ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣٤ - زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
- جهل جنّيان
آگاه نبودن جنّيان، به علم غيب
«فَلَمَّاقَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ؛[١]
پس چون مرگ را بر او مقرّر داشتيم جز جنبندهاى خاكى [=موريانه] كه عصاى او را [به تدريج] مىخورد [آدميان را] از مرگ او آگاه نگردانيد پس چون [سليمان] فرو افتاد براى جنّيان روشن گرديد كه اگر غيب مىدانستند در آن عذاب خفّتآور [باقى] نمىماندند.»
«قُلْأُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباًوَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً؛[٢]
بگو به من وحى شده است كه تنى چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند راستى ما قرآنى شگفتآور شنيديم و ما [درست] نمىدانيم كه آيا براى كسانى كه در زمينند بدى خواسته شده يا پروردگارشان برايشان هدايت خواسته است.»
آگاهى جنّيان، از احضار شدنشان براى حسابرسى در قيامت
«وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛[٣]
و ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنّيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن] خودشان احضار خواهند شد.»
- خفاى جنّيان
جنّ، موجودى نامرئى و پوشيده از ديد انسانها
«يابَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ؛[٤]
اى فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان بركند تا عورتهايشان را بر آنان نمايان كند در حقيقت او و قبيلهاش شما را از آنجا كه آنها را نمىبينيد، مىبينند ما شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند.»
- خلقت جنّيان
تاريخ خلقت جنّيان
١١٧. آفرينش جنّ از سوى خداوند، قبل از انسان
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ؛[٥]
و در حقيقت انسان را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريديم و پيش از آن جنّ را از آتشى سوزان و بىدود خلق كرديم.»
«وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا؛[٦]
و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جنّ بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد آيا [با اين حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مىگيريد و حال آنكه آنها دشمن شمايند و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند.»
عنصر خلقت جنّيان
آتش، عنصر خلقت جن
«وَالْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ؛[٧]
و پيش از آن جنّ را از آتشى سوزان و بىدود خلق كرديم.»
«وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛[٨]
و جنّ را از تشعشعى از آتش خلق كرد.»
خلقت جنّ از عنصر آتش، نمود ربوبيّت خدا
«وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ؛[٩]
و جنّ را از تشعشعى از آتش خلق كرد. پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد.»
- فلسفه خلقت جنّيان
عبوديّت و بندگى خدا، فلسفه خلقت جن
«وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[١٠]
و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.»
- جنّيان در زمين
زمين، قرارگاه و محلّ سكونت جنّيان
«وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَوَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛[١١]
و چون تنى چند از جنّ را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند. و كسى كه دعوتكننده خدا را اجابت نكند در زمين