آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٤٧ - لامع دويم در معرفت صفات
اسم در غايت عزت و جلالت است؛ لقوله تعالى: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى[١] و اسماء ديگر كه در حق آدمى ادراك آن ممكن است، عارف خود به نفس نفيس، احكام آن را به ذوق ادراك مىكند. و در اين مقام به اسمى چند اشارت كنم و ضابطى بنمايم كه صاحب فطرت[٢] سليم را در معرفت اسماء ديگر چون مفتاح باشد[٣] و الملهم هو الله.
١١. بدان كه چون عارف سرّ عرش بداند و مناسبت آن با حضرت رحمانيت فهم كند، بداند كه[٤] الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى[٥] چه معنى دارد؟ و چون نشأت ملائكه بداند و قدس طهارت ايشان فهم كند، بداند نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ[٦]. و همچنان چون معناى شيطانيت[٧] بداند و سرّ ابليس فهم كند، بداند كه او را با اسم «عزيز» چه سرّهاست تا گويد: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ[٨] و چون نشأت آدمى بداند و تراكيب قوى و أمزجه او به تفصيل بشناسد و مناسبت هر قوتى[٩] با اسمى فهم كند و مع هذا سرّ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ[١٠] با او غمزه زند، بداند كه «الغفور الودود» با آدم و آدميان چه اختصاص دارد. سبحان الملك [الودود][١١]
[١] - سوره إسراء( ١٧)، آيه ١١٠.
[٢] - ص، پ: فطنت.
[٣] - ص: شود.
[٤] - ص، پ:+ سبوح قدوس لك.
[٥] - سوره طه( ٢٠)، آيه ٥.
[٦] - سوره بقره( ٢)، آيه ٣٠.
[٧] - پ: چون اين معنى/ ل: فطنت.
[٨] - پ: چون اين معنى/ ل: فطنت.
[٩] - ل: قولى/ ص: قومى.
[١٠] - سوره مائده( ٥)، آيه ٥٤.
[١١] - سوره مائده( ٥)، آيه ٥٤.