ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - سلطه جنّيان بر مدّعيان
صحيح برايم مىآورد و مايه رشد مىشد و بعد از مدّتى به او انس گرفتم. بعد از مدّتهاى مديد كه رابطه ما قوى شد به من گفت: تو الآن به حدّى از يقين رسيدهاى كه عبادت از تو برداشته شده. اين استاد كه ملاك دستش بوده و راه را مىشناخته بعد از اين همه حقايق كمالى كه از او بهره برده، به محض او اينكه از باطن باخبر مىشود، داد مىزند: اخسأ يا عدوالله انّى عبد؛ گم شو اى دشمن خدا كه من بندهام. اخسأ را عرب براى دور كردن سگ به كار مىبرد. همانند چخه در فارسى.
ببينيد اين رابطه پيچيده است. براى ضلالت فرد، مدّتها مىآيند، ايجاد انس و اطمينان مىكنند و حتّى مطالبى ناب را به يك استاد و فقيه ارائه مىكنند تا به مرور زمان حقيقت نيّت خود را آشكار كنند و از ابتدا معلوم نيست براى چه آمدهاند. پس به اين راحتى نيست كه هركسى بفهمد براى چه مقصودى با او رابطه برقرار كردهاند و او از اشقياى جنّ است يا سعداى آنها؟ بايد فرد دائماً ميزان را در دست داشته و لحظه به لحظه مراقبه داشته باشد؛ حتّى انسانى كه با جنّ سعيد رابطه برقرار كرده باشد. جز انسان معصوم حتّى ممكن است در چنين شرايطى يك عالم بزرگ دچار انحراف و انحطاط شود. اگر ديگران هم به خود او و بدون داشتن معيار، دل بسته باشند با انحراف او همگى گمراه مىشوند و اين بالاترين حالت تحقّق خواسته آن جنّ است. از اين دست افراد فراوان وجود داشتهاند. ما عنان خود را تنها به معصوم (ع) با خيال راحت مىتوانيم بسپاريم و نه هيچ كس ديگر. تنها اوست كه هرچه گفت حلال يا حرام است، مىتوان قبول كرد؛ ولى درباره بقيه، هرلحظه بايد مطالبشان را سنجيد.
علاوه بر خبرهاى غيبى، فراموش نكنيم ممكن است تا مدّتها جنّى معارفى ناب را در اختيار فرد قرار دهد تا نهايتاً او را گمراه سازد. كارهاى خارق العاده و عجيب، درمانها و بسيارى از اين امور كه فراوان در ميان مس شدگان جنّيان قابل مشاهده است. علّت داشتن از اين دست علم و قدرتها، بساطت جنّهاست كه پيش از اين عرض كردم.
مدّعيانى كه به اتّكاى قدرت يا دانش جنّها، مردم را به سمت خود جلب كردهاند، بوده و الآن هم هستند و افراد فريب اينها را خوردهاند. فراموش نكنيم اين قدرتها و دانشها را در سطح خيلى خيلى بالاترى مىتوان از راه مشروع و سر سفره معارف اهل بيت (ع) بدون كوچكترين لغزشى به دست آورد. گفتوگوى مشهور رشيد هجرى، ميثم تمّار و حبيب بن مظاهر در «كوفه» و خبرهاى غيبى آنها كه از سفره معارف اميرالمؤمنين (ع) ارتزاق كردهاند، در تاريخ مشهور است و مردم وقتى خبرهاى غيبى آنان را مىشنيدند آنان را ديوانه و مجنون خطاب مىكردند. بنابر برخى نقلها ابن عبّاس حدّاقل هفت دوره قرآن را نزد اميرالمؤمنين (ع) تلمّذ كرده بود؛ با اين حال وقتى ميثم تمّار به او گفت بيا تا تفسير قرآنى از اميرالمؤمنين (ع) به تو بگويم كه تا به حال نشنيده باشى و او هم باور نمىكرد! در تاريخ آمده كه حضرت در دوره حكومتشان روزى يك ساعت به دكّان ميثم مىرفتند و به او قرآن مىآموختند و حتّى گاهى كه ميثم كار داشت، به جاى او خرمافروشى هم مىكردند. در زمانى، ميثم حقايقى از قرآن را براى ابن عبّاس نقل كرد و او هم مىنوشت تا جايى كه به سرنوشت خود و ماجراى شهادتش رسيد. ابن عبّاس در مقام انكار مىخواست همه مطالب قبلى را هم نابود كند كه ميثم به او گفت: صبر كن و ببين اگر بعدها همين طور شد كه يعنى مطالب قبلى هم درست است والّا همان موقع اينها را از بين ببر و عجله نكن. مواطن شاگردان اهل بيت (ع) خيلى متفاوت بوده و به هركه براساس ظرفيتش افاضه مىكردهاند.