ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٩ - دروازه شياطين، خرافه اى ديگر
انسان را بيشتر مىكند تا به مرحله قرين انسان شدن مىانجامد. به اين ترتيب مىبينيم كه وقتى مؤمنى مؤيّد به تأييد فرشتهاى مىشود به اين معنى نيست كه فرشته در او حلول كرده است.
همينگونه است، وقتى كه فاسق و كافرى با ازدياد بدىهايش «نزولگاه» شياطين شده و با آنها قرين مىشود، در اين حالت كالبد او در اختيار شياطين قرار نگرفته و روحش منعزل نمىشود.
براى نمونه امام رضا (ع) درباره دعبل خزائى وقت انشاء قصيده معروفش فرمود: «نطق روح القدس على لسانك» يا درباره خود اهل بيت (ع) هست كه مؤيّد به روح القدس هستند، امّا اينها هرگز مبناى حلول روح القدس در كالبد آنها و انعزال روح انسانى آنها نيست. آنها مسخّر جبرائيل و روحالقدس نمىشوند. مؤيّد به او مىشوند و بين اين دو فرق است. روح با ازدياد ايمانش به مرتبهاى مىرسد كه قوّت برتر مىگيرد و درك و توان برتر از موجودات برين دريافت مىكند. اين اتّصال روحانى با عوالم قدس تفاوت بسيارى دارد به معناى جا گرفتن روح يا فرشتهاى در كالبد انسان.
درباره شياطين نيز قصّه همين است. روح انسان شقى با تجرّدى خاص، ارتباط و اتّصالى با شياطين مىيابد كه درك و توانى خاص بر بدىها مىيابد. بنابراين قرآن از «وحى» شياطين، «القاء» آنها و ... سخن مىگويد. اينها هيچكدام تسخير شدن به معناى ياد شده نيست كه روح منعزل و شيطان همه كاره شود؛ بلكه برعكس روح در چنين حالتى در فعّاليت بيشتر و تجرّد بيشتر است و اتّصالش با بدن نيز شديدتر است. بنابراين افعال و اقوال صادره واقعاً و مباشرتاً از آن خود انسان است؛ هرچند در تأييد فرشتگان يا قرين بودن با شياطين چنين درك و قوّهاى يافته باشد.
دروازه شياطين، خرافهاى ديگر
در بسيارى از آثار هاليوود، سخن از برگشت شيطان است و براى اين بازگشت، گاهى گذرگاه زمانى درست مىكنند؛ مثلًا مقطع هزاره دوم، در فيلم روزگار پايانى يا گذرگاه مكانى كه نقاطى در زمين را دروازه خروج شياطين قرار مىدهند. در فيلم «فاينال فانتزى»، «درياچه كاسپين» (درياى خزر) و گذرگاه مكانى و سال خروج هم مصادف با ١٣٥٧ (سال پيروزى انقلاب اسلامى) است.!! در همين سريال، دائماً از دروازه شياطين سخن است.
اين خرافه در حال گسترش، مبتنى بر تحريف مسيحيّت است. در مكاشفه يوحنّا سخن از تبعيد شيطان به جهنّم؛ به مدّت هزار سال است و اين فهم انحرافى است. به نصّ قرآنى، شيطان پس از تمرّد نه به جهنّم بلكه همراه با انسان به زمين هبوط كرده و در كنار او به وسوسه و تدارك مراتب ولايت خود مىپردازد.
امّا در فهم مسيحى، اين موجود تبعيد شده به جهنّم به دنبال فرصت و بزنگاهى است تا به دنيا برگردد؛ مثلًا اوّل هزاره فرصت مىيابد يا جاهاى در روى زمين معبرى براى خروج اوست!
از اين خرافىتر آنكه شيطان وقتى از اين گذرگاهها به دنيا بر مىگردد، فرصتى كوتاه دارد تا مثلًا با بشرى بياميزد و پسر خود را به دنيا بياورد تا دروازه دوزخ بر او بسته شود و او در دنيا ماندگار گردد (فيلم روزگار پايانى) و در برخى فيلمها بستن دروازه جهنّم منوط به اعمال خرافى ديگرى است كه بايد انجام گيرد. هيچ يك از اينها مطابق با واقع نيست و نبايد در فهم مؤمنان قرار گيرد.
پىنوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٧٥.
[٢]. سوره زخرف (٤٣)، آيه ٣٦.