ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - ايمان آوردن جنّيان به قرآن
١٢٨)؛
از آيات قرآن برمىآيد كه جن از آتش است و انسان از جنس خاك و اين چنين دريافت مىشود كه جنّيان قبل از انسان خلق شدهاند و از آنجايى كه هر دو از مادّه آفريده شدهاند، پس مادّى هستند، ولى دو تفاوت اساسى، آنها را از ساير موجودات متمايز مىسازد:
١. مىتوانند خود را به هر شكل و قيافهاى در آورند (به جز پيامبران و ائمه معصومان (ع))؛
٢. از چشم موجودات ديگر پنهانند.
ملّا صدرا پنهان و آشكار شدن جن را با هوا قياس مىكند و اينطور عنوان مىدارد:
بدنهاى آنها در الطاف نرمى متوسط بوده و از اين رو آماده جدايى يا گرد آمدن هستند، چون گرد هم آيند، قوام آنها بهتر گشته و مشاهده مىگردند و چون جدا گردند، قوامشان نازك و جسمشان لطيف مىشود و از ديده پنهان مىمانند مانند هوا كه وقتى ذرّاتش گرد هم مىآيند، غليظ مىشود و به صورت ابر در مىآيد و وقتى ذرّات از هم جدا مىشوند، لطيف شده و ديده نمىشوند.
مادّه اوّليه آفرينش جن
چنانچه در قرآن آمده است:
«سوگند مىخوريم كه ما خلقت نوع آدمى را از گلى خشكيده كه قبلًا گلى روان، متغيّر و متعفّن بود، آغاز كرديم و نوع «جنّ» را از بادى بسيار داغ خلق كرديم كه از شدّت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.»
وقتى از آتش سخن به ميان مىآيد نبايد تصوّر شود كه بايد خرمنى از هيزم يا مقدارى نفت را روشن كرد تا نور و گرما به وجود آيد؛ بلكه بايد دانست نيروها و انواع گرمازا بسيارند مانند اشعه ليزر كه اخيراً كشف شده و پرتوى از آن سختترين پولاد را سوراخ مىكند.
با ذكر اين مطلب مىگوييم آفرينش جنّ يا فرشته از «آتش يا انرژى» كه در قرآن به آن اشاره شده آتشى كه محسوس ما هست، نمىباشد؛ بلكه بيان كننده اين حقيقت است كه از جنس آتشى است كه براى ما مفهومى ذهنى دارد و تصوّرش ممكن است، ولى خود آتش نيست، خداوند پارهاى از مخلوقات را آفريده است. همچنين از كلمه «از خاك» درمىيابيم كه آدم از خاكى كه هر روز پا بر آن مىگذاريم، آفريده نشده، بلكه از جنس اين خاك كه موادّ گوناگونى را به همراه دارد، خلق شده است. مثلًا وقتى مىگوييم جعفرى از «آهن» سرشار است، نبايد انتظار داشت كه سختى آهن در زير دندان انسان محسوس گردد، بلكه از جنس آهن تركيباتى قابل هضم و جذب به وجود آمده كه به هيچ وجه به فلز شباهتى ندارد.
برترى انسان بر جنّ
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «و ما فرزندان آدم را بر بسيارى از مخلوقات خود برترى و فضيلت كامل بخشيديم.» (سوره اسراء، آيه ٧٠)
و همچنين واجب شدن سجده شيطان و فرشتگان بر انسان نيز، خود دليلى بر برتر بودن نوع انسان است در پيشگاه خداوند.
«تكريم» انسان به دادن عقل است كه به هيچ موجودى ديگر داده نشده و انسان به وسيله آن خير را از شرّ و نافع را از مضر و نيك را از بد تميز مىدهد.
آيا جنّ علم غيب دارد؟
قابليّتهاى موجود در جنّ ناشى از نوع خلقتش مىباشد، مانند پنهان به دور از چشم، طى مسافت كردن و ... اين تصوّر را در ذهن انسانها ايجاد مىكند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. ولى حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب مىباشد، چنانچه مىفرمايد:
«خداوند، داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمىسازد مگر بر آن پيامبرى كه از او خشنود باشد» و البتّه بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن مىدانيم، جنّيان توانستهاند پاسخهاى درست و مناسبى را ارائه دهند كه ما آن را نبايد ناشى از علم غيب آنان دانست؛ زيرا جنها از آنجايى كه به راحتى مىتوانند طى طريق كنند مىتوانند از همنوعان خود كه در جريان اجرا قرار دارند، پاسخ را جويا شده و به شخص رابط اطّلاع دهند يا از امكانات ديگرى استفاده كنند كه ما از آن بىخبريم.
ايمان آوردن جنّيان به قرآن
در سال دهم بعثت پيامبر اكرم (ص) از «مكّه» به «طائف» تشريف برد تا مردم را در آن مركز به سوى اسلام دعوت كند؛ امّا كسى به دعوت او پاسخ مثبت نگفت. در بازگشت به محلّى رسيد كه آن را وادى جن مىگفتند. شب را در آنجا ماند و آياتى از قرآن تلاوت كرد، گروهى از جن شنيدند و ايمان آوردند و براى تبليغ به سوى قوم خود برگشتند. همچنين علقمة بن قيس از عبدالله بن مسعود