٣)
غوّاصى جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٤)
ساخت معابد براى سليمان (ع)، به دست جنّيان
١٣٣ ص
(١٨٥)
جهل جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٦)
آگاهى جنّيان، از احضار شدنشان براى حسابرسى در قيامت
١٣٤ ص
(١٨٧)
خفاى جنّيان
١٣٤ ص
(١٨٨)
جنّ، موجودى نامرئى و پوشيده از ديد انسان ها
١٣٤ ص
(١٨٩)
خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٠)
تاريخ خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩١)
عنصر خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٢)
آتش، عنصر خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٣)
خلقت جنّ از عنصر آتش، نمود ربوبيّت خدا
١٣٤ ص
(١٩٤)
فلسفه خلقت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٥)
عبوديّت و بندگى خدا، فلسفه خلقت جن
١٣٤ ص
(١٩٦)
جنّيان در زمين
١٣٤ ص
(١٩٧)
زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
١٣٤ ص
(١٩٨)
زمين، از نعمت هاى قابل استفاده براى جنّيان
١٣٥ ص
(١٩٩)
زندگى اجتماعى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٠)
جنّيان، داراى زندگى اجتماعى و گروهى، همانند انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠١)
بنّايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٢)
مهارت ساختمان سازى در ميان شياطين جنّى، در حكومت سليمان (ع)
١٣٥ ص
(٢٠٣)
بينايى جنّيان
١٣٥ ص
(٢٠٤)
جنّيان، قادر به رؤيت انسان ها
١٣٥ ص
(٢٠٥)
احياى دين در عصر ظهور
١٣٧ ص
(٢٠٦)
مقدّمه
١٣٧ ص
(٢٠٧)
1 تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)
١٣٧ ص
(٢٠٨)
2 تبيين و تفسير اسلام پس از ظهور
١٤٠ ص
(٢٠٩)
سخن حق،
١٤٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٣ - ١ روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)

بر اجنّه باقى بماند؟ آيا مى‌توان اين ويژگى‌ها را مختصّ اجنّه غيرمرئى و مادّى دانست؟ اگر چنين است، پس چرا اجنّه نتوانستند تا يك سال پس از فوت سليمان (ع) از عذاب‌ها رهايى پيدا كنند؟ و چرا به محض اطّلاع از فوت سليمان (ع) خود را از عذاب رهاندند؟ آيا جز اين است كه اين عذاب، در حيطه ملك سليمانى و به صورت مادّى بوده است و البتّه بر اجنّه‌اى كه در هيئت مادّى درآمده‌اند؟

دلايل روايى‌

١. روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع):

از هشام بن حكم نقل شده كه زنديقى از امام صادق (ع) پرسيد: آيا سجده براى غير خدا صحيح است؟ امام صادق (ع) فرمودند: «نه» گفت: پس چگونه خداوند ملائكه را دستور داد تا بر آدم سجده كنند؟ فرمودند: «كسى كه به امر و دستور خدا سجده كند، او براى خداست؛ زيرا اطاعت فرمان او را نموده است.» پرسيد: كهانت و جادوگرى از كجا به وجود آمد و چگونه خبر از آينده مى‌دهند؟ فرمودند:

«كهانت در جاهليّت بود، هر موقعى كه فاصله‌اى پيدا مى‌شود از عصر پيامبران، كاهن شبيه حاكم و داور ميان مردم بود كه در مسائل و وقايعى كه نمى‌دانستند به او مراجعه مى‌كردند. او نيز جريان‌هايى كه بعد به وجود مى‌آمد، به آنها اطّلاع مى‌داد، اين اطّلاع كاهن از آينده، به چند طريق پيدا مى‌شد:

تيزبينى و تيزهوشى و به سبب خطور و زيركى و آگاهى بر دلش القاء مى‌شد، زيرا آنچه در روى زمين به وجود مى‌آمد، شيطان مطّلع بوده و آن را به كاهن مى‌رسانده و وقايع اطراف و داخل منازل را به او مى‌گفت.

