ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - سلطه جنّيان بر مدّعيان
اينها از علوم و داشتههاى حصولى نيست و حتماً بايد با عنايت به دست آورده شود. خيلى عجيب است. قرآن مىفرمايد: او خودش را منسلخ كرد. انسلاخ و سلّاخى براى پوست به كار مىرود كه پوست يك نفر را بكنند و اين با لباس در آوردن (انخلاع) متفاوت است؛ يعنى او خودش را از اين آيات كه خيلى به او نزديك بود و با گوشت و پوستش عجين شده بود، كند. كار بلعم باعورا به آنجا مىرسد كه از مستجابالدّعوه بودنش در برابر موسى (ع) مىخواهد استفاده كند و براى نابودى موسى (ع) به درگاه خدا دعا كند! در طرف مقابل هم قارون و ساحران در برابر موسى (ع) را مىبينيم كه چنين قدرتهايى داشتند. اينها سبب عبرت است كه ما مىتوانيم حتّى عالم، عامل و بزرگى داشته باشيم كه تا اين حد همانند بلعم باعورا پيش رفته باشد؛ امّا زمانى در برابر خدا بايستد. اين ابتلاء است. نبايد به هيچ كس جز معصوم (ع) به طور مطلق دل بست؛ حتّى اگر اخبار غيبى و استجابت دعوت و ... داشته باشد. اين درباره انسانهاست و اگر كسى با جنّها رابطه برقرار كرد كه بايد به طريق اولى اين نكته را مدّ نظر داشته باشد.
مطلب ظريفى را هم به اجمال عرض كنم كه بسيارى از اخبارها و روابط جنّى را انسان گمان مىكند از ناحيه خودش است و غريبه را نمىبيند چون در نظام تجرّد سُفلى است و در نظام بدنى نيست. من و شما كه مقابل هم نشستهايم، معلوم است كه دو نفريم؛ امّا در رابطه با جنّ، انسان مطالب را از درون خود مىبيند، نه بيرون و جدايى احساس نمىكند و همين باعث مىشود كه احساس قدرت بكند و غريبهاى را نمىبيند كه نسبت به او حسّاس شود و موضع بگيرد؛ به طور مثال در يك پيوند ساده اعضا براى اينكه بدن آن را رد نكند، مجبورند تا چند وقتى با يك سرى داروها و آمپولها، سيستم دفاعى بدن را ضعيف كنند تا عضو تازه وارد را پس نزند و به او حمله نكند. وقتى شما يك حرف را از ديگرى مىشنويد، در ابتدا يك حالت دفاعى نسبت به آن داريد و در قبول آن مقاومت مىكنيد؛ امّا همان مطلب اگر به ذهن خودتان خطور كند، ديگر مقاومت نمىكنيد. عمده تصرّفات شياطين و جنّ از درون و از راه خطورات است كه فرد در برابر آن مقاومت نمىكند. اين يكى از مطالب عظيم است كه اگر باز شود، مىفهميم كه چقدر تصوّر اوّليه ما از جنّ و شيطان غلط است. البتّه در جانب مَلَكى هم همين طور است و ممكن است ملكى مطلبى به من القا كند و من تصوّر كنم آن مطلب از خودم است و دچار عجب و غرور شوم.
٩. با در نظر گرفتن مصاديق معاصر و به خصوص زنده مدّعيان معنويّت و مهدويّت اگر مطلبى باقى مانده بفرماييد.
درباره اكثر آنها اين مطالب و به خصوص مطلب آخر كاملًا صدق مىكند كه اينها خطورات جنّى و حتّى مَلَكى را كه نتيجه يك عملشان بوده از خودشان مىديدهاند و با عجب و غرور دچار خودبرتربينى مىشوند. علّامه حسن زاده مىفرمودند: واردات غيبى خيلى خوشنشين هستند. اگر ذرّهاى پليدى و كدورت وجود داشته باشد، اينها مىروند. بعضى اينقدر اشتغالشان به غير زياد است كه آمدن و رفتن اين خطورات را حتّى متوجّه هم نمىشوند. اگر كسى حواسش جمع باشد، اين را مىفهمد و مىگيرد. به ياد داشته باشيم:
|
اى بسا ابليس آدم رو كه هست |
پس به هر دستى نبايد داد دست |