ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - دوم جلوگيرى از نزديك شدن گروه ها و قوميّت هاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مى دهند
«تجارت جهانى»، كار سازمان القاعده بود، اين ما بوديم كه القاعده را به وجود آورديم و اين ما بوديم كه مقدّمات لازم براى موفّقيت اين عمليّات را فراهم كرديم.
به نام و بهانه مبارزه با تروريسم اسلامى، توانستيم تمامى قدرتهاى خود را بازيابيم و خود را سازماندهى كنيم، همه مخالفان خود را در ميان رهبران آمريكايى و غربى به حاشيه برانيم، آنها را پاكسازى كنيم و اين گونه، ناوگانهاى خود را براى حمله به جهان به حركت درآورديم. سرآغاز حملات ما، افغانستان و عراق بود.
اين جنبشهاى سلفى به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، با مشاركت اثرگذار خود در نابودى جهان اسلام و شعلهور ساختن آتش درگيرى خونين با شيعيان، همچنان در خدمت ما هستند.
ما توانستهايم شبكههايى مطمئن و خالى از شك و شبهه براى تغذيه اين گروهها به وجود آوريم و از طريق آنان، اين جنبشهاى اسلامى خشونتطلب را از نظر مالى، نظامى و اطّلاعاتى، تغذيه و حمايت كنيم؛ زيرا ما دقيقاً مىدانيم كه هرچند آنها صادقانه به دشمنى غرب و آمريكا مىپردازند، گاهى برخى از سربازان ما را نيز به قتل مىرسانند، امّا مأموريّت اوّل و بزرگترين وظيفه آنها، نابود ساختن جهان اسلام و ضعيف كردن و نابود كردن آن از داخل است تا اين گونه بهانهاى به دست ما بدهند و ما بتوانيم مخالفان خود را از ميدان بيرون كنيم و به بهانه مبارزه با تروريسم، بر جهان تسلّط يابيم.
اقدام و طرح اخير ما، در طرح نابودگرانه و ويرانگرمان براى اسلام، اشغال عراق بود تا به اين صورت عراق به صورت ميدانى خونين براى جنگ همه جانبه دو قطب اصلى جهان اسلام؛ يعنى شيعيان و سنّىها شود.
دوم: جلوگيرى از نزديك شدن گروهها و قوميّتهاى اصلى كه خاورميانه را تشكيل مىدهند:
ما اين كار را با حمايت از جريانهاى قومى و نژادى متعصّب كه رؤياى امپراتورى و داشتن سرزمينهاى گسترده را در سر مىپرورانند، انجام داديم، جريانها و گروههايى مانند پانتركيسمها، پان عربيسمها، پان ايرانىها و پانكُردها.
به عنوان مثال، جريان قومگرايى عربى و جريان پان عربيسم، نقش زيادى در ايجاد حسّ كينه، دشمنى و تعصّب ضدّ تركها و ايرانىها داشته و تلاش كرده است قوميّتهاى غيرعربى را كه در وطنهاى خود، در كشورهاى عربى زندگى مىكنند، به حاشيه براند و آنها را به انزوا بكشاند، قوميّتهايى مانند كُردها، تركمنها، زنگىها (سياهپوستان) و ....
ما موفّق شديم مانع هر گونه تفاهم و صلح ميان كُردها و طرفهاى آنها در وطنهايشان شويم و اين كار را از طريق حمايت و پشتيبانى از كُردهاى متعصّب و جدايىطلب، ارسال سلاح براى آنان، حمايت معنوى، تبليغاتى و رسانهاى آنها انجام داديم.
كميتههاى تخصّصى ما تفكّر رمانتيك كردستان بزرگ را گسترش داده و ميان شاگردان خود، اسطورههاى نژادى و اوهام بزرگ در مورد يك ميراث بزرگ قومى را رواج دادند و اين در حالى بود كه چنين گذشته درخشانى و چنين قهرمانانى به هيچ عنوان با آن شكل در تاريخ آن مردمان وجود نداشته و اين تنها ساخته و پرداخته كميتههاى تخصّصى ما بود كه به صورت غيرمستقيم به آنها القا مىشد.
ما با اين ايدئولوژى قومگرايى متعصّبانه، احزاب و جنبشهاى شورشى و جدايىطلب را در كشورهاى «خاورميانه» تغذيه و تقويت كرديم تا به وسيله آنان، دولتها و حكومتهاى قدرتمند را ضعيف سازيم و آنها نتوانند صلح، ثبات، آرامش و امنيّت را در حوزههاى خود برقرار كنند.
كُردها، با وجود همه اين تجارب ارزشمند و طولانى مدّت و فاجعههاى پياپى، هنوز به طور كامل درنيافتهاند كه تنها كسى كه از اين جريانها سود مىبرد، ما هستيم؛ البتّه نبايد فراموش كرد كه در اين ميان، رهبران متعصّب و قومگراى مورد حمايت ما نيز تا حدودى به نان و نوايى مىرسند.
آنها، همچنان با كمال شور و اشتياق، خود را به صورت هيزم طرحهايى در مىآورند كه ما به وسيله آتش آن، به مقصود و هدف خود مىرسيم.