آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٤٥ - لامع دويم در معرفت صفات
عين ذات است كه آنجا موجودى ديگر نيست مغاير ذات؛ و از آن وجه غير ذات است كه مفهوماتش على القطع مختلف است؛ و كثرت اسماء از اختلاف موجودات و تغاير معانى و اعتبارات مىخيزد. و هاهنا أسرار غامضة.
«حىّ» و «عليم»[١] و «مريد» و «قادر» از اسماءاند كه معانى اين اسماء به ذات قديم قائم است و اسماء على الحقيقة، پيش اهل بصيرت، آن معانى قديم است و اين الفاظ اسماء آن اسماء[٢] است. و اين نوع را «صفات ثبوتى»[٣] مىگويند. و اين اسماء اربعه چهار ركن الوهيت است.
امّا «معزّ» و «مذلّ» و «محيى» و «مميت» و «معطى» و «مانع» و «ضارّ» و «نافع»، اين همه از نسبت مىخيزد. و اين نوع را «صفات اضافى»[٤] گويند.
و «سلام» و «قدّوس» و «غنى»، سلب عيوب و نقايص و احتياج است. و اين نوع را «صفات سلبى» گويند. و مجموع اسماء در اين اقسام
[١] - ل: عالم.
[٢] - پ: اسماء اسماء.
[٣] - به نظر مؤلف، صفات وجودى حقايقى هستند كه در آنها اضافه به غير ملحوظ نيست.
[٤] - صفات اضافى، صفاتى هستند كه به نسبت به مخلوق سنجيده مىشوند. ملا صدرا در اين مورد مىگويد: صفت يا ايجابى ثبوتى است و يا سلبى تقديسى. صفات سلبى، كه سلب نقص و اعدام از حق تعالى است، تماما به يك سلب بر مىگردند و آن عبارت است از سلب امكان از خداوند متعال. و صفات ايجابى ثبوتى دو قسم است: حقيقى مثل علم و حيات، و اضافى مثل خالقيت و رازقيت. بازگشت صفات حقيقى به وجود است. و صفات اضافى به يك صفت كه اضافه قيوميت است بر مىگردد.( الحكمة المتعالية فى الأسفار العقليه الأربعة، چاپ جديد، ج ٨، ص ١١٨).