در مورد خبرهاى آسمانى، شياطين مى‌رفتند در جاهايى كه چيزى به گوش آنها برسد، در آن زمان كه از استراق سمع ممنوع نبودند و هدف سنگ‌هاى آسمانى قرار نمى‌گرفتند. علّت اينكه از آنها جلوگيرى به عمل آمد اين بود كه روى زمين از اشخاص، عملى شبيه وحى بروز نيابد و مسئله تشخيص پيامبر و نبوّت، بر مردم مشكل نشود تا حجّت بر مردم ثابت گردد و اشتباهى به وجود نيايد. شيطان يك كلمه از اخبار آسمان را در مورد حوادثى كه براى مردم پيش مى‌آمد، مى‌شنيد، آن را حفظ مى‌كرد، به زمين مى‌آمد و بر كاهن القا مى‌نمود. از طرف خود كلماتى نيز به آن مى‌افزود، حق را با باطل مى‌آميخت. آنچه كاهن درست مى‌گفت از اطّلاعاتى بود كه شيطان از آسمان گرفته بود و آنچه اشتباه مى‌كرد از مطالبى بود كه شيطان بر آن افزوده بود. از زمانى كه شياطين از استراق سمع ممنوع شدند، ديگر كهانت از ميان رفت. در اين زمان شيطان‌ها به كاهنان وقايعى را كه مردم با يك ديگر گفت‌وگو مى‌كنند و جريان‌هايى كه نقل مى‌كنند، مى‌رسانند. گاهى نيز شياطين به يكديگر وقايعى كه در جاهاى دور اتّفاق افتاده از قبيل سرقت، قتل يا گمشده مى‌گويند، آنها نيز مثل انسان‌ها راستگو و دروغگو هستند.»

پرسيد: چگونه شياطين به آسمان بالا مى‌روند و حال آنكه ايشان مانند مردمند در خلقت و كثافت و اگر چنين نبودند، چگونه براى حضرت سليمان (ع) عمارت‌ها مى‌ساختند و كارهاى دشوار مى‌كردند كه فرزندان آدم از آنها عاجز بودند؟ حضرت فرمود: «ايشان اجسام لطيفه‌اند و غذاى ايشان نسيم است، به اين دليل، بى نردبان مى‌توانند به آسمان بالا بروند، در حالى كه جسم سنگين نمى‌تواند بالا برود؛ مگر با نردبان يا وسيله‌اى ديگر.»

گفت: اصل سحر از چيست؟ ساحر چگونه قدرت بر آن كارهايى كه مى‌گويند، پيدا كرده است؟ فرمود: «سحر چند نوع است: يك نوع مانند علم طبّ است. همان طورى كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند، ساحران نيز براى هر صحّت و آرامشى، بلا و فتنه‌اى دارند و براى هر عافيت و سلامتى، بيمارى و گرفتارى‌اى و براى هر چيزى حيله‌اى انديشيده‌اند. نوع ديگر، تيزهوشى و سرعت عمل و شعبده‌بازى و سبك‌بالى است. يك نوع هم استفاده از شياطينى است كه با آنها ارتباط دارند. گفت: شياطين چگونه بر سحر اطّلاع يافته‌اند؟ فرمود: از همان راهى كه پزشكان به علم طب اطّلاع يافته‌اند. برخى از اطّلاعات به وسيله تجربه پيدا شده و برخى علاج و دوا است.»

پرسيد: درباره آن دو ملك به نام هاروت و ماروت كه مردم مى‌گويند: آن دو به اشخاص سحر مى‌آموزند، چه مى‌فرماييد؟ فرمود: «آن دو وسيله‌اى براى آزمايش و امتحان هستند. تسبيح آنها چنين است: هر كس امروز چنين كند، چنان خواهد شد.

اگر به وسيله فلان چيز معالجه كند، چنان مى‌شود. انواع سحر مى‌آموزد، هرچه مى‌گويند؛ امّا آن دو ملك مى‌گويند: ما براى شما آزمايش هستيم. آنچه زيان‌بخش براى شماست و سودى ندارد، از ما نگيريد.»

گفت: آيا ساحر مى‌تواند به وسيله سحر، انسان را به صورت سگ و الاغ يا چيز ديگر درآورد؟ فرمود: «او ناتوان‌تر از اينها و عاجزتر است از آنكه تغييرى در آفرينش خدا دهد. هر كس تركيب صورتى كه خدا قرار داده تغيير دهد، شريك اوست در آفرينش. خداوند منزّه است از اينكه شريكى داشته باشد.