آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٧١ - لامع اول در حقيقت طور ولايت و احكام آن
سه مرتبه از آن، بيش، راه نيست: قرب زمانى و مكانى و عقلى: امّا قرب زمانى، چنانكه گويند: زمان مصطفى- صلّى اللّه عليه و اله- به زمان ما نزديكتر از زمان عيسى است- ٧-، امّا قرب مكانى، چنانكه گويد: قمر به ما نزديكتر از مشترى است، چه قمر، از آسمان اوّل مىتابد و مشترى از آسمان ششم؛ و امّا قرب عقلى، چنانكه گويند: بايزيد بسطامى و ابو الحسن خرقانى- رضي الله عنه- به مصطفى- صلّى اللّه عليه و اله- نزديكتر از عتبه و شيبه بودند، اگر چه ايشان به زمان و مكان قريبتر بودند. اينجا قرب و بعد به اوصاف ملكوتى بود. و امّا قرب آفريدگار تعالى به هر موجودى و سرّ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ[١]، جز عارف صاحب بصيرت نداند و اين مرتبه چهارم است در قرب. و آنچه از حسين منصور منقول است كه در وقت صلب مىگفت: «اللّهّم أنت المتخلّي عن كلّ جهة و المتجلّي من[٢] كل جهة[٣]! بحقّ قيامك بحقّي، و حقّ قيامي بحقّك؛ و قيامك بحقّي يخالف قيامي بحقّك؛ فإنّ قيامي بحقك ناسوتية، و قيامك بحقي لا هوتية؛ مع أنّ ناسوتيّتي مستهلكة في لاهوتيّتك غير ممازجة إيّاها، و لاهوتيتك مستولية على ناسوتيّتي غير مماسّه لها»، اشاره به شهود چنين قربى است.
و چون جلالت اين قرب سايه بر عارف افكند، در نظر او قرب مصطفى صلّى اللّه عليه و اله و جبرئيل و عرش و سدره و مؤمن و كافر و مورچه و پشه به قيّوم وجود، همه يكسان گردد ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ[٤]
[١] - سوره حديد( ٥٧)، آيه ٤.
[٢] - ل: عن.
[٣] - ل؛ عن كل جهة.
[٤] - سوره ملك( ٦٧)، آيه ٣.