ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٤ - اشاره
قرآن از آنها در آخرالزّمان ياد مىكند، آنها را مىخواند و اينكه بالأخره بشر تجربهاى مىكند كه با تجربههاى مادّى و معنوى مرسوم متفاوت است. شايد قسمتى از اين هم برگرفته از ضمير ناخودآگاه غربىها باشد كه من در اين زمينه صحبت دارم؛ به اين معنا كه بشر تا چه حد آنچه كه انجام مىدهد و در رفتار او مىبينيم به صورت ضرورى از رفتار خودآگاه او برخاسته و با خودآگاهش به اين بحث وارد شده است؟ وقتى هست كه ما فعلى را انجام مىدهيم و ضمير ناخودآگاه ما مولّد آن فكر است و اگر سؤال كنند كه به چه دليل اين كار انجام شد، پاسخى دقيق نداريم. به طور مثال وقتى در خلوت خود هستيم، جملهاى به زبان ما جارى مىشود كه اين جمله، تداوم فكر ما بوده كه در فكر ما گذشته و نمىدانيم كه چه شد كه اين جمله از دهان ما خارج شد، در حالى كه اين جمله يك زمينه ذهنى داشته و يك قسمتى از روح ما تراوش كرده است. كسى كه در اتاق نبوده و كلامى جارى نبوده پس اين كلام از كجا جارى شده است؟ كاملًا معلوم است كه حياط خلوت روح ما از ضمير ناخودآگاه ما، پالسهايى به بيرون تراوش مىكند و بعد كه آن را رمزگشايى مىكنيم، مىبينيم كه از ضمير ناخودآگاه ما بوده است. منطق خواب و ديگرانى كه در اين باب صحبت كردهاند از امثال فرويد كه مادّى تفسير كردند يا كارل گوستاو يونگ كه قدرى معنوىتر ضمير ناخودآگاه را رمزگشايى كردند، همه در هنر متّفقالقول بودند كه هنرمندان ضماير ناخودآگاه قوى دارند و به دليل تراوش ضماير ناخودآگاهشان آثار ناب هنرى خلق مىكنند. اين كشفالشّهود آقايان نبود و هزاران سال قبل در كلام معصومان (ع) مىبينيم. روايتى از پيامبر اكرم (ص) است كه كاملًا به اين معنا دلالت دارد هنرمندان مورد نظر حضرت، عمدتاً شعرا هستند. ايشان در روايات دارند كه هيچ شاعرى نيست كه محلّ الهام نباشد يا از جانب فرشتهاى يا از جانب شيطانى. شهيد آوينى در يكى از شمارههاى مجله «سوره» مقالهاى در باره اين حديث نبوى داشت كه آنكه شيطان قوىترى دارد، هنر شيطانى قوىترى خلق مىكند و آنكه فرشتهاى بر او وحى مىكند، هنر رحمانى فاخرترى از او صادر مىشود. ما مفهوم الهام را در عرصه هنر دستكم مىگيريم و صرف الهام را پاس مىداريم، غافل از آنكه مىتواند الهام منشأ الهى يا شيطانى داشته باشد و آن كلام زيباى اميرمؤمنان (ع) وقتى از ايشان مىپرسند خلّاقترين شاعر عرب و قوىترين شاعر عرب كيست؟ از (ملك ضليل) امرو القيس نام مىبرند كه شاهزاده گمراه، قوىترين شاعر عرب بود و توضيح مىدهند: شيطانى كه به او وحى مىكند از شياطين ديگر قوىتر است و باز اين آيه قرآن كه «وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ»[١] پس ما وحى شيطانى هم داريم و جاى تأسّف است كه افرادى چون سلمان رشدى اين مضامين را مىگيرد و برمبناى آن كتاب موهن و زشت آيات شيطانى را مىنويسد. ما مسلمانان به اين معنا خيلى توجّه نداريم كه وحى شيطانى در آفرينش شيطانى مىتواند چه طوفانى كند و اگر هنرمندى باطن پالايش شده، نداشته باشد، چه گرفتارىهايى براى خودش و جامعه ايجاد خواهد كرد. اينها را گفتم كه وقتى وارد سينماى دخان شديم، خيلى تعجّب نكنيد كه در عذاب دخان چه اتّفاقى مىافتد؟ در عذاب دخان مرز ميان عالم مادّه و دخان رقيق مىشود؛ امّا كسانى هستند كه خودشان به استقبال عالم دخان مىروند و اين همان افرادى هستند كه محلّ الهام شيطانى قرار مىگيرند و هنر شيطانى از آنها صادر و ساطع مىشود و اينكه شما مىبينيد بعضى از هنرمندان ضعيف النّفس به قرصهاى روانگردان آلوده بودهاند، شايد به همين دليل بوده و مرز را مىشكند و توهّمات و تخيّلاتى را براى مصرف كنندگان اين مواد پديد مىآورد و به اين ترتيب خيلى مرز بين واقعيّت و فضاهاى دخانى را رقيق مىكند. همين كه در عصر ما مصرف موادّ تعطيل كننده عقل افزايش مىيابد و به يك فاجعه ملّى تبديل مىشود، شايد به اين دليل است كه وسوسه ملهم بودن از اين گونه الهامات در خيلىها پديد مىآيد؛ يعنى قبل از عذاب دخان برخى به استقبال آن مىروند.
بايد فكرى كرد و شما تبعات آن را در هنر و سينما مىبينيد.