ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠١ - وصاياى نُه گانه شيطان پرستان
خروس را مىكشند و عموماً آنها حيوانات سياه را انتخاب مىكنند و در حالى كه آن حيوان زنده است، آن را تكّه پاره مىكنند و خون آن را به بدن خود مىمالند.
٦. برخى از آنها دست به خودكشى مىزنند؛ زيرا از نظر آنان، آزادى و خودكشى حقّ آنان است و مىگويند: انسان آزاد است كه هرچه مىخواهد، بخورد و هرچه مىخواهد، بپوشد و هروقت كه دلش مىخواهد، بميرد. خودكشى از نظر آنان انتقال به جهان خوشبختى و رقص است و بسيار شبيه به يكى از ايستگاههايى است كه انسان آن را مىپيمايد.[١]
٧. نبش قبر و بيرون آوردن اجساد مردگان. آنها در اين حال بالاى جسدى كه آن را در آوردهاند، به رقص و پايكوبى مىپردازند. آنها در مورد اين كار مىگويند: آنها اين كار را انجام مىدهند تا سنگدل و قسى القلب شوند و عدم را با جان و دل احساس كنند و آن را تمرينى براى قتل مىدانند، بدون آنكه هيچ احساس گناهى كنند و خم به ابرو بياورند.
٨. آنها اخلاق را ضعف و مايه حمايت از ضعيفان مىدانند، آنها مىخواهند كه اساس روابط مردم با هم سودجويى و لذّتطلبى باشد و اخلاقيات را مانع بزرگى در اين راه مىدانند و آن را عامل حركت و پيشرفت به شمار نمىآورند.
وصاياى نُهگانه شيطانپرستان
: اين نُه وصيت از جمله اصول و پايههاى اين فرقه منحرف است:
١. عنان نفست را آزاد بگذار و در لذّتها غوطهور شو؛
٢. از شيطان پيروى كن، زيرا او تنها دستورهايى به تو مىدهد كه با طينت تو سازگار است و هستى تو را سرشار از زندگى و پويايى مىكند؛
٣. شيطان، نماد حكمت آلوده و نماد زندگى اصيل است، بنابراين خودت را با افكار دروغين و سرابها فريب نده؛
٤. افكار شيطان محسوس، ملموس و قابل ديدن است و طعم دارد و عمل به آن باعث شفاى تمام بيمارىهاى جسمى و روانى است؛
٥. نبايد عاشق شد؛ زيرا عشق، ضعف و خوارى و پستى است؛
٦. شيطان، نماد دلسوزى و شفقت براى كسانى است كه شايستگى آن را دارند و به جاى تباه كردن خود و عاشق ديگران شدن، بايد عاشق شيطان شد؛
٧. حقّت را از ديگران بگير، هر كس به تو يك سيلى زد، با تمام قدرت با مشت بر همه جاى بدن او بكوب و به او ضربه بزن؛
٨. همسايهات را دوست نداشته باش و با او همانند اشخاص غريبه و عادى ديگر رفتار كن؛
٩. ازدواج نكن، بچّهدار نشو، از اينكه ابزار و وسيله بيولوژيك براى ادامه نسل و زندگى انسانها باشى، حذر كن، فقط براى خودت باش.[٢]
پىنوشتها:
[١]. گنوسىها: گنوسى كلمهاى يونانى الاصل و مشتق از «گنوسيس»؛ يعنى معرفت و آگاهى است و در اصطلاح، رسيدن به نوعى كشف معارف والا را گويند. گنوس، جنبش و فلسفهاى كهن و آميختهاى از عقايد يونانى، اسرائيلى و ايرانى به شمار مىآيد. ر. ك: الموسوعة المسيرة، چاپ الندوة العالميّة، ص ١١١٣.
[٢]. عبدة الشّيطان، حسن الباش، ص ١٧.
(٣). بدعة عبادة الشّيطان، دكتر السعد السعمرانى؟؟؟، ص ٨.
(٤). عبادة الشّيطان، صالح الشّورة.
(٥). موسوعة الاديان المسيرة، صص ٣٢٣- ٣٢٤.
(٦). خبرگزارى رويترز، ٢٣/ ٣/ ٢٠٠٥.
(٧). عبدة الشّيطان، باش، ص ٥٨.
(٨). همان، ص ١٩.
(٩). اظهار الحق، دكتر محمّد المفتى، ص ١٨٠.
(١٠). عبادة الشّيطان، حالد غسان؛ عبادة الشّيطان، سالح الشورة.
(١١). اظهار الحق، ص ١٧٥.
(١٢). اخبار الحوادث المصرية، ١٧/ ٥/ ٢٠٠١.
(١٣). اظهار الحق، ص ١٨٠.
(١٤). عبدة الشّيطان، الباش، ص ٦٨.
(١٥). مقاله: اتباع عبدة الشّيطان ينتلقون من مصر الى الاردن، احمد هريدى محمّد.
(١٦). فاديا عثمان، الشرق الاوسط، ١/ ٣/ ٢٠٠٣.
(١٧). روزنامه بحرينى «الوسط»، ١٥/ ٤/ ٢٠٠٥.
(١٨). شبكه حضرموت العربية، ١٩/ ١١/ ١٤٢٦ ق.
(١٩). بدعة عبادة الشّيطان، ص ١٠٠.
(٢٠). همان، صص ٩٥- ٩٦.
(٢١). همان، ص ٩٦.
(٢٢). خبرگزارى آلمان، ٥/ ١٢/ ٢٠٠٥.
(٢٣). بدعة عبادة الشّيطان، ص ٩٧.
(٢٤). خبرگزارى آلمان، ٢٤/ ١/ ٢٠٠٦.
(٢٥). مجله اگزكتف انتلجنس، ٢٦/ ٨/ ٢٠٠٥.
(٢٦). همان.
[٢٧]. دكتر اسعد البحرانى؟؟؟، الشرق الاوسط، ١/ ٣/ ٢٠٠٣.
[٢٨]. اظهار الحق، ص ١٧٧؛ عبدة الشّيطان، باش، ص ٧٥.