آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦١ - لامع سوم در معرفت افعال
|
هر چه او كند بر جان و دل، آن جمله باشد داد و دين |
ور نيز بيدادى كند، باشد بر من داد از او |
|
دوزخ كه آفريده است به كمال عطف و رحمت آفريده است. باش تا جمال «الرحمن الرحيم» از افق[١] عزّت به در آيد- و نه به زبان گوشت و پوست- با تو بگويد كه در اشارت «سيأتي على جهنّم زمان ينبت في قعرها الجيرجير»[٢] چه سرّ است. قال النبيّ ٧: «من شرب في آنية الذهب و الفضّة يجرجر في جوفه[٣] نار جهنم»[٤].
|
ارباد به دوزخ برد از كوى تو خاك |
آتش همه آب زندگانى گردد |
|
|
غضب الكريم و إن تأججّ ناره |
كدخان ندّ ليس[٥] فيه سواده[٦] |
|
سطوات قهر ارادت ازل زمام اختيار از دست مىستاند وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ[٧] أي على عبده[٨] و آنچه در خاطر نيست كه بنويسم، نبشته مىشود. أرجع إلى ماكنّا بصدده و التكلان على الحيّ القيّوم.
[١] - ل: از تتق.
[٢] - زمانى بر جهنم خواهد آمد كه در قعر آن، جير جير خواهد روييد. جيرجير، نوعى گياه است( المنجد و مجمع البحرين).
[٣] - ص: في بطنه.
[٤] - پيامبر فرمود: هر كه در ظرف طلا و نقره، بنوشد، آتش جهنم در شكمش ريخته شود.
ظاهرا اين حديث، بىمناسبت آورده شده است مگر اين كه براى تبيين استعمال لغت« جيرجير» باشد.
[٥] - ل: بدّ.
[٦] - خشم كريم، گر چه لهيب آتش آن بالا گيرد، مثل دود عود است كه سياهى ندارد.
[٧] - سوره يوسف( ١٢)، آيه ٢١.
[٨] - ل: عباده.