آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٢٧ - لامع اول در معرفت ذات
لامع اوّل در معرفت ذات
٦. بدان- وفّقك اللّه للعروج إلى السماوات العلى[١]- كه طالبان حضرت قيّوميّت و مشتاقان جمال صمديت- كه دغدغه[٢] شوق و كمند[٣] طلب ايشان را باعث مىشود كه از غيابت جبّ[٤] تقليد، به نردبان و شوق و كمند طلب، خود را به فضاى عالم شهود و عيان رسانند- در دو قسم منحصرند: اصحاب البحث و الأفكار و اولو الكشف و الأبصار[٥] و هر يك از ايشان را در اقتناص[٦] اين مطلوب طريقى است
[١] - خداى ترا به بر آمدن به آسمانهاى بالا توفيق دهاد.
[٢] - دغدغه: اضطراب.
[٣] - ل، پ:- كمند.
[٤] - غيابت جبّ: ته چاه. تقليد همچون بودن در ته چاه دانسته شده است.
[٥] - نويسنده خدا جويان را در دو گروه منحصر كرده است، يكى اصحاب البحث و الأفكار كه مىخواهند از طريق استدلال به حق برسند، مثل فلاسفه مشايى كه در فرهنگ اسلامى، ابن سينا پيشواى آنان شناخته مىشود. به نظر مصنّف، اين گروه چون از نور وحى بهره نمىگيرند راه به جايى نخواهند برد و به حيرت خواهند رسيد و مولوى در حق اينان گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٦] - ص، ل: اقتباس.