پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨١
مأموریت الهیاش پیروزمندانه به انجام رساند، با شنیدن اخبار نگران کننده پیشرفت اخباریان در کربلا و نجف، عزم سفر به آن نواحی کرد، تا با منطق روشن خویش شبهات اخباریان را از حریم دین دور سازد.
وحید بهبهانی در مهاجرت نخست خود؛ وارد حریم آسمانی مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیهما السلام شهر مقدّس نجف اشرف شد، مدتی در دروس فقیهان و بزرگان حوزه کهن آن دیار حضور یافت، ولی این وضعیت را برای خویشتن سودمند نیافت، لذا عازم کربلای معلّي شد، تا بار دیگر به مبارزه با اخباریان بشتابد، چون آن شهر مرکز رفت و آمد آنان بود، و شدت پیشرفت اخبارگرایی در میان استادان و طلاب آن سامان چنان بود که خواندن اصول را حرام میشمردند وکتاب های مجتهدان را با پارچهای به دست میگرفتند تا دست شان نجس نشود.[١]
پس از اقامت گزیدن وحید بهبهانی در شهر کربلا، وی به پیشنهاد عدهای از مؤمنین در یکی از مساجد شهر وظیفه امامت جماعت و اقامه نماز و ارشاد مردم را عهده دار شد.این فقیه سترگ هرگز نمیتوانست در برابر انحراف های رایج و مسلک اخباریگری دیده بر هم نهد و آسوده بنشیند، ولی از کجا و چگونه باید آغاز میکرد، در این اندیشه بود، تا اینکه به نظرش رسید باید کار را از بالا آغاز کند و به مناظره وگفتگو با آیت الله شیخ یوسف بحرانی رهبر اخباریان روی آورد.
این عزم با یک رؤیای صادق تقویت شد و بدین ترتیب زمان رویارویی اندیشهها فرا رسید. نبرد علمی سرنوشت ساز با مراجعه وحید به خانه استاد حوزه کربلا آغاز شد. هنگامی که آن بزرگمرد به خانه شیخ وارسته آيت الله بحراني رسید،گفت: امشب حضرت سیدالشهداء را درخواب دیدم،آن جناب
[١] . تنكابني، ميرزامحمد، قصص العلماء: ١٥٧.