ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - راه دستيابى به خوشبختى
عقله و من جهله ضلّه؛ هركس خودش را بشناسد مىتواند فكر خوبى داشته باشد و هر كس خودش را نشناسد، حتماً گمراه مىشود.»[١]
طبق فرمايش حضرت، انتخابها، ارتباطها، رفتارها و افكار انسانى كه عوامل سازنده دنيا و آخرت او هستند، زمانى درست و صحيح خواهند بود كه انسان خودش را بشناسد. يعنى مثلًا انتخاب همسر، رشته تحصيلى، دوست و ... همه منوط به تعقّل صحيح مىباشد. بنابراين در قرآن اشاره شده است: وقتى كه به جهنّميان گفته مىشود كه چهطور شد جهنّمى شديد، مىگويند: «لَوْكُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ؛ اگر ما مىشنيديم يا تعقّل مىكرديم، هيچ وقت جزو اصحاب سعير (مكانى در جهنّم را سعير مىگويند) نمىشديم»[٢]. طبق اين آيه، جهنّم محصول بىعقلى و بىفكرى انسان است؛ يعنى كسى كه ساختارحقيقىاش را كامل نمىداند و بر اساس اين ساختار تصميم نمىگيرد و اگرشما خود را زن يا مرد معنا كنيد و نگاه به خود را فقط از تولّد تا مرگ معطوف كنيد؛ چون اين نگاه، نگاه اشتباه و غلطى است، هر تصميمى و تعقّلى و برنامهريزى كه براساس اين نوع نگاه باشد، لاجرم اشتباه ازكار درمىآيد؛ مانند كارخانهاى كه موادّ اوّليهاى را كه مورد استفاده قرار داده خوب نبوده است، در نتيجه نمىتواند محصول خوبى هم داشته باشد.
شناخت انسان و تفكّرات صحيح
انسان زمانى مىتواند تفكّر درست و صحيحى داشته باشد كه نگاه به خودش را از زمانى كه پيش خداوند بوده تا زمانى كه به اين دنيا آمده و ابديّتى كه در پيش رويش قرار دارد، در نظر بگيرد و بر اين اساس به تعقّل و تفكّر بپردازد؛ يعنى در انتخاب هر موردى مثل همسر، رشته تحصيلى، پوشيدنىها، لمس كردنىها و ... همين نوع نگاه را مدّنظر داشته باشد و بعد از آن، دست به انتخاب بزند. در اين صورت بىترديد انتخاب صحيحى خواهد داشت.
در تحقيقاتى كه انجام شده و طبق آمار جهانى كه بهدست آمده، وقتى از افراد درباره انتخابها، ارتباطها، رفتارها و افكارشان سؤال شده كه اگر به گذشته خود برمىگشتيد، آيا باز هم همين نوع را انتخاب مىكرديد يا نه؟ اكثر قريب به اتّفاق گفتند: ما اشتباه كرديم و حاضر نيستيم همين نوع انتخاب را داشته باشيم. به نظر شما چرا چنين اتّفاقى مىافتد؟ چون متوجّه شدهاند هر چيزى را كه انتخاب كردهاند، اشتباه بوده است. پس طبق فرمايش اميرالمؤمنين (ع) كسى كه خودش را بد تفسيركند، همه ساختار وجودىاش را نمىتواند ببيند و اساساً به وفات، برزخ وآن عظمتى كه ميلياردها برابر جذّابتر و شيرينتر از اينجاست، نمىتواند فكركند و اين مانند جنينى مىماند كه خودش را براى يك عالمى كه بىنهايت بزرگتر از رحم مادر است، آماده نكند؛ پس درك درستى نمىتواند از آن داشته و در نتيجه نمىتواند تولّد سالمى هم داشته باشد. بنابراين اگر انسان هم نداند كه بعد از مرگ، چه عالمى منتظر اوست، همه افكار، تصميمات و رفتارهاى او اشتباه از كار در مىآيد. بنابراين به جاى اينكه به كسى بگوييم كه خوب باشد، بايد به او بگوييد كه خودت را ببين؛ يعنى بايد بخشهاى وجودىاش را ببيند تا بتواند خوب باشد. در فرمايش ديگرى از اميرالمؤمنين (ع) كه مىفرمايد: «لا تجهل بنفسك فإنّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شىء؛ نسبت به خودت جاهل نباش؛ چون كسى كه خودش را نمىشناسد، هيچ چيز را نمىشناسد.»[٣]
داستان زندگى بشر امروزه اينست كه با پيشرفت علم در بدترين وضعيّت و شرايط روحى و روانى قرار گرفته است؛ زيرا اساساً پيشرفت علمى مبتنى بر شناخت صحيحى نيست. بنابراين نمىتواند شادى و آرامش حقيقى را به دست آورده و آن منِ حقيقى انسان را پيدا كند و اگر اين منِ حقيقى در انسان زنده نشود و انسان نتواند با خودش آشتى كند، بايد هرلحظه منتظرهر نوع خطر و گناهى باشد.
در راستاى همين بحث، تعبيرديگرى از حضرت است كه مىفرمايند: «من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاة وخبط فى الضلال و الجهلات؛ هركس خودش را نمىشناسد، از راه نجات دور مىشود و قدم در گمراهى و جهالتها مىگذارد.»[٤]
طبق فرمايش حضرت، نگاه اشتباه به خود مىتواند، سرمنشأ تصميمات نادرست باشد و هركس در هر مقام و منصبى اعمّ از شغل، تحصيل، ازدواج و ... باشد، اگر توجّه به نوع تصميماتش نداشته باشد، همه به ضرر او خواهد بود؛ يعنى انسان هر چه از خودش فاصله كمترى داشته باشد، سطح اضطرابها و نگرانىهايش كمتر مىشود.
راه دستيابى به خوشبختى
قاعده اساسى و مهمّى كه در اينجا وجود دارد اينست كه اگر بخواهيد خود، خانواده و اطرافيانتان را خوشبخت كنيد، بايد به خود حقيقيتان نزديك شويد و با آن آشتى كنيد و اگر اين خودِ حقيقى قدرت پيدا كند، نيازمند به عاطفه و توجّه كسى نخواهيد شد و با از دست دادن اطرافيانتان، اضطراب و نگرانى به سراغ شما نخواهد آمد و اين خودِ حقيقى آنقدر ارزش دارد كه قرآن كريم به آن اشاره كرده و مىفرمايد: «هُوَالَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً؛ همه آنچه در زمين است براى توخلق كردم»[٥] يا در زيارت عاشورا خطاب به امام حسين (ع) مىگوييم: «أسئل الله أن يبلّغنى المقام المحمود لكم عندالله؛ من به آن مقامى كه تو دارى مىخواهم برسم.»؛ يعنى وقتى