آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٦ - لامع اول در معرفت ذات
اينجا سرّ وحدت[١] و معرفت اعيان ثابته- كه آن را «خلق» مىگويند- و فنا و عدم ايشان من حيث النظر إلى ذواتهم، معلوم گردد و اينجا باشد كه عارف، ذات بىنهايت حق را- تعالى و تقدس[٢]- به صفت صمديت بشناسد و حقايق و اسرار جلال و اكرام معلوم او گردد.
چون به غيب هويت نگرد، همه بطون و جلال بيند و آن، حضرت ذات است هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ[٣] لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ[٤] سبحان من لا يعلم ما هو إلّا هو.
مقربان ملأ اعلى را از ادراك عزت هويت او، همچون خود، محروم و قاصر بيند سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ[٥] و چون به ظاهر موجودات نگرد، همه ظهور و اكرام بيند و آن، حضرت تجلّى و بارگاه تدلّى است.- سبحان من ظهر فى بطونه و بطن فى ظهوره- آنجا بداند كه وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ* إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ[٦] چه معنى دارد؟
و «رأيت ربي في أحسن صورة» چه بود؟ اينجا بود كه سرّ حجاب عزّت و رداء كبريا همه معلوم گردد و محقق شود كه خداى را جز به واسطه رداء كبريا نتوان ديد «ما بين القوم و بين أن ينظروا إلى ربّهم إلّا رداء
[١] - قبل از اين عبارت در اغلب نسخ، چنين آمده است:« إنّ الله تجلّى للناس عامة و لأبي بكر خاصة» و در نسخه مجلس چنين است:« إنّ الله تجلّى للناس على صور معتقداتهم». هيچ يك از عبارات فوق را در كتب حديث شيعه و سنى با تمامى تفحصى كه كردم نيافتم و چنين بر مىآيد كه از سخنان عرفا باشد و يا از احاديث موضوعه است.
[٢] - ص: جلّ و عزّ.
[٣] - سوره زمر( ٣٩)، آيه ٤.
[٤] - سوره انعام( ٦)، آيه ١٠٣.
[٥] - سوره صافات( ٣٧)، آيه ١٨٠.
[٦] - سوره قيامت( ٧٥)، آيات ٢٢- ٢٣.