ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - مصداق سازى و مصداق شناسى
مصداقسازى و مصداقشناسى
اسماعيل شفيعى سروستانى
موضوع و مصداق انتظار به صورت عام، جزو لاينفكّ وجود و حيات بنى بشر از صبحگاه خلقت آدم (ع) بوده و تا ابدالآباد نيز با او خواهد بود؛ چه اين گُل سر سبد آفرينش به صورت فردى در كنجى خلوت به سر برد چه در صورت قومى و اجتماعى حياتى خردمندانه را به تجربه بنشيند؛ امّا به طور خاص، يعنى «انتظار ديدار و تجربه فصل پايانى و برچيده شدن بساط ظلم و ديدار موعود مقدّس» در ميان امّتهاى مختلف و از جمله مسلمانان داراى پروندهها و سوابق فراوانى است كه از حدّ شمار و اشراف كامل بر همه صورتهاى تجربه شدهاش خارج است.
غلبه ظلم و ظالم در دورههاى مختلف، اخبار و اطّلاعات موجود و منتشر در ميان خلق روزگار و به ويژه مستضعفان درباره فصل رهايى و بالأخره بىقرارى ذاتى براى دستيابى به آن فصل، سه عامل اصلى و باعث آشكار شدن صحنههاى بسيارى از رخدادهاى زشت و زيبا در ميان منتظران بىقرار و مصداقيابىهاى شتابآلود شده است.
چنان كه عرض كردم، اين ماجرا مخصوص مستضعفان ساكن جغرافياى سرزمينهاى اسلامى نيست.
تاريخ مكتوب و شفاهى مسيحيّت از فرداى صعود و عروج حضرت عيسى (ع) مملوّ از حوادث، ماجراها، بىقرارىها و اقدامات فردى و جمعى مسيحيان براى تجربه بازگشت دوم حضرت مسيح (ع) و اقدامات فردى يا جمعى براى سرعت بخشيدن به اين بازگشت وعده داده شده است.
سوابق آثار مكتوب و اقدامات عملى بنيادگرايان انجيلى و موعودگرا را در اروپا و آمريكا- حدّاقل طى چهارصد سال اخير- بررسى كنيد تا دريابيد كه چگونه در جاى جاى اروپا و آمريكا، منتظران مستضعف، كشيشان و راهبان، مبلّغان و واعظان و در كنار آنان گاه دروغزنان و طمّاعان امواج فراوانى را به راه انداخته و به سر و سينه كوبيدند، خود را به آب و آتش زدند، خودسوزى و خودكشى دسته جمعى كردند، ترك شهر و ديار گفتند و بىتابانه به ذخيرهسازى غذا و كندن پناهگاه مشغول شدند. مراجعه به اخبار وقايع آخرين دهه از قرن بيستم ميلادى، مصاديق بسيارى را فراروى ما قرار مىدهد.
فكر مىكنيد اربابان كليسا با تمسّك و توسّل به چه موضوعى غائله بزرگ جنگهاى دويست ساله صليبى را عليه سرزمينهاى اسلامى به راه انداخته و طى مدّت ٢٠٠ سال از سراسر اروپا به سوى شرق اردو كشيدند؟
واعظان و راهبان مسيحى به راه افتادند و در گوش مستضعفان مسيحى، مژده ظهور قريب الوقوع حضرت مسيح (ع) و ضرورت زمينهسازى براى اين امر و خارج ساختن بيت المقدّس از دست مسلمانان را خواندند و بر هيزم انتظار و بىقرارى آنان دميدند تا آنكه از سراسر اروپا، مسيحيان، حتّى بىسلاح و مركب و ره توشه به سوى شرق روانه شدند و شد آنچه كه كم و بيش از آن اطّلاع داريد.
صرفنظر از پيشينه تاريخى- مذهبى موعودگرايى در غرب مسيحى و وجود رويكردهاى جدّى به موضوعاتى همچون «بشارت و نجات» در كلام و لاهوت مسيحيّت از يك سو و بنيادگرايى پيوريتانى شكل گرفته در قرون ١٦ و ١٧ ميلادى تاريخ «ايالات متّحده آمريكا» و موعظههاى انجيلگرايان، فعّاليت گسترده فرهنگى بنيادگرايان و استفاده آنها از تمامى ظرفيّتهاى رسانههاى مدرن براى تبليغ و گفتوگو از آخرالزّمان، زمينهسازى براى ظهور و مصداقيابى و مصداقسازى درباره شخصيّتها تا دهه هفتاد و هشتاد ميلادى، نتايج روانى خودش را بارز ساخته بود.
آنها با تكيه بر دستاوردهاى فاز فرهنگى از دهه هفتاد و به قصد تصميمسازى و عملياتى كردن طرحها با همين رويكرد وارد فاز سياسى شده و جلب پشتيبانى نو تولّديافتهها يا همان مردمى كه به آموزههاى مبلّغان انجيلى ايمان آورده و خود را براى ظهور مسيح مهيّا كرده بودند، رئيس جمهور مورد نظر خود را راهى «كاخ سفيد» ساختند تا او با استفاده از قدرت، نفوذ و ثروت ايالات متّحده آمريكا در برابر دجّال و ضدّ مسيح و