آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ١١٠ - لامع دويم در احوال آخرت و بقاى روح انسانى و افتقار به مظهرى از مظاهر در هر عالمى كه بود و اشارت به نشآت كلى
و از عجايب آن روز يكى آن است كه به نسبت با طايفهاى پنجاه هزار سال نمايد و به نسبت با طايفهاى ديگر يك[١] لمحه. و در حديث اشكال خضر- صلوات الله عليه- در مسأله سرّ طى زمان اينجا معلوم شود و اين روز را «قيامت كبرى» گويند و جمله انبيا و اوليا- صلوات الله عليهم أجمعين- بر وقوع اين روز متفقند قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ* لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ[٢].
و لفظ «قيامت» مشترك الدلاله است عند أرباب البصائر: بدين روز معين اطلاق مىكنند و آن را «قيامت صغرى» مىخوانند و «من مات فقد قامت قيامته»[٣] اشارت بدين معنى است؛ و بر حالت وصول عارف اطلاق مىكنند آن زمان كه كونين در نظر او به نور وحدانيت محو و منطمس گردد و لا يبقى إلّا الحيّ القيّوم.
بيت
|
آمد قيامتى به سرم تا بديدم آنك |
رويت بهشت و لبت حوض[٤] كوثر است |
|
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ[٥] و آن را «قيامت عظمى» گويند.
مقصود در اين مقام، «قيامت كبرى» است و شرح آن در كتاب و سنت مفصل است و ادراك حقايق و عجايب آن بر انوار اطوار ولايت و
[١] - ص:- يك.
[٢] - سوره واقعه( ٥٦)، آيه ٥٠.
[٣] - تمهيدات، ص ٥٢.
[٤] - ل: آب.
[٥] - سوره ابراهيم( ١٤)، آيه ٤٨.