ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
آن اشاره شده اعتبارى و غير واقعى بودن دنياست. با توجّه به سلطه جدّى فضاى مجازى و سايبرى بر زندگىها در اين روزها، زندگىهاى مردم سراسر زمين به سمت مجازى شدن پيش مىرود و خودنمايى و زياده طلبىها در اين عرصه معنى مىشود. انسانها تمام تلاش خود را مىكنند كه با چپاول اموال و ضايع كردن حقوق ديگران، دزدى و سرقت، آميختن حلال و حرام، نپرداختن حقوق واجب، مانند خمس و زكات يا پرداختىهاى لازم و موظّف مانند صدقه، صرفاً به دنبال افزودن صفرهاى حسابهاى خود در بانكها هستند.
تنوّع طلبى، مصرفزدگى و مدگرايى
يكى از روحياتى كه در قرآن، قوم بنى اسرائيل را با آن وصف كرده، تنوّعطلبى است. در دورهاى كه آنان با حضرت موسى (ع) در حال سفر از مصر بودند، خداوند به آنان مرحمت كرده و غذاهاى بهشتى براى آنان از آسمان مىفرستاد تا رنج كشيدن بار غذا را بر دوش تحمّل نكرده و بتوانند سريعتر حركت كنند. پس از مدّتى، آنان در نهايت جسارت و صراحت به موسى (ع) گفتند: به خدا بگو ما نمىتوانيم به يك غذا صبر و عادت كنيم از خدا بخواه براى ما عدس و پياز بفرستد تا تنوّع در آن ايجاد شود. اين روحيه تنوّعطلبى تا قرنها اختصاص به يهود و بنى اسرائيل داشت تا اينكه با رنسانس، روال يهودىسازى جهان دنبال شد و اين روزها فرهنگ قوم يهود مبناى تمام رفتارها و منشها گشته است؛ بىآنكه بسيارى از ما متوجّه آن باشيم.
روحيه تنوّعطلبى را در ميان ما جارى ساختهاند تا با مصرفگرايى ما چرخ صنعت و توليد آنان رونق بيشترى پيدا كند به اين ترتيب ما نيز بيشتر از پيش در فرهنگ يهودى خداگريز، غوطهور مىشويم.
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
جاهطلبى از جمله خصايص و خلقيّات شيطانى است كه مبناى بسيارى مفاسد به شمار مىآيد. در زندگى مدرن با تأسيس ادارات، نهادها و مؤسّسات، اين فرصت براى همه فراهم شد كه عنوانى داشته باشند و اين عنوان مبناى تفاخر نسبت به هم قرار گيرد. عنوانها در ساختارهاى تشكيلاتى رتبه پيدا كردند و اگر كسى را اين روزها با رتبه و عنوان و مقامى پايينتر از آنچه حكم كارگزينىاش تعريف كرده، خطاب كنند، توهين غير قابل بخشش و گذشتى به حساب مىآيد و حتماً بايد با آن برخورد شود! اخلاقى كه به شدّت در قرآن مورد نهى قرار گرفته است.
تجمّلگرايى
خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، امّا گاه زيبايىگرايى تمام توجّه فرد را به خود جلب مىكند و بهانهاى براى تفاخر و خودنمايى مىشود. اين روحيه نيز مصرفزدگى، اسراف و تبذير را به دنبال مىآورد. تركيب تنوّع طلبى، تجمّلگرايى و مُدزدگى، فرهنگى را به دنبال مىآورد كه فرد، تمام همّ و غم زندگىاش را در خريد و نمايش آنچه خريده و خود برترنمايى خلاصه مىكند. اين سبك يكى از مؤثّرترين راههاى غفلت از خدا و ياد خداست. علّتها و آثار مختلفى را براى تجمّلگرايى مىتوان برشمرد؛ مثلًا يكى از آنها چشم و همچشمى است.
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
از جمله ابزارهايى كه با آن تنوّعطلبى، معنا و مصداق مىيابد، فرهنگ مُد است. از مد مىتوان به تقليد جاهلانه و جهالت مدرن ياد كرد كه شخص بى توجّه به نياز، ضرورتها و حتّى علاقه و سليقه خود، صرفاً بر اساس آنچه مدسازان يا ابزارهاى تبليغاتى براى او تعريف مىكنند، مطلوب و محبوبش مىشود.
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
زيباترين و بهترين رنگ براى زندگى و حيات بشر، رنگ خدايى است و كعبه نمادى است كه ما اين جهت را گم نكنيم و زندگى را بر اساس آن جهت دهى كنيم. در دوره مدرن جهت